يکی دو روزی است که از سفر هاوايی بر گشته ايم .
جايتان خالی در هاوايی آنقدر به ما خوش گذشت که اصلا دل مان نمی خواست که به کاليفر نيا بر گرديم و دو باره روز از نو روزی از نو ؛ صبح برويم سر کار و شب خسته مانده بر گرديم خانه ....
از روزی که بر گشته ايم آنقدر کار روی سرمان ريخته که فرصت سر خاراندن نداريم .يکی از کارمندان مان که عصای دست مان بود و سالها بود که همه کاره فروشگاه مان بود ؛ بعلت رانندگی بهنگام مستی ؛ دستگير و راهی زندان شده است و معلوم هم نيست که به اين زودی ها از زندان آزاد بشود ؛ لاجرم آنقدر کار روی سرمان ريخته که مانده ايم معطل خدايا اين چه غلطی بود که ما کرديم ؟؟
از هاوايی ؛ يک عالمه عکس های زيبا ؛ از جنگل و اقيانوس و ديدنی های آنجا برايتان آورده ايم که بتدريج در اينجا به تماشای شما خواهيم گذاشت تا بدانيد بهشت واقعی کجاست .
فعلا منباب خالی نبودن عريضه جوکی را که امروز يکی از دوستان برای مان گفته برای شما نقل می کنيم تا بعدا با هم همسفر بشويم و به هاوايی برويم :
ميگويند امام جمعه تبريز سوار هواپيما شده بود و رفته بود به ديدن امام جمعه اردبيل . پس از اينکه هواپيما در فرودگاه اردبيل به زمين نشست امام جمعه تبريز رو به همراهانش کرد و گفت :
اگر من ميدانستم که راه مان اينقدر نزديک است مزاحم آقای خلبان نمی شدم !!!
نوشته شده توسط گیله مرد در 10:40 PM
خوشم آمد از بازآمدنت گيله جان
Posted by: پرويز at August 1, 2006 9:30 PMسلام آقای گیله مرد، خیلی خوشوقتم اومدی دوباره ، چند بار به سایت سر زدم دیدم آپ نشده، ناچار رفتم و چسپیدم به آرشیف، آخر ما که معتاد نوشته های شرین شما شده ایم.
به هر حال خوشوقتم که صحت و سلامت باز گشته اید.
امید وارم عکس هایتان را هرچه زود تر بگذارید ما هم ببینم.
موفق و سرفراز باشید.
دعا گوی شما.
پاره های دل به جای گل به دامن ریختم
ای نـــــسیم زنده گانی نوبهارم را ببین
سلام گيله مرد عزيز !
خسته نباشيد
آب يلاق شهسوار
حالا يكي از اون عكس ها را بگذار
اين حضرات آيت الله نرفته به هاوائي مدارك دكتري استرا}يتك مي گيرند تا در صندلي مملكتي نان و آبي در بياورند
خيلي بد شد كه كار شما از شرايط سخت كاري به مستي رو آورده
به وب لاگ ات نگاه كنيد در آن در مورد شراب و رانندگي نوشته بوديد.
سبز و شاد بماني
آقاي گيله مرد عزيز :
خوشحالم كه سفر بهت خوش گذشت و سلامت برگشتي.
ولي نا مومن اين چه نوع رفاقتي است كه درين موقعيت حساس كه ما در
جنگيم , شما رفتيد خوشگذراني ؟
حتما ميپرسي كدوم جنگه كه ما ايرانيون امريكا نشين درش هستيم ؟
چونكه اينجا نبودي برات توضيح ميدم :
يكي دو هفته ايست كه ما ايرانيون داريم در جنگ خانمان سوزي ( انگار كه
بي خانمان سوزشم داريم ! ) بين اسراييل و لبنان فعالانه با هر آنچه در
چنته داريم ( اينترنت ، تلويزيون , روزنامه , وبلاگ , تلفن دستي , انگ ,
افترا , فحش خواهر و مادر ........ ) شركت ميكنيم.
يه تعداديمون طرف اسراييل هستيم و يه تعداديمون هم طرف لبنان , يا
جمهوري اسلامي يا حزب الله يا فلسطين يا كه حماس ! راستش بر سر
اينكه كدام كشور با كدام كشور يا گروه در جنگه هم در بين ما ايرانيون جنگه !
من و امثال من كه اصولا بر ضد خود جنگ و آدم كشي شعار ميدهيم (انگار
كه قراره به غير از شعار دادن كار ديگه اي هم بكنيم !) , از دو
طرف زير رگبار هم وطنانمون قرار گرفته ايم و از هر دو جناح مورد تهاجم قرار
داريم.
جاتون خالي روزي نبوده كه از اين هم وطنان دمكراسي و آزادي و صلح طلب,
چالشگر و مبارز سياسي دهها بد و بيراه و انگ نصيبم نشده باشد و يا كه
از طرف رسانه هاي گروهي ايرانيان خارج كشور ي كه دارند در راه شكستن
خفقان در ايران فعلانه فعاليت مينمايند سانسور نشده باشم !
! welcome back to reality
رسيذن بخير . اميدوارم ديگه فكر و خيال مرگ و پرتاب شدن به لقا الله به سرتون نزنه و 100000 سال زنده باشين و مثل رهبر دستتون بر سر ما باشه :)
تركه جلوی دوست دخترش میخوره زمین بعد بلند میشه میگه حرکتو داشتی !
تركه موقع نماز خوندن ميرسه به قنوت و دستهاشو برعكس ميگيره ! بهش ميگن چرا اينطوري ميكني ؟ ميگه ميخوام اين دفعه از حفظ بخونم !!!
پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!
یه ترکه میمیره شب اول قبر نکیر و منکر میان سراغش می پرسن امام اولت کیه؟ ترکه میگه امام خمینی .هر کاری میکن ترکه میگه امام خمینی .اونا میرن شب بعدی میان بازم می پرسن امام اولت کیه؟ ترکه میگه امام علی(ع) .ازش میپرسن پس چرا دیشب میگفتی امام خمینی ؟میگه: آخه فکر کردم از کمیته امداد امام خمینی تشریف آوردین!!
ترکه میمیره شب اول قبر 62 تا فرشته میان تو قبرش .دو تا سوال میکردن 60 تا بهش حالی میکردن این دو تا چی میگن!!!
تو یكی از دهات اردبیل ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمیفهمم چرا موكتش كردن؟!!
یك بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، بچه ...ردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی كاری نمیكنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا ...ردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟! قزوینیه میگه: نكنه پیرمرد ...ردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت كلام داشته باش، این حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیسجمهور ...ردی!!!
تو سبزه زار یك آخوندِ خالی بندی بوده كه تعصب خاصی هم به حضرت عباس داشته. این بابا هرسال سر ماه محرم بالای منبر یك دروغ شاخدار می گفته و آبروی مسجد رو می برده. یك بار قرار بوده واسه محرم بره بالای منبر، شب قبلش ریش سفیدای مسجد جمع میشن، میگن چی كار كنیم؟ این باز میره سرمنبر خالی میبنده، آبروی ما رو می بره. آخرش قرار می شه كه یه نخ ببندن به خ... های طرف، هر وقت خیلی ضایع كرد، نخه رو بكشند تا حواسشو جمع كنه و حرفشو درست كنه. خلاصه فردا شب میره سرمنبر و شروع میكنه به خطابه. یخورده كه می گذره دور برش میداره و میگه: ...آره حضرت عباس شمشیرش رو كشید ده میلیون آدم رو كشت! ملت پشت صحنه زود نخه رو میكشن، میگه یه میلیون نفر، باز میكشن، میگه صدهزار نفر، دوباره میكشن. آخونده شاكی میشه میگه: به حضرت عباس اگه خ... هام رو هم بكنید از صد هزار پایین تر نمیام!!!
تركه ميره جبهه بهش ميگن: ببين اين نارنجك رو وقتی ميخوای پرت كنی بايد ضامنش رو بكشی، بعدتا ده بشماری و پرتش كنی. تركه نارنجك رو با دست راستش ميگيره ضامنش رو ميكشه، شروع ميكنه با انگشتای دست چپش شمردن: بير، ايكی، اوچ، دورت، بيش، انگشتای دست چپش تموم ميشه نارنجك رو ميذاره لای پاش با انگشتهای دست راستش میشمره: آلتی،
يدی، سكيز، دوگوز.....بوووووووم
تركه توی پارك يه دختره رو ميبينه و خيلی باهاش حال میكنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكری ميكنه، با ادا ميگه: بوی گوز خر، اسمم گضنفر!
به تركه ميگن آسمون خراش درست كن. يه كم فكر ميكنه، بعد ميره همه تركای محله رو جمع میكنه، ميريزه رو هم! بهش ميگن پس آسمونخراشت كو؟! ميگه: اين آسمونش، اينم خراش
Posted by: SHIVA at August 4, 2006 8:21 AMgileh mard jan, khob bood dar moored foot akbar mohamadi hadeagal chezi meneveshti?? nakooneh choon oon mazandarani hast v gillani nist faramoosh kardi? kami masooltar bash
Posted by: sahel at August 4, 2006 8:48 AMببينم عمو گيله مرد جون. نكنه كارمندتون مل گيبسون بوده و تا حالا رو نمي كردين. هان؟
Posted by: katbalou at August 4, 2006 12:57 PM"غلامعلي حدادعادل" :
ستارخان از رهبران انقلاب مشروطيت واجبالاحترام است.
آيتالله يزدي درگفتوگوباايسنا:
دولتاحمدينژادپولدارترين دولتاست
خطيبجمعهتبريز:
قطعنامه اخيرشوراي امنيت عليه ايران،فاقد وجاهت قانوني است
آيتالله جنتي:
در سازمان ملل و شوراي امنيت را ببنديد!
ٍ سلام خب خوبه كه رفتين سفر هاوايي و زندگي كردين
اين جوكهاي شيوا هم خيلي جالب بود جوك شما هم باحال بود كه كلي خنديدم
خنديدن كه ميدونين اين روزا سخته و گاهي هم جرم
سلام خوشحالم كه رفتين هاوايي و زندگي كردين
جوكتون خيلي باحال بود و جوكهاي شيوا هم باحال و بعد از مدتها خنديدم مي دونين كه اين روزا خنديدن سخته و گاهي هم جرم
hamatun ankeshid az oun gileh marde rashti ta shoma chet maghz ha ,berin hall konid ,bezar donya ro ab bebareh shoma ro abe kir
Posted by: ade at August 10, 2006 7:02 AM

نظرات