March 27, 2006
حالاحکايت ماست ....


ميگويند : يکی نان نداشت بخورد ؛ پياز ميخريد انبار ميکرد تا بخورد اشتهايش باز بشود !!حالا حکايت ماست .
دو سه روزی بود که ما رفته بوديم هوا خوری !! هوا خوری که چه عرض کنم ؟ کامپيوترمان جنی شده بود و ما هم که از لوطيگری فقط پاشنه کش اش را داريم ؛ به سبک و سياق گيله مردانه خودمان گفتيم : به جهنم !! حالا اگر در اين ايام عيدی ؛ دو کلام پرت و پلا ننويسيم و بخيه به آبدوغ نزنيم و آبگينه به حلب و خرما به بصره نبريم و خشت به دريا نکوبيم و باد در قفس نکنيم ؛ آسمان به زمين می آيد ؟؟؟

اين بود که عطای پرت و پلا نويسی را به لقايش بخشيديم و پاشنه گيوه مان را ور کشيديم و رفتيم عيد ديدنی !!!
رفتيم ديدن عمه جان و خاله جان و دختر خاله جان مان ! کلی هم زولبيا - باميا خورديم و يک عالمه هم تخمه شکستيم !!

ديشب که بر گشتيم خانه ؛ ديديم ای داد و بيداد !به مصداق " نباشد عشق را جز عشق درمان " همينطور يک چيزی مثل خوره افتاده توی جان مان و راحت مان نمی گذارد . بيخودی نيست که از قديم نديمها گفته اند که يکی از جنود شيطان " عادت " است .
رفتيم کتاب بخوانيم ديديم نمی شود . رفتيم تلويزيون نگاه کنيم ديديم ما اهل تماشای اين بجنبان و برقصان های آنچنانی نيستيم . رفتيم بخوابيم ديديم خواب هم به چشمان مان نمی آيد . چه کنيم ؟؟ چه نکنيم ؟؟ ما که نميدانيم اين کامپيوتر بی صاحب شده مان چه مرگش هست ؟ !ما که غير از تايپ کردن يک انگشتی چيز ديگری از کامپيوتر سرمان نمی شود ! زنگوله پای تابوت مان هم که رفته است الواتی ! بنا براين : پشه کی جولان دهد جايی که باد صر صر است ؟؟

اين بود که مثل هميشه ؛ دست به دامان رفيق سابق مان ! آقای چرندياتی شديم .
اين آقای چرندياتی سالهاست که رفيق ما ست . آنوقت ها که زن نگرفته بود و عيالوار نشده بود ؛ گاهگداری تلفنی به ما ميزد و حالی از ما می پرسيد و کلی هم سر به سرمان ميگذاشت . اما از روزی که عيالوار شده ؛ يک سر است و هزار سودا . ديگر کمتر سراغ مان را ميگيرد .

باری ؛ با وجودی که اين رفيق مان آقای چرندياتی ؛ هزار و يک جور گرفتاری دارد ؛ معذالک ؛ هر وقت کارمان جايی لنگ ميشود ؛ فورا پيام مختصری برايش ميفرستيم و آن طفلکی هم از روی ناچاری ؛ کار و زندگی اش را ول ميکند و آستين هايش را بالا ميزند و درد مان را درمان ميکند .

راستش ؛ ما خيلی دل مان می خواهد اين آقای چرندياتی ؛ روزی از روز های خدا ؛ پاشنه اش را ور بکشد و سری بما بزند تا شامی ؛ ناهاری ؛ صبحانه ای ؛ شرابی ؛ عرقی ؛ ودکايی ؛ قهوه ای ؛ چيزی با هم بخوريم تا هم ما دستکم از خجالتش در بياييم ؛ هم ديگران خيال نکنند که اين آقای گيله مرد ؛ رويش را با آب مرده شويخانه شسته است !! هم اينکه کمی نمک گيرش بکنيم بلکه فردا پس فردا ؛ اگر دوباره کارمان جايی لنگ شد ؛ روی آن را داشته باشيم که دست به دامانش بشويم ؛ که از خيلی قديم نديم ها گفته اند :
تا دل دوستان به دست آری
بوستان پدر فروخته به !
و يا به قول حضرت حافظ :
ای نور چشم من ؛ سخنی هست گوش کن
تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن .

حالا که کامپيوترمان به همت اين آقای چرندياتی راه افتاده و به قول بابای خدا بيامرزمان " از کليه بليات ارضی و سماوی محفوظ و محروس " مانده است ؛ می بينيم که توی دنيا خيلی خبر ها بوده و ما فقط نشسته ايم و زولبيا باميا خورده ايم و تخمه شکسته ايم و اصلا حواس مان نبوده است که در دنيا چه خبر هاست ...

حالا محض خالی نبودن عريضه ؛ يکی از اين خبر ها را برايتان نقل ميکنم تا بدانيد دنيا دست کيست :

** يک آقای ايرانی ؛ که گويا از يکی از اين دانشگاههای موسوم به " دانشگاه نيست در جهان " درجه دکترا گرفته است ؛ اخيرا بعنوان رييس دانشگاه اصفهان بر گزيده شده است .

اين آقای دوختور !! در جمع فعالان فرهنگی دانشگاه اصفهان ؛ فرمايشات محير العقولی فرموده اند که آدميزاد روی کله مبارکش اسفناج سبز می شود .

ايشان فرمودند : شما دقيقا بدانيد اوضاع از چه قرار است . رک ميگويم دوستان ؛ من بعنوان رييس دانشگاه آمده ام و قرار است که مسجد درست کنم . آمده ام که هيئت درست کنم . آمده ام هيئت سينه زنی درست کنم . قرار است نماز راه بيندازم . قرار است کانون قرآن راه بيندازم . آمده ام که مجلس هفتگی روضه زنانه در دانشگاه راه بيندازم . آمده ام نوحه گر در دانشگاه تربيت کنم !!!

راستش ؛ ما تا امروز خيال ميکرديم دانشگاه جايی هست که سر و کارش با علم و دانش و انديشه و خرد و تربيت انسان های فرهيخته و صاحب فن و صاحب دانش است ؛ اما خدا را صد هزار مرتبه شکر که به ميمنت اين انقلاب پرشکوه !!( که نام اصلی اش انقلاب پياز و نماز است ) اين سد هم شکسته شد و حالا در دانشگاههايمان قمه زن و سينه زن و نوحه خوان تربيت ميکنند .

براستی که چه ابلهانی بر ميهن ما حکم ميرانند .


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:49 PM


نظرات
 

Yek estelah ast kemigouyand anhaee ke manand ham fekr mikonand doreh ham jam mishavand. Man nemitavanam tajasom konam ke in regime dar keshvareh degari betavand hokmrani konad joz Iran. Be nazar man ma bisavadi nasl ghabl va shosteshouye maghzi nasl hazer ra mipardazim.

Posted by: Ali at March 27, 2006 10:48 PM

گیله مرد جان!
نوروزتان همچنان مبارک باشد. یادت باشد که سبزه و ماهی در آب شیرین رها کنید بعد از سیزده روز که نما سال است نگهه داریش مشکل ساز است.
این رئیس دانشگاه اصفهان حقیقت وظیفه دانشگاهی اش را صادقانه بیان کرده
مگر از این جا درس خواندن دارد بر جامعه حکومت می کنند و یا بر ادارات و دادگاه ها ریاست می کند. حال همگی لباس آخوندی نمی پوشند و درس ریگان با حقوق در حوزه نمی خوانند. این آقا رک و راست گفته که این راه خوشبختی است و گرنه مسجد نباشد ایشان باید همانند تهران دانشگاه اوین درست کنند.
با پول نفت نمی شود برای امریکا .و اروپا دکتر و دانشمند تربیت کرد. بچه فرار می کنند. قمه زدن و سنیه پاره کن که از ایران نمی ایند در خارجه ادامه کار و زندگی کنند.
سبز وشاد بمانی
در فکر ماهی سرخ آب شیرین باش

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at March 28, 2006 12:25 AM

گیله مرد جان ، به جمع یک انگشتی ها مجددا خوش آمدی برار.
کم کم باور کن دنیای ما عوض شده و تازه شاید خبر نداری که دانشگاه تهران هم تبدیل به قبرستان شد و از این ببعد برای فاتحه خواندن و اشک ریختن باید به دانشگاه رفت و برای تحصیل و گرفتن دکترای طب به بهشت زهرا.
تازه بابا این رییسه آغای دانشگاه اصفهان که دروغ نگفته بابا. مگر مدارس ما چی هستند. ادارات و ورزشگاه ها و خیابانها و .... همه همان قبرستان ها هستند برار. من و شما دیر فهمیدیم

Posted by: گاو مقدس at March 28, 2006 2:58 AM

میخواستم بگویم: خلایق هر چه لایق... ولی دیدم این شعر ناصر خسرو بیشتر حق مطلب را ادا میکند:
روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی جهان زير پر ماست
بـر اوج چـو پـرواز کـنم از نظـر تــير
می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبی و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست
زی تير نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست

Posted by: فضول میرزا at March 28, 2006 1:30 PM

گيله مرد عزيز سالهاست كه دانشگاههاي ايران از مسير اصلي به انحراف كشيده شده اند. دختر ها فقط براي تور كردن شوهر و پسر ها براي اينكه يك مدركي داشته باشن كه بزارن در كوزه آبشو بخورن ميرن دانشگاه. همين .مگه اصلا تو اون مملكت جايي براي مردم تحصيل كرده هست ؟وقتي آدم مياد اينور تازه ميفهمه كه چه ظلمي بهش شده. درس فقط شب امتحان و سواد علمي صفر.
در ضمن ما همه عاشق محتويات نوشته هاتون هستيم. يك انگشتي يا تايپ با پا و... فرقي بحال ما نداره. زنده باشين

Posted by: darya at March 28, 2006 8:55 PM

سلام عمو گيله مرد
اي كاش آنچنان نبود كه آن رئيس دانشگاه ادعا ميكرد.
وطن مان شهرمان از دست رفته است - و به جاي استفاده از هوش كم نظير اين جوانان مي بايد از آنان در كارهاي ديگري استفاده كرد به جاي دانشمنداني يكه تاز - دختراني فاحشه و پسراني معتاد.

فقط بايد افسوس خورد غير از اين است؟

Posted by: leila at March 29, 2006 3:45 AM

رزمايش بزرگ مشترك دريايي پيامبراعظم (ص) با شليك يك فروند موشك شهاب دو، به نشان اعلام پيام "صلح و دوستي" به كشورهاي همسايه منطقه خليج فارس و درياي عمان از يازدهم فروردين ماه آغاز مي‌شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.
in ham az ajayebe digare donyaye divanegan!!sale khob o khoshi ra barayetan arezoomandam.

Posted by: dariush at March 29, 2006 7:26 AM

سلام و درود به گیله مرد بزرگ

چی بگم گیله مرد جان ماشالا دوستامون هر چی ما واسه گفتن داشتیم تو نظرات زدن.

من الان دارم یه دانشگاه آزاد اطراف شهر شیراز میرم .من اونجا عمران میخونم ترم دوم هستم بهتون بگم شايد باور نكنيد اینجا هنوز کارگاه رشته ی عمران نداره !!!!!!!!!!!!!!!!! تازه ما تو ترم هر درسمون فقط 4 يا 5 جلسش تشكيل ميشه ولی ماشالا از سخنرانی مذهبی و دعای کمیل ودعای ندبه و سینه زنی و عزاداری و...... تازه بعضي موقع ها كلاسا رو تعطيل ميكنن واسه اين كارا نمونش اون موقع كه كاريكاتور پيامبرو كشيده بودن .

من چی بگم؟ من دردمو به کی بگم ؟من رفتم دانشگاه واسه کسب علم اگه این چیزا رو می خواستم خوب میرفتم سر کوچمون مسجد....

واقعا دیگه نمی دونم چی بگم .بازم درود به گیله مرد بزرگ

Posted by: داریوش at March 29, 2006 12:32 PM

کاش میشد از تعفن تشیع و حماقت حواریون و جهالت جهود خلاص شد.هر جا دین و آیین ارتجاعی حاکمه وضعیتی از این بهتر نداره!

Posted by: داک at March 29, 2006 7:22 PM

عمو گيله مرد عزيز از شما چه پنهان ديگه با اين چيزا هم رو كله ما اسفناج سبر نميشه ...اخه ديگه عادت كرديم به همچين اتفاقاتي توي مملكت

Posted by: rajoo hendustani at March 29, 2006 8:13 PM

گيله مرد عزيز :
خوشحالم كه سيتت دوباره به كار افتاد.
ملاها را وولش. اگه ما درست بشيم ، كمر رژيم مىشكنه.
در قسمت نظرات تبريك نوروزيت(مثل اينكه پاكش كرده اى.اميدوارم به معنى
آن نباشه كه تبريكت را پس گزفته اى) در جواب فردى كه از شما انتقاد كرده
بود كه چرا بر سر مزار صادق هدايت رفتيد ولى بر سر مزار فلانى نرفتيد ،
شما جواب داده بوديد كه حتما دفعه ديگه مىرويد.
من هم خواستم نظرى بدهم .
اولا به نظر من هر كسى مجاز است كه بر سر مزار هر كى خواست برود
و يا كه نرود. يك امر كاملا شخصى مىباشد.
ثانيا من فكر مىكنم كه افرادى مانند آقاى صادق هدايت اگه مىتوانستند
كه در اين رابطه اظهار نظر كنند ، به ماها ميگفتند كه به جاى آنكه بر سر
مزارشان برويم و در مرگشان بگرييم ، بهتر است كه بنشينيم و به حال
مملكت و زندگى خودمان زار و زار گريه كنيم.
يه چى ديگم بگم حالا كه اينجام و برم، تا تموم عقده هام تو اين ايام عيدى
خالى بشه.
جاى بسى تاسف است كه افرادى كه خود را شاعر و طنز نويس ملى
مىنامند ، وقتى كه براى عيد نوروز يك EMAIL خصوصى برايشان درست
مىكنى و مىفرستى و در EMAIL SUBJECT آن هم مىنويسى
" آقاى فلانى " بازم آن EMAIL را DELETE مىفرمايند . و بعد كه دوباره
EMAIL تبريك عيد را برايشان مىفرستى و اين دفعه در EMAIL SUBJECT
مىنويسى " آقاى فلانى عزير " ( يعنى يك عزيز هم با آن آقا تحويلشان
مىدهى ) آنوقت حضرات EMAIL شما را باز مىكنند.
ولى بازم فاقد آن انسانيت و اعتقاد به برابرى مىباشند كه همى ازش دم مىزنند .
و يه جواب كوچولوهم ( مانند " به هم چنين" ) برات پس نمىفرستند.
نه كه واسه من مهم است ، واسه مملكت مهم است كه وقتى ما
اين جوريم ، مملكت هم ديگه اون جوره .
ِشاد باشى

Posted by: Hamid Izadi at March 29, 2006 11:18 PM

salam ,emsal yani 1385 ra hokoomate dini aran sale payambare emsal namgozari kardeand aya mogharen boodane an ba sale sag kami mozhek nist?

Posted by: farzan at March 30, 2006 12:59 AM

Ta sareh mardom ra be bad nadan in regime vel nemikoneh.
Yes I think wz are going towards ofthe second war. This Regimetry respire it's last moments. They will not care how many will die. It's their last year but if there would be a war they will stay longer. Oh they can see their future as Sadam's. But I don't hope Iran would be 2nd Iraq.

Posted by: minou at March 30, 2006 9:44 AM

گيله مرد عزيز، تعدادی از ایرانیان بیانیه ای در محکومیت کمک مالی دولت آمریکا به اپوزیسیون ایران تهیه کرده اند. لطفن اگر موافقی آنرا امضا و تبلیغ کن.
بيانيه در محکوميتِ کمکِ دولت آمريکا
http://rokgoo.blogspot.com/2006/03/blog-post_30.html

Posted by: Rokgoo at March 30, 2006 10:43 AM

با سلام
خيلي عالي بود.
با وجود اينكه هر روز اينجا عزاداريه خوب وجود نوحه گر و ادم خاله زنك بيشتر مورد نيازه!
هرچي بي سوادي بيشتر باشه كمتر كسي مزاحمه كار اقايون ميشه.
با اجازتون من به شما لينك ميدم.

Posted by: diana at March 30, 2006 2:28 PM


آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63