نامه ای از ايران
--------------
سلام آقای گيله مرد .
اميدوارم حالتان خوب باشد و هر جا که هستيد شادکام و موفق باشيد .
آقای گيله مرد ! من يکی از دوستداران شما و سايت خوب تان هستم . اميدوارم عمر طولانی داشته باشيد و تا زنده هستيد در جهت مبارزه با ارتجاع و مردم فريبی تلاش کنيد .
من مطالب سايت شما را خيلی دوست دارم و با وجود اينکه سايت شما فيلتر شده ؛ سعی ميکنم هر طور که شده به نوشته های شما دسترسی پيدا کنم .
آقای گيله مرد ! شعری را که خيلی وقت پيش بدستم رسيده بود برای شما ميفرستم . من اين شعر را بپاس زحمات شما برای تان ميفرستم . اميدوارم که خوشتان بيايد . موفق باشيد .
مرد مومن - بچه جنوب ايران .
وطن امروز اسير دو سه تن بی وطن است
انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يکی لاشخورو آن دگری جغد سياه
اين يکی مرده خور و آن دگری گور کن است
اين يکی پيشنماز چمن دانشگاه .........
واقعا قصه او قصه خر در چمن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقيه
حاليا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است
عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است
عطش قاضی اسلام بنازم که چنين
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
مذهب قاضی اسلام اگر بی وطنی است
سجده بر خاک وطن ؛ مذهب و آيين من است .
نوشته شده توسط گیله مرد در 4:42 PM
قلندران رهگذر
از اين زمانه داد داد
به جرم شعر و شاعري
دمي ست رفته ام ز ياد
قصه پر غصه دل
زود گذشت و سر رسيد
بي سر و بي پا دل من
بس كه به پاي سر دويد
در عطش شعله شدن
سوختم و دم نزدم
دودم و خاكستريم
شعله بر عالم نزدم
هر چه نوشتم به ورق
مرثيه هاي خاك بود
سوي زمين و آسمان
زمزمه هاي پاك بود
راه سياه خانه را
هيچ ستاره اي نبست
بغض ترانه هاي من
كهنه شد اما نشكست
واژه به واژه خط به خط
از شب و اشك گفته ام
شب به ستاره ها رسيد
در دل اشك خفته ام .... :(
Mard moemen bacheh jonoob
Vaghan gol gofti benazam sherat. Dar ye maghaleh khandam hadaf emrika sarnegonieh in regim ast ke arezooye hameh ast. Vaghti ke be daroon har irani negah mikonim. ba in sher movafeghen. Bayad in regim ra taht feshar gozasht ke ma ra be jang nakeshand.
Az
اين شعر مال خودش نيست
Posted by: سل تي تي at May 7, 2006 1:56 AM

نظرات