March 3, 2006
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامی ....


يادداشت های سفر به اسپانيا و فرانسه (3)


* -جمعه 17 فوريه

اختلاف زمانی بين امريکا و اروپا ؛ باعث ميشود که من از روی سر پنجشنبه به روز جمعه جفت بزنم . انگار روز پنجشنبه را در هواپيما گذرانده ام . چه ميدانم ؟ شايد روز پنجشنبه را گم کرده ام .
امروز ؛ ساعت ده صبح از خواب بيدار ميشويم ؛ دست و رويی می شوييم و در هتل مان يک صبحانه حسابی می خوريم . صبحانه ای که سالها من از خوردنش هراس داشتم : ژامبون ؛ نيمرو ؛ پنير و کره ؛ مربای توت فرنگی ؛ سيب زمينی سرخ شده ؛ و چای داغ !
با خودم گفتم : اگر زنم اينجا بود و مرا در حال خوردن چنين صبحانه ای ميديد از وحشت غش ميکرد ! آخر قرار نيست آد می که کلسترول خونش بالاست و خودش هم هزار و يک جور عيب و علت دارد ؛ به اينجور غذاها لب بزند . اما من ميگويم : گور بابای رژيم غذايی !...و هر چه دلم می خواهد می خورم و پشت بندش هم يکدانه قرص Lipitor.......

من سالها پيش ؛ چهار سال و نيمی در بوئنوس آيرس زندگی کرده ام ؛ حالا که به بارسلونا آمده ام خيال ميکنم که بوئنوس آيرس را از روی بارسلونا کپيه برداری کرده اند : همان معماری , همان خيابانها ؛ همان بار ها و رستوران ها ؛ همان مردم خوشباش و شادی که زندگی را می فهمند و ميدانند تا شقايق هست زندگی بايد کرد .

ما در بوئنوس آيرس ؛ خيابانی داشتيم بنام Lavalle ...دخترم آلما به آن ميگفت خيابان خوشگله !
خيابانی تميز و موزاييکی و آکنده از بار و رستوران و تئاتر و سينما و بوتيک و ......
بارسلونا هم خيابانی دارد بنام LA RAMBLA که بيست و چهار ساعت آدمی در آن موج ميزند . خيابانی که هيچگاه حتی نمی تواند چرتی بزند؛ نه شب ؛ نه صبح ؛ نه غروب ؛ و نه پگاه ...
ساعتی در اين خيابان ميگرديم و ناهاری می خوريم و با تور به ديدن ديدنی های بارسلونا ميرويم .چه ساختمان های شگفت انگيزی دارد اين بارسلونا ؟؟

هوای بارسلونا درست مثل هوای کاليفرنيا ست ؛ عطر بهار در همه جا موج ميزند . قاعدتا در اين وقت سال بارسلونا بايد سرد باشد ؛ اما از شانس خوش ما ؛ می توان بدون شال و کلاه به خيابان رفت ؛ و در رستوران هايی که صندلی هايشان را در پياده رو ها چيده اند ؛ زير آفتاب ؛ قهوه ای خورد و شرابی مزه مزه کرد و آبجويی نوشيد و از آفتاب دل انگيزش لذت برد و زير لب خواند :
زندگی سيبی است
گاز بايد زد با پوست .....

عصر که می شود سوار اتوبوس می شويم و به ديدن ديدنی های بارسلونا ميرويم . راهنمای مان جوانی است که به سه زبان انگليسی و فرانسوی و اسپانيولی برای مان توضيح ميدهد . انگليسی اش چندان چنگی به دل نمی زند ؛ فرانسه اش را نميدانم .

ابتدا به ديدن PARK GUELL ميرويم که برج و بارويی است بر فراز کوهی و چشم اندازش دريای مديترانه .....گشتی در آنجا ميزنيم و ديدنی ها را می بينيم و سوار اتوبوس می شويم و به ديدن کليسای معروف SAGARADA FAMILIA ميرويم که يکی از شگفتی های هنر معماری است
پس از بازديد از اين پديده هنری ؛ به فروشگاهی که در کنار کليساست ميرويم تا مقداری از کارهای دستی شان را خريداری کنيم .
پس از خريد من کرديت کارتم را به خانم فروشنده ميدهم ؛ نگاهی به کارت و نگاهی هم به من می اندازد و به انگليسی می پرسد : آيا شما امريکايی هستيد ؟؟
ميگويم : بله !
بدون هيچگونه رو در بايستی ميگويد : I HATE AMERICAN يعنی من از امريکايی ها متنفرم !!!وما لبخندی تحويل خانم ميدهيم و ميگوييم ممنون ...
وقتيکه به سراغ اتوبوس مان ميآييم می بينيم جا تر است و بچه نيست ! اتوبوس مان رفته است . ما ده دقيقه ای دير کرده بوديم .
قرار بود به ديدن موزه پيکاسو برويم اما اتوبوس مان را از دست داده ايم . ناچار سوار تاکسی ميشويم و به هتل مان بر ميگرديم .

آقای Fernando Marti به ديدن مان می آيد ؛ هفتاد و چند سالی از عمرش ميگذرد . بسيار مهربان است ؛ به انگليسی و اسپانيولی با هم گپ ميزنيم ؛ هتل ديگری برای مان پيدا کرده است . سوار ماشين اش می شويم و به ديدن هتل تازه مان ميرويم ؛ هتل بسيار خوبی است ؛ يک سوئيت ميگيريم و قرار ميشود فردا صبح به هتل جديدمان اسباب کشی کنيم ؛ به آقای MARTI مقداری خاويار ايران که بچه ها از تهران با خودشان آورده اند و يک بسته هم پسته ميدهيم و با او خدا حافظی می کنيم . قرار ميشود فردا به ديدن مان بيايد تا با هم ناهاری بخوريم و بعدش به ديدن ديدنی های بارسلونا برويم ؛از همسرش هم دعوت ميکنيم که ناهار مهمان ما باشد ( داستان اين آقای Marti داستان خنده داری است ؛ قرار بود با ما ناهار بخورد و ما را با خودش به ديدن ديدنی های بارسلونا ببرد ؛ اما همينکه خاويار و پسته را از ما گرفت و رفت ديگر پيدايش نشد !!!ما هم دنبالش را نگرفتيم . مهرنوش با خنده ميگفت : بابا ! نکند اين خاويار ی که ما آورده بوديم بيچاره آقای مارتی را کشته باشد ؟؟ )


جای تان خالی شب را در يک رستوران بسيار خوب ماهی خورديم و شراب نوشيديم و نيمه های شب به هتل مان بر گشتيم .
حالا که ساعت پنج و سی دقيقه بعد از ظهر بوقت کاليفرنيا و دو و نيم شب به وقت بارسلونا است من نشسته ام و اين ياد داشت ها را می نويسم و انگار خواب هم نمی خواهد به سراغم بيايد . فعلا شب بخير ....

(ادامه دارد )


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:22 AM


نظرات
 

اين عمو گيله مرد رشتي ما رو سرشو بزنی، ته شو بزنی، تو فرانسه و اسپانيا هم که بره بازم میره رستوران و ماهي و SEA fOOD ميخوره!!

Posted by: PAYAM2000 at March 3, 2006 9:33 AM

صميمي مي نويسيد.... لاجرم هرچه كه مي گوييد بر دل مي نشيند ... آدم با غربتتان همراه و همراز مي شود... شاد باشيد

Posted by: giti at March 3, 2006 11:26 AM

nice blog

Posted by: Winston at March 7, 2006 10:58 AM

Spy stormer totally free virus removal! Free spyware to download? Online spyware scan free virus, spyware removal
ad-adware 6.0 free trojan remover, new free downloadable spyware remover, download spyware blaster?

Posted by: free anti spyware at March 18, 2006 3:32 AM

I agree with you the way you view the issue. I remember Jack London once said everything positive has a negative side; everything negative has positive side. It is also interesting to see different viewpoints & learn useful things in the discussion.

Posted by: penis enlargement pills at April 8, 2006 10:28 AM


آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63