يکی را زشتخو يی داد دشنام
تحمل کرد و گفت : ای نيک فرجام
بتر ز آنم که خواهی گفت آنی
که دانم عيب من چون من ندانی
من وقتيکه اين شعر زيبای سعدی را می خوانم ؛ با خودم ميگويم : چگونه است که ادبيات مان و فرهنگ مان از پند ها ی اخلاقی ؛ از تامل و تحمل ؛ از خود شناسی و قدر شناسی ؛ و از بردباری و مدارا آکنده است ؛ اما متاسفانه ؛ جان و جهان ما به چنين پلشتی هايی آلوده است ؟؟
چگونه است که هزار سال است ادبای مان ؛ عرفای مان ؛ شاعران مان ؛ متفکران و انديشه ورزان ما ن ؛ از بردباری و عشق و محبت و فضيلت های انسانی ؛ گفته اند و سروده اند ؛ اما جان و جهان ما ؛ از چنان پليدی ها و پلشتی هايی آکنده است که انگار در اين هزاره ای که گذشت ؛ اصلا و ابدا ؛ از آبشخور چنين فرهنگ پر باری نياشاميده ايم .
وقتی من اشعار مولانا و ناصر خسر و و عطار و حافظ و سعدی و ديگر سر آمدان قلمروی ادب و عرفان ايرانی را می خوانم ؛ از اينکه فرهنگ ما ؛ در طول سده ها و قرن ها ؛ اينگونه ستايشگر عشق و آزادگی و شرف و مدارا و دوستی و برادری و محبت است ؛ بخود می بالم ؛ اما وقتيکه نگاهی به دور و برم می اندازم و جان و جهان آدميان را ؛ چنين حقير و بی مايه و سرشار از حسادت ها و کينه ورزی ها و خشم و حرص و انتقام و دروغ و ريا می بينم ؛ ياد آن شعر حکيم سنايی می افتم که :
ننگ نايد مر شما را زين سگان پر فساد ؟
دل نگيرد مر شما را زين خران بی فسار ؟
و بعد ياد شعر ديگری می افتم که سالهاست در ذهن من رسوب کرده است و گهگاه بر زبانم جاری می شود :
تا کی من و جمال من و ملک و مال من ؟
چندين هزار من شدی ای قطره منی !!
مولانا جلال الدين مولوی به ما آدميان نهيب می زند که عينک سياه بد بينی را از چشمان خويش بر داريم و جهان و آدميان را از پشت اين شيشه کبود نبينيم :
ای بسا ظلمی که بينی در کسان
خوی تو باشد در ايشان ؛ ای فلان
اندر ايشان تافته هستی تو
از نفاق و ظلم و بد مستی تو
آن تويی ؛ وان زخم بر خود می زنی
بر خود آن ساعت تو لعنت می کنی
در خود ؛ آن بد را نمی بينی عيان
ورنه دشمن بوده ای خود را به جان
پيش چشمت داشتی شيشه ی کبود
زان سبب عالم کبودت مينمود ...
محمد غزالی در کيميای سعادت می گويد :
از آدمی ناقص تر و بيچاره تر امروز کيست که اسير گرسنگی و تشنگی و گرما و سرما و بيماری و درد و اندوه و رنج و خشم و آز است ؛ و هر چه وی را در آن راحت است و لذت ؛ زيان کار اوست
به قول سعدی :
به فلک ميرود آه سحر از سينه من
تو همی بر نکنی ديده ز خواب سحری
خفتگان را خبر از محنت بيداران نيست
تا غمت پيش نيايد غم مردم نخوری .
برای داشتن جان و جهانی فارغ از پليدی ها و پلشتی ها ؛ بايد از مهر و عشق آکنده شد و بر آستان عشق نماز گذاشت :
مشتاق گل ؛ از سرزنش خار نترسد
جويای رخ يار ؛ ز اغيار نترسد
عيار دلاور که کند ترک سر خويش
از خنجر خونريز و سر دار نترسد ....
** اين هم درد دلی بود در اين روزهای دلتنگی و دلگيری ؛ برای بيدار دلان و بيدارانی که ميدانند دردم از چيست و ناله و شکوه ام برای چيست . بقول حافظ عزيز :
از حشمت اهل جهل به کيوان رسيده اند
جز آه اهل فضل به کيوان نمی رسد .....
نوشته شده توسط گیله مرد در 11:04 PM
Yani man avval shodam? are
Posted by: Golesang at April 21, 2004 12:28 AMgilehmard jaan
engaar taa boode hamin boode & taa hast hamin hast. har tamaddon , asry talaayi daarad va gaahi doraani roo be zavaal! shaayad maa daarym 2vvomi raa tajrobe mikonim
سالروز سعدي بود.... ممنون از اينكه ازش يادي كرديد :)
Mosafer!!!
yek mosafer
yek ghatar
mosafer beliti dar jib darad
6000 jeld ketab dar chamdanash
6000 barge sefid dar dastash!!
mosafer sawar mishawad
ghatar be rah mioftad
wa 6000 saat rah mipaymayad
mosafer 2000 saat mikhanad
2000 saat fekr mikonad
wa 2000 saat minewisad
ghatar miistad
mosafer hamanja ke sawar shode bod, piade mishawad
wa poshte sarash 6000 mosafere digar
mosafer 6000 barg neweshtehayash ra mian anha taghsim mikonad
wa ghatare badi ra migirad....
az an 6000 mosafer
5998 nafareshan neweshtehaye mosafer ra nakhandand
yeksare be satle zobale!!!
1 nafareshan khando nafahmid,noch nocho pech pech. mochale o zobale!!!
1 nafareshan khando fahmid wa ba ehteram be ketabkhanaye shahr ehdayash kard!!!
..........................................................................
taghdim be to marde sabz wa tamami ananike ghalameshan alame eshgh ast wa bi tarso haraso chemshdasht minewisand!!!
sarat khosh delat garmo jamat por may bad!!!!
Hiwa
سلام ... ازين اشعار استفاده کنید میایند میگویند ادای چپ ها و روشنفکرهای غرب رو در میارید !!!! من هم همش همین سوالات را میکنم .. ایران ما کجاست؟؟؟؟؟ هرکی پیدا کرد خبر بده!!!
Posted by: آرمین گیله مرد at April 22, 2004 8:54 AMsalam aghayeh gileh mard-man az harfhayeh bi adabi bazi ha aslan khosham nayomad-ama tosh ye dars bod-va on in bod ke ma moragheb bashim ba harfa mon be adam hayeh khob khasteh ya nakhasteh tohion nakonim
Posted by: amir at April 22, 2004 9:59 AMسلام. اولین باره که به وبلاگ شما سر می زنم و برام بسیار جالب بود... به خصوص قضیه این «حجرالاسود»!!!! در هر حال امیدوارم که همیشه موفق باشید... به شما سر خواهم زد.
Posted by: آبي at April 22, 2004 4:29 PMسلام گيله مرد گرام.. از اين سوي جهان در گوشه اتاق كوچكم براي شما يك كف محكم و طولاني ميزنم. من هميشه از خواندن اينگونه متنها تعجب زده ميشوم كه چطور نويسنده با ظرافت فراوان تكه تكه شعرهاي مختلف را بهم متصل كرده و كل مطلب را ادا كرده. براوو به شما. گيله مرد عزيز روز وشبهاي خوش براي شما بهمراه خانواده نازنينتان آرزومندم. باي
Posted by: شهره at April 23, 2004 1:20 PMسلام آقاي رجب نژاد
خسته نباشيد. بنده در مورد نامه اي كه به خانم زيتون نوشته بوديد در مورد حجرالاسود اعتراض كوچكي داشتم. البته من تو نظر خواهي خانم زيتون به ايشون نوشته بودم به شماره 145. مطلب دزديده شدن حجر الاسود رو در كامل ابن اثير نديده ام ولي در كتاب نهايت الارب في فنون الادب تقريباً به همين صورت ديده ام. منتها مطلبي كه در مورد اينكه از اين سنگ به عنوان سنگ مستراح (بي ادبي من رو ببخشيد) استفاده شده تعجب من رو برانگيخت چرا كه در مورد طرز استفاده از آن در اين مدت هفت سال چنين مطلبي ديده نمي شود. كامل ابن اثير رفرنس شهاب الدين احمد نويري در كتاب مذكور بوده است. و اگر چنين مطلبي واقعيت مي داشت بايد اين سنگ اكنون هم دو تكه باشد كه نيست.
البته آنگونه كه من خوانده ام اين سنگ به همراه زيور آلات و طلاجات ديگري در جريان جنگهايي به يغما برده شده است كه بر خلاف گفته شما به نظر مي رسد بيشتر جنبه سياسي داشته كه هدف آنها خارج شدن از زير سلطه خلفا بوده است. همانطور كه مي دانيد بحرين و لحسا و همچنين ايران و سوريه قديم بيشترين مخالفت رو با خلفاي عباسي داشته اند و بيشتر جنبش هاي آزادي خواهانه زير نقاب مذهب از همين مناطق نضج گرفته اند. جنبش هايي از قبيل جنبش قرامطه در سوريه و بحرين و لحسا و نوع ايراني آن يعني جنبش اسماعيلي حسن صباح و حتي خلافت فاطمي مصر با اينكه به صورت يك جنبش مذهبي آن هم به عنوان دستمايه اعتراض نمود دارند بيشتر جنبه آزادي خواهي و خروج از زير سلطه خلفاي عباسي داشته است. و از همين قبيل است جنبش محمد گناوه اي يا به قول اعراب جنابي.
گفته " سه کس مردمان را تباه کردند . شبانی و طبيبی و شتربانی (يعنی موسی و عيسی و محمد ) و اين شتر بان از همه مشعبد تر و محتال تر بود ..." هم از محمد جنابي نيست بلكه از فيلسوف مشهوري (هر چه فكر كردم اسمش به خاطرم نيامد. فكر كنم حافظه ام هنگ كرده است!) ملقب به علي ذكره السلام (گويا در فرهنگ دهخدا. ذيل علي ذكره السلام كه اين لقب را براي علا الدين از جانشينان حسن صباح نيز به كار برده اند) نقل شده است كه به كفر و زندقه هم متهم شده و از وي حرفهاي دوپهلوي زيادي هم نقل شده است و مطمئن هستم كه ايشان را مي شناسيد. برخي وي را مسلمان واقعي و برخي او را كافر خوانده اند و قول دوم درست تر به نظر ميرسد. قدر مسلم اين است كه به سيستم فكري رايج معترض بوده و گفته فوق نيز در همين راستا صادر شده است.
هر چند ميدانم كه مشغله زيادي داريد كه غم نان و جامه و قوت (به قول سعدي) تنها گوشه اي از آن است ولي در صورت امكان براي بنده در اين موارد نظر خود را بنويسيد.
با تشكر
مجدداً سلام
نام آن فيلسوف به خاطرم آمد: ابوالعلاء معري كه عمدتاً او را دهري ميدانند.
خداحافظ
Posted by: عرشيا at April 24, 2004 5:15 AMنوش جون خانوم كه زر زر بيخود نكني!
Posted by: farnoush at April 24, 2004 11:13 AMfarnoush khanoom bi adab nabash bebakhshid khob shod?
Posted by: amir at April 24, 2004 11:22 AMكويا ايسايي برر؟ امي طرف نايي؟
Posted by: گل سنگ at April 24, 2004 4:24 PMسلام آقاي رجب نژاد... خيلي خوب است با اينكه ساكن ايالات متحده هستيد ولي تعصبتان را به مملكت آبا و اجدادي فراموش نكرده ايد... اسم اين سايت هم نشانگر تعصبتان به ريشه و خونتان مي باشد...
Posted by: Parde abi at April 26, 2004 2:41 AMدر ضمن حالا که از ایران دور شده اید شاید از تحولات سینمای ایران بی خبر مانده باشید... ولی از آنجا که شما شخصی فرهنگ دوست می باشید ... شما را دعوت می کنم تا سری به وبلاگ سینمائیم بزنید تا از آخرین جریانات سینمای ایران مطلع شوید... من در این وبلاگ سعی کرده ام همواره یک گام از سایتهای اطلاع رسانی سینمائی جلوتر باشم... با نظرات اشخاص فهیمی چون شما من می توانم نقائص وبلاگم را برطرف سازم تا در اطلاع رسانی اخبار سینمای ایران بهتر عمل کنم...
Posted by: Parde abi پرده آبی at April 26, 2004 2:45 AMوبلاگم پريروز آپديت شده ... به همراه آپديت فروش فيلمها تا پنجم ارديبهشت ماه... (صعود مارمولک در جدول فروش فيلمها به سومين فيلم پرفروش سال تنهادر سه روز نمايش و با فروش ۱۰۰ ميليون تومان!) ... نوشته هائی در مورد مارمولک ، نقطه چين ، اخبار کوتاه و مصاحبه با يکی از بازيگران طنز نقطه چين به کارگردانی مهـــــران مـــدیـــــری... منتظر حضور شما در وبلاگم خواهم بود و مشتاق خواندن نظراتتان...
Posted by: Parde abi پرده آبی at April 26, 2004 2:46 AMsalaam gileh mard guyand: sharaf o gheymat o ghadre to be fazl o honar ast na be dinaaro be sude o be zi yaan har bozorgi ke be fazl o be honar gasht bozorg nashavad khord be bad gof tane bahmaano folaan .........sabz baashi
Posted by: mahdie at April 26, 2004 6:59 AMفريب حيله ارمنى را نخوريم!- فرقه دمكرات آذربايجان: داشناكهاى ارمنى "مظلوم" نمايى مىكنند. اين ملت "مظلوم" در اوايل قرن بيستم ٬ مشخصا در باكو٬ در شماخى٬ در قوبا و در ديگر نقاط تعداد بىحد و حسابى از آذربايجانيان را كشتار نموده است. قتل عام ها در سالهاى جنگ جهانى اول با وحشيت بيشترى ادامه يافت و آذربايجانيان به صورت جمعى در معرض كشتارهاى فجيع ارمنىها قرار گرفتند. با ورود ارتش تركيه امنيت خلق آذربايجان تامين شد. در دهه آخر قرن بيستم نيز ارتش ارمنستان جنگى اشغالگرانه در قراباغ و بخشهاى پيرامون آن را آغاز كرد. مانند بسيارى از شهرهاى آذربايجان٬ در شهر خوجالى نيز فجايع دهشتناك و غيرقابل تصورى بوجود آمد. اهالى شهر به طور جمعى قتل عام شدند. در حال حاضر بيش از ٢٠ در صد اراضى آذربايجان تحت اشغال ارتش ارمنى قرار دارد. اهالى اين مناطق اكنون بيش از ده سال است كه در وضعيت فرارى و آواره به زندگى در چادرها محكوم شده اند.
Posted by: firqe at April 26, 2004 3:54 PMمرتیکه نفهم
Posted by: jk at April 27, 2004 5:29 AMدولت تركيه هم دولتي فاشيستي است و مردم كردستان رو قتل عام ميكنه.
Posted by: حسين at April 27, 2004 7:34 AMفقط آمدم عرض ادبي بكنم.اميدوارم كه موفق باشيد!
Posted by: persianlaic at April 27, 2004 2:21 PMmamnun az inke commentam ra pak kardid khodam ham az inke dat chenin jaee payam gozashtam pashiman budam
Posted by: olive at April 27, 2004 3:05 PMدرود بر گیله مرد و گردش گردون بر وفق مراد.. من هر انچه که
بر وزن مباحثه ای دوستانه برای شیوا نگاشتم قبل از اینکه مجالی
بیابیدتا بخوانیدش توسط او پاک شد انچه که شما خواندید جملات
پایانی بود بر وزن مشاجره و موجب قضاوت زود هنگام شما
گردید...گیله مرد شما خارج از بعد زمان و مکان و بدون دست
یابی به ابزار لازم برای این قضاوت کاملا عجولانه حکم کردید
ولغت زشتی در مورد من بکار بردید!!!!!!! مطالب شما توتیا ست بر
چشمان ادب دوستان و هیچ کس را روا نیست تا با سخن حق در
اویزد هیچگونه تقابل اندیشهای بین ما نیست و صد البته اینکه
جدال من با زنی بود که مولای عده بیشماری اهانت کرده بود...
جدالی فارغ از سیاست حاکمان زمان و پس از بررسی و روانکاوی
نوشته ها و شرح حال نویسنده ..... این مکتوبات را هر چند که
ناقص نگاشته شده را برای شما ارسال میکنم تا مجالی برای
قضاوت داشته باشید
بدرود
-----------------------------------------------------------
تو عجب معجون عوضي و عجيب غريبي هستي ميدوني چرا؟ براي
اينکه نوشتي به اشعار عرفاني و شعرايي مثل مولانا و حافظ علاقه
مندي و از طرفي علي بن ابيطالب را که مثل خورشيدي منشا بزم
عارفان والهام بخش شعرايي مثل مولاناست را مورد سب و دشنام
قرار ميدي!!!!در جاي ديگه بطور نا خود اگاه براي اثبات درستي
نظرت حديثي از پيامبر نقل ميکني چون اين حديث با مزاقت و لب
کلامت سازگار هست... ودر اخر يه حرف نامربوط چاشنيش ميکني
براي اينکه مثلا بگي من هنوز سر موضع عوضيم هستم و سنگر را
حذف کردم........شرم وحيا هم خوب چيزيه ..تو چطوري ميتوني در
مورد کسي که در زمان حياتت درکش نکردي نظر بدي؟؟؟اگه خيلي
احساس دموکرات بودن ميکني فقط ميتوني در باره چيزي که
توانايي درکش را داري نظر بدي نه بيش ازاين و نه خارج از بعد
زمان ومکان...و همچنين اي روشنفکري که تمام مغزت در
خاموشي مطلق هست ايا نياموختي که نبايد درباره چيزي که
درباره اش اطلاع چنداني نداري اظهار فضل کني..اطلاعات تو
محدود به چند کتاب مغرضانه است که با توجه به فشاري که
اخوندها به مردم تحميل کردند وبه خاطر حرص مردم از وضعيت
موجود و عدم درک درست مردم عامي مورد توجه واقع شدند
وگرنه هيچ سنديتي ندارند...
اگه طرفدار کثرت ارا هستي بايد بدوني مجموع مکتوبات در تاييد
اين اشخاص و ارواح عظيم الشان بسيار بسيار بيشتر از اين چند
کتاب سخيفي هست که تو رد اين افراد مطالعه کردي بطوريکه
اصلا قابل مقايسه نيستند!!!!!!!!
تمام عزتي را که الان بعنوان يه زن داري مرهون تحولي هستي
که اين افراد عظيم الشان در طي قرنها در رفتار ومنش انسانها ودر
روند تاريخ در کل جهان ايجاد کردند(از ادم تا .................)ايا توان
تصور اين راداريد که بدون انها هم اينک چگونه وبا چه قوانيني
ميزيستيد
به شما توصيه ميکنم به فقه واثار حاشيه اي و بعضا عرفاني
ديگران اکتفا نکنيد چرا که انها تفاسير ديگران است به اندازه
درکشان از واقعيتي بس عظيم و گاها نادرست و گمراه کننده....به
متون اصلي و بي واسطه رجوع کنيد
ديگه داره حوصله ام سر ميره اصلا در درياي خرييتت غوطه ور
باش به من چه؟؟؟نشستم براي کي نامه مينويسم !!!!!!!!!!!
-------------------------------------------------------------
ميدوني الان اگه بخوان از چهره يه شخصيتي پرتره بگشن چيکار
ميکنن و چه سبکي رو انتخاب ميکنن؟؟؟؟ جواب :حتما سعي
ميکنن تو نقاشي شون از افکتهاي پست مدرن استفاده کنن تا به
قول معروف کار کاملا اپديت باشه......حالا فرض کن زمان صفويه
هستيم و ميخواهيم چهره يه شخصيت مورد احترام رو بکشيم ...
چيکار ميکنيم؟سبک مد روز ما مينيياتوره و مقبوليت عمومي داره
پس مياييم تا ميتونيم به نقاشي مون افکتهاي مينيياتور ميديم تا
کارمون کاملا مد روز باشه و توجه عموم رو از رفيق و رغيب به
خودش جلب کنه.....و نکته ديگه اي که ميخوام ياد اور بشم اينه که
اکه توجه کني ميبيني که تمام عکسهاي قديمي پادشاهان و
سلاطين در يک مقطع خاص زماني به اين طريق ترسيم شدن و
اين تصاوير طرفا يک اثر هنري هستن نه اسلوبي براي محک زدن
شخصيت وتاريخ نگاري افراد
شما مسائل عصر خودت را که برات قابل لمس هستن به خوبي
درک ميکني وراجع بهشون مينويسي اما با بعضي نوشته هات اصول
و بيديهيات چند علم را ناديده ميگيري و صرفا عقده گشايي ميکني
..ايا شما کتب معتبر و مرجع تاريخي دانشگاههاي بزرگ جهان را در
مورد شخصيت افرادي که راجع بهشون حرف زدي را مطالعه کردي
ايا شما با تفاسير متون اصلي اشنايي داري
-----------------------------------------------------------------------
ببين اين جالب بود که گفتي اينجا خونه منه و هر چي که من بگم
همونه...يعتي معني رسانه رو نمي فهمي....اگه انجوريه پس کسي
حق نداره از لاريجاني انتقاد کنه !!!ببين چه منطقي داري !!!با این
500 تاخواستم متوجه بشي که همه به نوعي ديکتاتور هستن و
نميشه کسي و يا مرامي را محکوم کرد بهترين روش برقراري
توازن قوا و محترم ششمردن يکديگر است با پاک کردن صورت
مسله مسله حل نميشه ...
سلام.من از خوانندگان پرو پا قرص وبلاگ شما هستم.تازگيها خودم هم يه وبلاگ درست کردم و توي اون غزلهامو ميزارم.اگه لطف کنيد به من لينک بدهيد.ممنون
Posted by: حسین at April 27, 2004 3:46 PMبا درود وسلام بر بزرگ مرد گیلان امیدوارم سالم باشید
Posted by: محمد بابایی at April 27, 2004 6:52 PM

نظرات