*** نامه ای را که اينک می خوانيد ؛ دوستی از کانادا برای من فرستاده است . متن اين نامه را بدون هيچ کم و کاستی اينجا ميگذارم تا بدانيد حکومت رجاله ها يعنی چه ....اصل اين نامه به انگليسی نوشته شده و من با امانت داری کامل آنرا به فارسی بر گردانده ام :
***آقای گيله مرد ؛ خسته نباشيد . من از خواندن نوشته های شما خيلی لذت ميبرم (ممنون از محبت سرکار ) من چند رور پيش از ايران آمده ام و اتفاق جالبی برای من افتاد که بد نيست برای شما شرح بدهم :
من و همسر کانادايی ام ؛ که بهمراه سه فرزند مان بمناسبت نوروز به ايران سفر کرده بوديم ؛ روز چهارم آوريل به فرودگاه مهر آباد رفتيم تا از آنجا به کانادا برگرديم .
قبلا به ما گفته بودند که بايد برای هر نفر ده هزار تومان عوارض خروج بدهيم .
من حدود شصت هزار تومان توی جيبم گذاشتم تا حق البوق آقايان را پرداخت کنم . وقتيکه به مهر آباد رفتيم به ما گفتند که عوارض خروج برای هر نفر به سی هزار تومان افزايش پيدا کرده و من و خانواده ام بايد جمعا صد و پنجاه هزار تومان عوارض بدهيم .
من به اعتراض بر آمدم که : اگر عوارض خروج افزايش پيدا کرده چرا اين را قبلا اعلام نکرده ايد تا خلايق در فرودگاه علاف و سر گردان نشوند ؟؟
مسئول مربوطه در پاسخ من اظهار بی اطلاعی کرد و گفت : ما فقط ماموريم و معذور !!
من بناچار ؛ توسط يکی از بستگانم دو چک مسافرتی بانک رفاه به مبلغ صد هزار تومان دريافت کردم و خواستم عوارض خروج را بدهم . اما مسئول صندوق به من ياد آوری کرد که از قبول چک بانکی بانک رفاه معذور است اما در عوض می تواند دلار امريکايی قبول کند !!!
من که حيران و عصبانی شده بودم ؛ با خشم گفتم : مگر اين چک بانکی متعلق به بانک رفاه نيست ؟؟
گفت : چرا
گفتم : مگر بانک رفاه يک بانک دولتی نيست ؟؟
گفت : چرا
گفتم : چطور است که آن رييس جمهور الاغ شما مدام مرگ بر امريکا ميگويد و مدام شعار های ضد امريکايی ميدهد ؛ آنوقت شما چک بانکی بانک دولتی خودتان را قبول نداريد اما دلار امريکايی را می پذيريد ؟؟!!
مامور مربوطه در آمد که : آقا ! ما ماموريم و معذور !!ما کاره ای نيستيم ؛ ما فقط داريم مقررات را رعايت می کنيم !!
من که بشدت عصبانی شده بودم گفتم : می خواهم با رييس بانک صحبت کنم .
وقتيکه با رييس بانک روبرو شدم معلوم شد که ايشان هم کاره ای نيستند و فقط دارند مقررات را رعايت ميکنند !!
من که خونم به جوش آمده بود ؛ خواستار آن شدم که با بالا ترين مقام فرودگاه مذاکره کنم .
مرا به طبقه دوم فرودگاه بردند ؛ در آنجا آقايی که گويا يکی از کله گنده های فرودگاه بود از من پرسيد : مشکل شما چيست ؟؟
گفتم : آقا ! من شاکی ام
پرسيد : از چه کسی شاکی هستيد ؟؟
گفتم : از رييس جمهور اين مملکت !!رييس جمهوری که مدام در حال لگد پرانی و ناسزا گويی به امريکاست و امريکا را دولتی شيطانی ميداند اما چک بانکی مملکت خودش را قبول نمی کند و بجايش دلار امريکايی می خواهد !!
يارو شروع کرد قاه قاه خنديدن
در اين گير و دار ؛ برادرم هی اصرار ميکرد که من از شکوه و شکايت دست بر دارم چرا که می ترسيد مرا دستگير کنند و هزار جور بلا به سرم بياورند .
درد سرتان ندهم ؛ عوارض خروج را پرداختيم و خواستيم کارت سوار شدن به هواپيما بگيريم . با وجوديکه ما پنج ساعت پيش از موعد پرواز به فرودگاه رفته بوديم به ما گفتند چون هواپيما پر است ؛ من و خانواده ام نمی توانيم در يک رديف کنار هم بنشينيم !!!ناچار قبول کرديم و سوار هواپيما شديم . در هواپيما هر کدام مان به گوشه ای خزيديم و سر در لاک خودمان فرو برديم که : خدايا ! اين ديگر چه مملکتی است ؟؟!!
وقتيکه هواپيما از باند فرودگاه تهران بر خاست ؛ من نگاهی به پشت سرم انداختم و ديدم نيمی از صندلی های هواپيما خالی است !!!!
آقای گيله مرد ؛ اين وحشتناک ترين سفری است که من در عمرم داشته ام و ديگر هر گز با هواپيماهای جمهوری اسلامی پرواز نخواهم کرد .
موضوع ديگری را که بايد ياد آوری کنم اين است که پدر و مادر من اهل شمال ايران هستند ؛ ما در اين سفر ؛ جای تان خالی ؛ کولی و اشپل و سير تازه خورديم و روزهای خوبی هم داشتيم ؛ اما شمال ديگر آن شمالی نيست که شما تصويری از آنرا در ذهن و ضمير خودتان داريد . من از شما می خواهم که اين تصوير ذهنی را همچنان حفظ کنيد و هيچگاه به آنجا بر نگرديد چرا که اين تصور ذهنی با واقعيت بسيار بسيار فاصله دارد .
شاد باشيد . کانادا . داوود ....
*****
* من در پاسخ به اين دوست عزيز چيزی برای گفتن ندارم . فقط ميگويم : حکومت رجاله ها يعنی همين .
و اين شعر مولانا را پايان بخش اين نامه می کنم که ميفرمايد :
وا ستان از دست ديوانه سلاح
تا ز تو راضی شود عدل و صلاح
چون سلاحش هست و عقلش نه ؛ ببند
دست او را ؛ ورنه آرد صد گزند ....
نوشته شده توسط گیله مرد در 8:40 PM
سلام گیله مرد عزیز !
این دوست شما زمان دوم خرداد را ازدست داده و در آوریل به مهرآباد رفته ؟
در فارسی شکر است× جمالزاده×
به کچل می گویند زلفعلی
مهر و دوستی با حکومت اسلامی سالها ست رخت بربسته.
اگر خاطر گیله مرد از فرودگاه تبریز را خواننده باشید چیزی شیرین تر از این اتفاق افتاده بود
خرابی درست کرده اند که اون سرش ناپیدا
همه کارمندان مامور هستندن حتی احمدی نژاد
معذوران امام زمان هستدن
خر حضرت دلار می خورد تازه دلار کانادا را هم قبول نکرده اند
بیکاری و اعتیاد دارد ویران می کند
تا نباشد چیزی کی/ مردم نبنند شی شکی
بگذار بعد مهاجرت حکومت اسلامی به گیلان برویم امیدوارم سپیدرود و دریای ما باقی مانده باشد
این غنی سازی فقر بیشتری را تدارک دیده است
از ماست كه بر ماست.
من مردم عزيز و شهيت پرورنده را مقصر ميدانم!.
تا انها باشند و ديگر پاي صندوقهاي رآي نروند.
وقتي پيرمرد حراقه احمق 120 ساله ميره پاي رآي. بايد اين سيستم بماند.
تا كه باشد احمق اندر جهان
...
ايليا.
تمام فاميل هاي من هم ساكن خارج از كشور هستن ولي جالبه كه الان مدتها ميشه كه هيچ كدوم ديگه قدم به ايران نذاشتن و هر كدوم اومدن گفتن حيف از پول كه خرج ايران كنيم . در واقع آدم اگه عاقل باشه همينكار رو ميكنه . حالا چرا ؟
چون با 2000 دلار توي جيب ميتوني بري يه كشور خارجي رو قشنگ بگردي و توي بهترين رستورانها و هتل هاش باشي و همه مناطق ديدنيش رو ببيني و كلي هم خريد كني و تازه كلي هم دلار خرج نكرده برگردوني . از طرفي هم تو رو روي سرشون ميذارن كه رفتي به مملكتشون و براشون سود آوري كردي ! بعد هم هزينه سفر و هواپيما رو به حداقل ميرسونن كه جهانگرد جذب كنن .
حالا توي ايران ؟ 2000 دلار كه سهله 20 هزار دلار هم ببري باز كم مياري . هر جاي ايران كه بري به چشم يه هديه الهي بهت نگاه ميكنن و تا دستشون مياد بهت مي چپونن و مي اندازن و كلاه سرت ميذارن و منطقشون هم اينه كه خارجي هستي و بجاي ريال دلار داري پس اين حق مسلم ماست كه كلاه سرت بذاريم !!!! چون اينها مسلمون هستن !
بعد هم يك نكته عجيب اينه كه مردم ايران ذاتشون شكم پرسته و دليل انتخاب هواپيماي ايراني هم همينه . حالا چرا ؟
چون هواپيماي ايران اير مثل قهوه خونه و رستوران ميمونه . دائم هي به خوردت غذا ميدن و دهنت بايد بجنبه . وقتي كه به مقصد ميرسي با شكم و مثانه پر شده بايد حخدمت آغا امام زمان به چاه جمكران شرفياب بشي . در صورتيكه در هواپيماهاي خارجي ازت با نوشيدني هاي بهشتي و غذاهاي سبك پذيرايي ميكنن و شاد و شنگول ميفرستنت بري . بعد هم من نميدونم كدوم آدم عاقلي سوار اين تابوت هاي پرنده ايراني ميشه و هواپيماهاي خارجي رو به ايراني ترجيح ميده كه سوار شدنت با خودته و پياده شدنت با ... ؟
بعد هم محدوديت هاي پوششي و حرص و جوش خوردن و نبود ناامني و هواي كثيف و مردم نادان و هزار و يك اعصاب خرد كني ديگه هم مزيد بر علت ميشه كه پشت دستتو داغ كني و ايران نيايي !!!! بجز اينها بايد بدونين كه نرخ هواپيمايي ايران اير و كلن سفر به ايران از تمام كشورهاي دنيا گرون تره و با نصف اين هزينه ميشه رفت به بهترين كشورها و باور كنين اگه ما اين تعصبات ملي خودمونو چال كنيم اونوقت دنيا خيلي زيباتر از ايران جلوه ميكنه . ايران شايد ايران باشه ولي دنيا در ايران خلاصه نميشه ..
در مورد شمال ايران هم ضعيت همينه . اونها به تهراني هاش رحم نميكنن واي به اينكه بفهمن طرف از خارج هم اومده ! بجز اينها شمال ديگه اون شمال نيست . شاليزارها آجر درو ميكنن بجاي برنج و زمينهاي سر سبز تبديل شدن به ويلا و آپارتمان و شاليكارها و چاي كارهاي ديروز امروز يه موبايل به كمر دارن و يه سمند زير پا و حساب بانكي پر از پول و سر مست از پولي كه از بابت فروش كلان شاليزار به دلالان ملك فروختن . باور كنين اگه قيمت برنج حتا تا كيلويي 5000 تومن هم برسه باز اينقدر ارزش نداره كه زمين رو بفروشي ...
و در آخر يك نصيحت :
ايراني كه مقيمان ايرانيش دارن جلاي وطن ميكنن و عطاش رو به لقاش ميسپارن و فرار ميكنن بدونين چيه كه ديگه نبايد حتا اسمش رو بيارين . ايران يعني يك مدال نقشه ايران به گردن . يك نقشه ايران شكل گربه . تصوراتي از 27 سال پيش . و نشان فر وهر و چند صنايع دستي ... بجز اين اگه تصوري دارين دور بريزين كه 4 تا سكته پشت سر هم ميزنين و به لقا الله پرتاب ميشين . بقول شاعر هر جاي اين گيتي وطن ماست به شرطي كه باورش كنيم .
در ضمن همونطوري كه جاكش كبير امام خميني گفته اقتصاد مال خر است ! يعني چي ؟ يعني از راه شرافتمندانه پول در آوردن متعلق به آدم هاي خر و احمق و خنگه ولي از راه كلاشي و پدر سوختگي و دزدي و مال مردم خوري و ربا و كوفت و زهر مارهاي ديگه اينها متعلق به انسان (!) است !
تكبير.
هر وقت که می بینم وطن وطن نازنینم اینطور روز به روز خراب و خرابتر می شود که حتی خودمان هم از آن فراری می شویم دلم می گیره بیشتر می گیره
آیا می شود روزی که وطن وطن شود نه برای ما بلکه برا ی فرزندان ایران؟ ایرانی در مملکت غنی خودش با فرهنگی بالا زندگی کند و هیج کس نخواهد که او را وادار به خروج از آن بکند؟
دلم برای شمال و سرسبزی و هوایش تنگ است هرچند دریا دیگر دریا نیست و مردمان هم آن مردمان نیستند که سالها پیشتر بودند
لیلا دبی
دوستان عزیزم
تاریخ این این کشور کهنسال که آلان به گربه زیبا در پهن دشت زمین مانده است
دوران سخت تر هم داشته و اول اش فیل و شیر بود که حملات قوم وحشی هربار سری از آن دمی ویا شکم این ایران خانم را دریده اند و امروز گربه شده بدست آخوند. من هراسم از موش شدن آنست .
از مردم و با مردم اسیر نباید با این واژه ها برخورد کنیم
ما هر کدام با گیله مرد درد دل می کنیم از همان مردم هستیم
ما مردمی هستیم و امکان فکر کردن و جدا شدن از این مناسبات را بدست آوارده
باید امیدوار باشیم مردم بیشتری همانند ما باشند
سبز وشاد بمانید
gileh mard aziz in etefagh 8 saal pish vaghti Iran boodam oftad barayeh dafneh madaram beh behshteh zahra raftam pooleh naghd hamraham nabood vali sepah check dashtam bank Tejarat oonja shobeh dasht va sepah check ghabool nemikard akhar yeki peida shod kami az oon check pool kam kard va naghd beh man dad zaheran karesh hamin bood
Posted by: enayat at May 1, 2006 5:22 AM به مهمل گويان سايت
متاسفانه لاطايلات بافي و خزعبلات گويي انگشت شمار بازديد كنندگان "گيله مرد" حوصله هر خواننده اي فكوري را سرريز مي كند.
بهتر است از اين تعداد خواسته شود مدتي به خودشان مرخصي داده و به سايتهاي شخصي خودشان مشغول باشند و رسالت دشنام نويسي و دري وري گويي و خاله زنك بازي را در سايت هاي خودشان دنبال كنند كه سال به دوازده ماه حتي يك بازديد كننده هم ندارد و دست از سر "گيله مرد" - به عنوان پلي براي معرفي خود - بردارند.
از آن خانمي كه ترجيع بند نوشته هاي بند تنباني اش"چاه جمكران" تا ان آقايي كه به سلسله ي " تناسلي" آويزان است . اولي خيال مي كند اگر زير هرنوشته اي چيزي اضافه نكند لال محسوب شده، و دومي از اشتهار طنز پردازي محروم مي شو د.
ضمنا"آن خانم برود دوست داشتن - به ويزه ميهن - رادر دل بپروراند.
شاد باشيد
Posted by: ali at May 1, 2006 5:53 AMگدا علی غنی شده
پراگراف اول نوشته اند نشان از ترک تحصیل شما از اکابر است و شیوه برخورد و برگزیدن واژه ها در باقی مانده نوشته ات از پرش روانی ات را می رساند.
شما چرا از کمبود بازدید کننده در وب لاگ دیگران می نالید
آنجایت می سوزد بزن به دریاچه قم
ما حق آب و خاک داریم و نیرو جمع می کنیم. ما ترک نکردیم و مهاجرت نکردیم ما× (من فرار از تو هستیم.
تا شما شیوه آداب معاشرت را یاد نگیری بر آواره گی افزود می شود حتی پرویز صیاد نیز نتوانست به آموزش بدهد به دور قربانی برای رسیدن بهشت ایران را هم به جنهم جنگ و اعتیاد تبدیل می کنید
دعا کردن/ تقاضای تغییر قوانین حاکم بر جهان به نفع یک متقاضی که خودش به بی لیاقتی اش معترف است
کشک ات را بساب کرب بالائی
يه دوستي دارم كه از اورانوس اومده ... اونم يه چيزايي ميگه كه من نمي فهمم ... ببين تو مي فهمي ..؟؟؟؟
Posted by: حميد at May 1, 2006 7:00 AMآقا جان اينقدر دهن به دهن اين ديوانه نذارين و بازيش ندين كه از آب گل آلود ماهي بگيره . اينم ميخواد مثل سايت زيتون اينجا رو بكنه مثل مستراح خونه شون يا دهن مادر والده عزيزش . جوابشو ندين خودش خسته ميشه ميره . حرمت گيله مرد رو نگه دارين لطفن !!!!!
ممنون
Posted by: SHIVA at May 1, 2006 9:44 AMاین داستانهای وطنی روز به روز غم انگیز تر میشن. افسوس !!! سبز باشید.
Posted by: شهره at May 1, 2006 10:59 AMپرت وپلا نويسي ، كار من است
مشنگ و نادان جواب من است
هر كه در اين ره به حقيقت برفت
كلوخ و نيزه ، سلاح من است
وان نفسي را كه برابر نشست
فوش وفضيحت، صلاح من است
روح شيوا
مهجورين
واقعا داستان بدون شرحي است .يك عده بي سواد سرگشته، در- يا دور- از مام ميهن دور هم جمع شده و همه چيز را به بازي گرفته و هر چه مي خواهند از دهن گاله شان بيرون مي ريزند. .عده اي كه از سرهم كردن حتي چند جمله ابتدايي به زبان مادري عاجزند ادعاي روشنفكري دارند و براي خود رسالت پيغمبري قا يلند. اگر حق استفاده از ده دوازده تا كلمه ناسزاي
چاله ميدوني از اينها گرفته شود ديگر چيزي براي گفتن ندارند و قايق حقير سوادشان به گل مي نشيند.
منظورم گيله مرد نيست كه روزنامه نگار است و دستي بر اتش دارد.
البته قصدم به هيچ عنوان زدن تو دهني به شيوا و كيانوش نيز نيست كه بهر حال از عزيزانند. پس اي عزيزان بياييد بيشتر انديشه كنيد وكمتر بگوييد و گزيده .آستانه تحملتان را افزايش دهيدو پذيراي انتقادها باشيد.
ضمنا براي آن كه به اين عزيزان فشار كمتري وارد آيد از ادامه بحث در آينده خودداري مي كنم كه اصلا اينكاره – بيكاره - نيستم و بي مدعا .
در غوغاي جاهلان جاعل ، سكوت روا ست:
احمقان سرور شدستند و ز بيم
عاقلان سرها كشده در گليم -مولا نا-
پيروز باشيد
گر شيرينى بدهى همه كارها درست ميشه !
مملكت از بن خراب ، سقف يا كه ديوار نيز نيست
همه دكتر ، مهندس ، بنا و معمار ليك نيست
خيلي جالبه
عجب هموطناني با چه ادبياتي داريم!!!. مخصوصا اونهايي كه در اروپا هستند و ادعاها دارند. من از وطن خودمان نه بلكه از فرهنگ اروپايي ها مي ترسم كه بدست كوچ نشينان عزيز ما خراب نشه . آقاي گيله مرد تو را بخدا شما يه فكري هم بحال اين اروپايي ها و آمريكايي ها بكن كه تا چند وقت ديگه معلوم نيست در اثر اين فرهنگ ايرانيان مهاجر چه وضعي پيدا خواهند كرد. يه مطلبي هم در اين خصوص حتما بنويس.
سلام
من هم از اين مملكت زياد دل خوشي ندارم
ولي راه اصلي رو تو فرار نمي بينم
شايد من هم دستم به جايي بند بود و مي توانستم ميرفتم يكي از كشورهاي خارجي
من الان در دانشگاه آزاد اسلامي درس ميخونم
ولي تا الان از زندگيم هيچ چي نفهميدم
راستي كسايي كه فكر مي كنن ايران جاي جالبيه و خيلي از اون لذت مي برن
دليل علاقشون رو بگن
اگه باشه.
الكي ميگين ايران جاي خوبيه
ولي خواهشا به مقدسات توهين نكنيد
مرسي باي
واقعن گل گفتي علي اقا . من هم با نظر شما موافقم
اين خانم يا اقاي شيوا كه دهنش چاك و بست ندارد چرا دست از سر سايت
محترم گل آقا بر نمي دارد؟
دايم با پايين و پشت شكم كار مي كند و از دهنش بهتر از مستراح و لگن در نمي آيد
واقعن تهوع آور است
اينترنت را با اشغال دوني اشتباه گرفته است
آقاي گيله مرد هم كه صبر ايوب دارد
وچيزي در مذمت اين لمپن ها نمي نويسد
تو رو خدا گیله جان به این حمقاء اجازه نده چهره سایتتو زشت کنن.
اونهایی که ادبیات ندارند. حرمت ندارند. تربیت رو بهشون نیاموختند.
اونهایی که آلت دست حمقایی مثل خودشون شدند. اونهایی که بچه های ناخلف شیطانند. اونهایی که بچه های سید علی آقایند.
لااقل نوشته هاشون رو دلیت کن.
این سایت محبوب منو که با هزار زحمت و با فیلتر شکن باز کردم کردن خانه فساد و لگد پرانی و بد و بیراه.
ای مرگ بر شما باد نامردمان. که آبروی هر چی ایران و ایرانی رو بردید.
خداوند لااقل به بچه هاتون عقل بده (توهین به همه نشه لطفا).
ایلیا.
سلام ... واقعیتها را میشود و باید عوض کرد ... البته اگر حاظر به قبول کردنشان نباشیم!!!!
Posted by: آرمین گیله مرد at May 3, 2006 8:53 AMفريادهاى خود را بر سر هم نكشيد.رو به مسبب كنيد.
Posted by: مهيار at May 5, 2006 5:19 AMيخ غخع صشدف ش ذثففثق مخخنهدل بشزث؟
Posted by: acne treatment at May 15, 2006 10:07 AM!گيله جان
ميگويند گيلکي ها رگي از ترک آذري دارند.چه خوب بود در مورد قضيه کاريکاتور روزنامه ايران هم چيزي مينوشتي
ما دوستت داريم


نظرات