ياد داشت های سفر به اسپانيا و فرانسه (10)
شنبه 25 فوريه
** در پاريس هستم .به اتفاق علی و ساليا به ديدن کليسای معروف نتردام ميرويم . چه عظمتی دارد اين کليسا . بعد هم ديداری می کنيم از کاخ عظيم شهرداری و کاخ دادگستری و مرکز فرهنگی ژرژ پمپيدو .
اين مرکز فرهنگی ژرژ پمپيدو با آن ساختمان عجايب و غرايب اش ؛ فی الواقع وصله ناجوری است در ميان آنهمه بناهای عظيم و با شکوه ؛ و من بنظرم آمد که معماری مدرن چقدر در برابر معماری کهن حقير و ناچيز جلوه ميکنند .
ناهار در يک رستوران ايرانی بوديم و شب را به يک رستوران يونانی ميرويم و غذای يونانی می خوريم و به موسيقی يونانی گوش ميدهيم و زير لب زمزمه می کنيم که :
زندگی ؛ آب تنی کردن در حوضچه اکنون است ....
اين رستوران يونانی هم حکايتی بود . وقتيکه وارد رستوران ميشدی يک ظرف چينی را زير پايت می شکستند . بعدش هم بساط رقص و بزن و بکوب روبراه بود و غذايش هم واقعا خوشمزه بود .
ساعات خوشی را در اين رستوران گذرانديم و از موسيقی جاندارش و از غذای لذيذش براستی لذت برديم . جای تان خالی .....
يکشنبه 26 فوريه
************
هوای پاريس بد جوری سرد شده است . صبح کفش و کلاه می کنيم و همراه علی و همسرش راهی گورستان پرلاشز می شويم تا آرامگاه صادق هدايت و غلامحسين ساعدی را زيارت کنيم .
سوز سردی ميوزد و سوز درون مان را دو چندان ميکند . هدايت و ساعدی به پنجاه سالگی نرسيده پرپر شده اند . آنهم با دست خودشان : يکی با گاز و يکی هم با الکل ......
من آنچنان ميلرزم که انگار همه سرمای جهان در تنم خانه کرده است . مينای عزيز ؛ کلاهی و دستکشی و شال گردنی بمن ميدهد . اما لرزش من از سرمای زمستان نيست ؛ از سرمای درون است .
بخودم ميگويم : چرا بايد نويسندگان وطن من در غربت پرپر بشوند و غريبانه به خاک بروند ؟؟
آرمگاه هدايت آبرومندانه و زيباست . گور ساعدی نيز .
اين دو نويسنده در چند قدمی يکديگر در خاک خفته اند
سوار ترن ميشويم و به ديدن برج ايفل ميرويم .چنان سوز سردی ميوزد که تا مغز استخوان آدمی نفوذ ميکند . يکی دو ساعتی در برج ايفل ميمانيم و به بالا ترين طبقه آن ميرويم و َشهر پاريس را به تماشا می ايستيم . بعدش به خيابان شانزه ليزه ميآييم و کمی خريد می کنيم وگشتی در خيابانها ميزنيم و ناهاری می خوريم و بعدش به ديدن قبر سرباز گمنام ميرويم و بدين ترتيب سفر مان به پايان ميرسد .قرار است فردا از پاريس به سانفرانسيسکو پرواز کنم .
نوشته شده توسط گیله مرد در 8:31 PM
© مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی یا تمام این صفحه تنها با اجازه نویسنده ممکن است.

