August 7, 2006



dampaei.jpg
بمنظور رفاه حال امت اسلام ؛ و برای اينکه مومنان و مومنات اسلامی بهنگام نماز جماعت ؛ کفش و دمپايی و چکمه و پوتين و چارق و پاتاوه و نعلين
خودشان را از دست ندهند ؛ يکی از دانشمندان بنام اسلامی شيوه تازه ای را برای حفاظت و پاسداری از اموال منقول امت اسلام کشف کرده اند که دست بنقد ما يکی از اين کشفيات محير العقول را برای اطلاع شما امت اهل پياز و نماز در اينجا به چاپ ميرسانيم .

در راستای کشفيات محير العقول ديگر ؛ بشما وعده گيله مردانه ميدهيم که بزودی کشفيات و اختراعات تازه تری از امت اسلام را در اينجا به نمايش خواهيم گذاشت تا بدانيد که : هنز نزد اسلاميان است و بس !!!

راستی ؛ آنکسی که برای دعای ندبه و نماز وحشت به مسجد ميرود و ميخواهد با خدای خودش راز و نياز کند ؛ يعنی از دمپايی پاره پوره مشدی حسن وکبلايی باقر و حاجی قند علی هم نميگذرد ؟؟؟ ????!!!!


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:54 PM


نظرات
 

گيله مرد عزيز !
صندل تان را با مارك " آ او دي@ قفل زدي نكند در مورد نماز خانه هانبورگ نوشته
آفتابه را از قلم انداختي كه قبل آداب دعا مستحب است
حضرت الله در كتاب النوبل بل كشفايات من طاهارت بند فاف نگارش نموده اند
با صلح سبز و شاد در مي خانه ها بر وحشت الهي آرامش برسيد

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at August 7, 2006 10:14 PM

dorood bar shoma . omidvaram safare khoobi dashte boodid,

sarsabz bashid hamishe ,
http://freeness.blogfa.com/

Posted by: bijan at August 8, 2006 2:57 AM

ای آقا ! شما مگه نمیدونین این امت اسلام خر رو با بارش میدزدن در راه اسلام ؟ هفته قبل شهرداری منطقه 13 اومد برای رفاه حال مسلمین تعداد 15 عدد نیمکت فلزی در یکی از پارکهای جنوب شهر تهران نصب کرد . فردا صبح تمام این نیمکت ها غیب شده بودن به حق جن و بسم الله !!!!! کاشف به عمل اومد که اینها رو دلالان آهن دزدیدن و همه رو همون شبانه ذوب کردن و .... ! حالا این قفل هم ارزشش برای امت اسلام بالاتر از دمپاییه ! میبره کلید ساز و یه کلید با 500 تومن براش درست میکنه و 4000 تومن هم قفل رو میفروشه ! وقتی به صندوق صدقات رحم نمیکنن به دمپایی و قفل و نیمکت رحم کنن ؟ من میترسم چند سال دیگه " ببخشید چند ماه دیگه " مردم ایران همدیگه رو خام خام بخورن اگه به حول و قوه الهی تحریم بشیم !!!!

Posted by: SHIVA at August 9, 2006 2:44 AM

بنگاه خر رنگ کنی
این گزارش از سوی یکی از وبلاگ نویسان درونمرز بدستمان رسیده است:

صبح زود وقتی در جمع همکاران محترم و محترمه ی اداره قرار می گیرم آنان بعد از این که یکی یک استکان چای قند پهلو نوش جان می کنند و کمی آرام می گیرند و در زیر تمثال مبارک رهبرین ( نصف اش قدس سره ) در صندلی خود اندکی جابه جا می شوند و بدن هاشان زیر باد خنک کولر شل می شود و وا می رود ، به پهلو لم می دهند و به سبک حضرت شاه شهید ناصرالدین میرزا دستی به سبیل مبارک می کشند و اوضاع جهان و منطقه را تجزیه و تحلیل می نمایند .

البته همکاران محترمه چون سبیل ندارند به حکم اجبار با طره ی گیسوی خود که چشم میر غضب را دور دیده و ترس از به باد رفتن اسلام را هم یک جوری زیر سبیلی در می کنند ( کارتان نباشد ها ! از زیر سبیل همان همکاران محترمان .... و الشمس و القمر یسجدان .... تا پرانتز بازست این بینامتنی را از ما بپذیرید تا بدانید که ما هم از این قرتی بازی ها بلدیم ). بله عرض می نمودم با طره ی گیسوی بیرون آمده از زیر حجاب کامل اسلامی بازی بازی می کنند و افاضه ی فضل می نمایند .

خوش بختانه امت رشید و بیدار و همیشه در صحنه ی ما دیگر غم نان و آب ندارند . دیگر حرف از گرانی گوشت و پنیر و نخود و لوبیا و عدس نمی زنند . دیگر از گران شدن شیر و نان نمی نالند . از سطح این چیزهای مبتذل و ابلهانه میلیون ها کیلومتر فراتر رفته اند . سطح دیالوگ ها آن قدر بالا آمده که تمام کرانه های ساحلی را در خود فرو برده است . یکی از نرگس می گوید که شبانگاهان از جعبه ی جادو نمایش می دهند و این که آیا آخر الامر شوور کرد یا نه و آن دیگری با همین تداعی وارد عالم هنر و فیلم و سینما می شود و نقد سینمایی پر و پیمانی تحویل می دهد . آن یکی حوادث لبنان و خاور میانه را تحلیل می نماید و تف و لعن نثار صهیونیست های غاصب و کثیف و عوضی می کند و از صحنه های دل خراشی که سیمای مکرم جمهوری مقدس اسلامی (ع) نشان داده است می گوید . از اشک تمساح هایی که برادر عزت الله خان ضرغامی شب و روز در حال ریختن ست . و آن جناب تاریخ دان که پشت کامپیوتر نشسته و دارد آدامس بادکنکی می جود هم از مظلومیت شیعیان در طول تاریخ می گوید و با گریزی به صحرای کربلا ذکر مصیبت می کند تا بل که ثوابی هم توشه ی راه کند و از این مجلس سودی مضاعف ببرد و با یک تیر دو نشان بزند . هم اظهار فضلی کرده باشد و هم حساب های بانکی اش را در بهشت برین پر نماید . بله با آه سوزانی که از میان لبان مبارک به بیرون پف می کند خط سیر این مظلومیت را از ائمه معصومین تا شیعیان مظلوم لبنان پی می گیرد و نتیجه می گیرد که خدا با ماست و خیلی ما را دوست دارد ! و اصلن کاینات را خلق فرموده به خاطر ما . به خاطر همین اقلیت مظلوم شیعه در جهان ، چرا که :

هر که در این بزم مقرب ترست
جام بلا بیش ترش می دهند

و سپس بزرگ منشانه می افزاید که این کم چیزی نیست . نعمت بزرگی که تا قیام قیامت هم اگر هر سر موی بدن مان دهان باز کند و شکر این نعمت بگذارد هنوز یکی از هزاران گفته ناید و شرح این ماجرا در سخن نگنجد و عارفانه خاطرنشان می کند که : پس سخن کوتاه باید والسلام.

سپس در را باز می کند از صحنه ی تاریخ بیرون می آید، کفش های اش را می پوشد و باز هم وارد مسائل روز می شود تا از قافله عقب نماند.

بعد نوبت آن بزرگوار دیگر ست که ما را با بیانات ارجمندش فیض برساند. پاها را روی هم می گرداند و همین طور که با آن کبریت خاموش توی دهان اش ور می رود می گوید : احمدی نژاد هم در هفدهمین سفر استانی اش وارد استان خراسان رضوی (ع) شد . ( این خبر را درست به روش مجریان گرانمایه ی سیما و صدای مقدس بیان می نماید ) . بعد پوز خندی رندانه می زند و دور و بر خودش را زیر چشمی می پاید و شجاعانه می گوید : این هم فقط بلده از این استان به اون استان بره و حرف مفت بزنه . و بعد با محاکات از مهران مدیری تک سرفه ای می کند و سیخ سر جای خود می نشیند . (عجب اثری دارد این جعبه ی جادو بر ملت بزرگ و رشید و سربلند و مقاوم و تاریخ ساز و با فرهنگ و تمدن و آگاه ما !) . حالا نوبت آن یکی دیگرست که دهان مبارک بگشاید و در افشانی کند : اما باید خدا را ۱٠٠ هزار مرتبه شکر کنیم که امنیت داریم . هیچ نعمتی از امنیت بالاتر نیست . بیایید خودتان را بگذارید جای لبنانی ها. ببینید بیچاره ها چه وضعیتی دارند! حالا الحمدالله ما امنیت داریم . اگر مشکلی هم هست به خواست و مشیت خداوند حل می شود . و آن همکار سبیلو کله اش را به علامت تایید پایین می آورد و می گوید : اون که بعععله . و باز هم خدا را شکر که دیگر انرژی اتمی داریم اگر نه اسراییل به ما هم ممکن بود حمله کند، حالا دیگر جرات نمی کند به ما حمله کند !

* * *

داشتم با خودم فکر می کردم . دیدم جادوگران صدا و سیما کارشان را خوب انجام داده اند و نتایج درخشانی گرفته اند . خوب عقل ملت ظاهر بین و بینوای ما را پیچانده اند . همیشه به مرگ می گیرند که به تب راضی شوی . تا بخواهی به آزادی و دموکراسی فکر کنی مسئله ی آب و نان را برجسته می کنند و حرف از رفاه و تامین معاش و ایجاد اشتغال و کار و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و آوردن نفت بر سر سفره ها داد سخن می دهند و تبلیغ می کنند و مبارزه با زالوهای اقتصادی و گردن کلفت ها را مطرح می کنند تا آزادی و دموکراسی یادت برود و بگویی بابا دموکراسی یعنی چه ؟ آزادی می خواهیم چه کار ؟ فکر نان کن که خربزه آب ست . ما گرسنه ایم ، آزادی که شکم را سیر نمی کند ! آزادی یعنی لاابالی گری و ولنگاری . و تا بیایی به آب و نان و نیازهای اساسی روزمره فکر کنی و بحران های غریبی که هر روز بیش تر می شوند ، فضا را پلیسی و امنیتی می کنند و آشوب به پا می کنند و فاجعه و قتل عام و کشتار به رخ ات می کشند و از زمین و آسمان فتنه می انگیزند تا خداوند رحمان و رحیم و مهربان را روزی ۱٧٠ میلیارد بار شکر کنی که خوب ست تن مان سالم ست و امنیت داریم ! خدا را شکر که گوش مان زیر بغل مان نیست و چشم مان کف پامان نیست اگر نه هر گاه می خواستیم بشنویم باید با مکافات بازوی مان را بالا می گرفتیم و اگر چیزی دست مان بود و نمی شد از شنیدن محروم می شدیم و هر وقت می خواستیم ببینیم باید لنگ مان را بالا می گرفتیم و از این طریق جهان را تماشا می کردیم و معلوم ست که چه قدر مضحک می شد و چه افتضاح و بی آبرویی به بار می آمد . همه این ها جای شکر دارد . معلوم می شود کارهای خدا بی حکمت و بی حساب و کتاب نیست !

خوب بی جهت نیست نشان دادن آن تصویرهای دل خراش و دهشتناک شبانه از لبنان تا تو به این فکر نکنی که چرا برای مثال اجاره خانه ها یک مرتبه پس از عید چند برابر شده است و برای رهن و اجاره ی یک خانه ی معمولی و کوچک باید بین ۱٠ تا ۴٠ میلیون تومان هزینه بدهی . بله خدا را ٥٩۸ میلیارد مرتبه دیگر هم شکر که مملکت ما مثل لبنان نشده ! و هم وطن و همکار ساده لوح من اصلن نمی داند که این فتنه را چه کسی یا کسانی شروع کردند و چرا و با چه اهدافی !! آخر بنگاه خر رنگ کنی سیما و صدا که این چیزها را به عرض ملت محترم و شجاع و مبارز نمی رساند . اصلن روح این هم وطن هم خبر ندارد که شب پیش که او در در متکای اش یک لم داده بود و در حال خلال کردن دندان های اش تصویرهای دل خراش لبنان و نرگس و .... را از جعبه ی جادو تماشا می کرد دانشجو و مبارز جوانی را که ٧ سال بی جهت و بی گناه زندانی کرده بودند در اثر شکنجه و آزار کشته اند و جنازه اش را خودسرانه و مخفیانه بی اجازه ی خانواده و پدر و مادر پیرش شبانه به روستای دور از شهرش برده اند و بدون هیچ مراسمی به خاک سپرده اند و بنگاه خر رنگ کنی عزت ضرغامی هم پوزه اش را به خاک مالیده و یک کلمه از این ماجرا نگفته است و هم چنان به پخش تصویرهای دل خراش لبنان و تبلیغ برای ماه رجب مرجب و اعتکاف در مساجد و تکایا و ثواب اخروی در توبره کردن ادامه می دهد . این هم وطن هالوی من این ها را نمی بیند و نمی داند و هنوز برای مظلومیت شیعه و ائمه ی هدی اشک می ریزد و دانش و سوادش را که از پای منبر استاد حسین الهی قمشه ای و شیخ محسن قرائتی کسب کرده به رخ می کشد و نمی داند دارد چه بلایی سرش می آید. و ما همچنان دست ها را سوی آسمان بلند کرده ایم و خداوند قهار و جبار و منتقم را شکر می گوییم که این نعمت بزرگ را به ما عطا کرده و ما را از شیعیان قرار داده و حق وتوی شفاعت ائمه ی طیبه و طاهره را در روز محشر برای ما قرار داده تا در این دنیا هر کثافت کاری دل مان می خواهد بکنیم و دل خوش باشیم به شفاعت ائمه . بله برای ما ، این امتیاز فقط و فقط برای ما از همه بهتران ست . این امتیاز فقط در انحصار ماست و برای ما ثبت شده است و بس و ما باز هم خداوند را شاکریم که این جا مثل لبنان نشده و هنوز به سختی نفسی می رود و می آید . صبر داشته باش آقای سبیل ، اندکی صبر ....... تعجیل مکن هم بشود دیر نشد.

ما را یادمان داده اند که همیشه به زیر دست خود نگاه کنیم و همیشه بدبخت و بیچاره ها و فلک زده ها را پیش چشم مان مجسم کنیم و بعد هر چه به سرمان می آورند صدامان در نیاید . عوض این که با این فرهنگ و پیشینه ی تاریخی به فرانسه و سوئد و سوییس و آلمان و دست کم کره و تایوان و ژاپن نگاه کنیم ، همیشه به افغانستان و عراق و فلسطین نگاه کنیم . یاد فرمایش شیخ سعدی علیه الرحمه افتادم که می گفت :


هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده مگر وقتی که پای ام برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم . به جامع کوفه در آمدم دل تنگ . یکی را دیدم که پای نداشت . سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

آیا هیچ کجای جهان چنین منطق ابلهانه و حقارت باری در جهت خود فریبی و محروم شدن از زندگی و زیبایی های آن و برخوردار شدن از حداقل های زندگی وجود دارد؟

بنگاه خر رنگ کنی و دستگاه عوام فریبی عظیم و گسترده ی صدا و سیما در ایران که در این چند سال بودجه های میلیاردی اش چند برابر شده و شبکه های زیادی به آن افزوده شده است به موفقیت بزرگی دست یافته و پس از قتل عام روزنامه ها و در غیاب رسانه های آزاد در داخل خوب دارد کار می کند و ترفندها و حیله های اش کارگر شده و خوب دارد جواب می دهد. شبکه های ماهواره ای فارسی زبان هم که به جای این که در جهت خنثا کردن دسیسه ها ی صدا و سیمای اسلامی بر آیند و به ملت در بند آگاهی دهند ، خودشان در جهت خدمت به این شبکه ی تار عنکبوتی مخوف در آمده اند و کاسه لیس ته مانده های همین ابر رسانه هستند . به جای این که در مقابل آن بایستند ، به موازات آن کار می کنند و نه تنها هیچ زیانی برای نظام اسلامی ندارند بل که در جهت تحمیق و فریب ملت بینوا می کوشند . شب خیز و روز خیز و سحر خیز و عصر خیز و جانوران ابله و موذی ای نظیر او یا با برنامه های مبتذل بشکن و بالا بنداز این ملت گل و بلبل را به خواب می کنند یا شب و روز برای فروش کرم و ماتیک و سرخاب و کاندوم و وازلین و نظیر این ها دارند عربده می کشند و یقه جر می دهند یا مثل سگ و گربه به هم می پرند و برای هم می زنند یا با پخش برنامه های ابلهانه ای نظیر هخا گزک دست نظام اسلامی می دهند تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و با ساختن یک رشته شوی تلویزیونی تمام مخالفان رژیم را آدم های بی سر و پا و دیوانه و بیمار و دلقلک جلوه دهد.

به نظر من کشورهای مخالف ایران که در جریان مسئله ی هسته ای با نظام اسلامی مشکل دارند اگر می خواهند این نظام را فلج کنند، نه نیازی به این ست که حمله ی نظامی کنند، نه تحریم اقتصادی و سیاسی، نه تبلیغات ماهواره ای و رسانه ای و نه هزینه کردن میلیون ها دلار برای ناراضیان سیاسی و اپوزیسیون و تقویت آن ها. بل که فقط کافی ست به هر شکلی که می توانند صدا و سیمای اسلامی را از بین ببرند و این شاهرگ حیاتی رژیم را قطع کنند . همین و بس. نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور و رسانه های برون مرز هم تمام تبلیغات خود را بر فشار روی صدا و سیما متمرکز کنند و آن را بمباران تبلیغاتی نمایند و فلج اش کنند. یادمان باشد نظام اسلامی قوت زور آزمایی نظامی ندارد و هر چه می گوید رجز خوانی ست . این نظام فقط با شعار و تبلیغات گسترده و عوام فریبی زنده است. باید دستگاه تبلیغات و عوام فریبی اش فلج شود.

خبر قبلی: رژیم اسلامی عرب زبانان اهواز را به لبنان اعزام می کند
خبر بعدی: در درگیریهای روز چهارشنبه 15 سرباز اسرائیلی کشته شدند

Posted by: ali at August 9, 2006 11:38 PM

بنگاه خر رنگ کنی
این گزارش از سوی یکی از وبلاگ نویسان درونمرز بدستمان رسیده است:

صبح زود وقتی در جمع همکاران محترم و محترمه ی اداره قرار می گیرم آنان بعد از این که یکی یک استکان چای قند پهلو نوش جان می کنند و کمی آرام می گیرند و در زیر تمثال مبارک رهبرین ( نصف اش قدس سره ) در صندلی خود اندکی جابه جا می شوند و بدن هاشان زیر باد خنک کولر شل می شود و وا می رود ، به پهلو لم می دهند و به سبک حضرت شاه شهید ناصرالدین میرزا دستی به سبیل مبارک می کشند و اوضاع جهان و منطقه را تجزیه و تحلیل می نمایند .

البته همکاران محترمه چون سبیل ندارند به حکم اجبار با طره ی گیسوی خود که چشم میر غضب را دور دیده و ترس از به باد رفتن اسلام را هم یک جوری زیر سبیلی در می کنند ( کارتان نباشد ها ! از زیر سبیل همان همکاران محترمان .... و الشمس و القمر یسجدان .... تا پرانتز بازست این بینامتنی را از ما بپذیرید تا بدانید که ما هم از این قرتی بازی ها بلدیم ). بله عرض می نمودم با طره ی گیسوی بیرون آمده از زیر حجاب کامل اسلامی بازی بازی می کنند و افاضه ی فضل می نمایند .

خوش بختانه امت رشید و بیدار و همیشه در صحنه ی ما دیگر غم نان و آب ندارند . دیگر حرف از گرانی گوشت و پنیر و نخود و لوبیا و عدس نمی زنند . دیگر از گران شدن شیر و نان نمی نالند . از سطح این چیزهای مبتذل و ابلهانه میلیون ها کیلومتر فراتر رفته اند . سطح دیالوگ ها آن قدر بالا آمده که تمام کرانه های ساحلی را در خود فرو برده است . یکی از نرگس می گوید که شبانگاهان از جعبه ی جادو نمایش می دهند و این که آیا آخر الامر شوور کرد یا نه و آن دیگری با همین تداعی وارد عالم هنر و فیلم و سینما می شود و نقد سینمایی پر و پیمانی تحویل می دهد . آن یکی حوادث لبنان و خاور میانه را تحلیل می نماید و تف و لعن نثار صهیونیست های غاصب و کثیف و عوضی می کند و از صحنه های دل خراشی که سیمای مکرم جمهوری مقدس اسلامی (ع) نشان داده است می گوید . از اشک تمساح هایی که برادر عزت الله خان ضرغامی شب و روز در حال ریختن ست . و آن جناب تاریخ دان که پشت کامپیوتر نشسته و دارد آدامس بادکنکی می جود هم از مظلومیت شیعیان در طول تاریخ می گوید و با گریزی به صحرای کربلا ذکر مصیبت می کند تا بل که ثوابی هم توشه ی راه کند و از این مجلس سودی مضاعف ببرد و با یک تیر دو نشان بزند . هم اظهار فضلی کرده باشد و هم حساب های بانکی اش را در بهشت برین پر نماید . بله با آه سوزانی که از میان لبان مبارک به بیرون پف می کند خط سیر این مظلومیت را از ائمه معصومین تا شیعیان مظلوم لبنان پی می گیرد و نتیجه می گیرد که خدا با ماست و خیلی ما را دوست دارد ! و اصلن کاینات را خلق فرموده به خاطر ما . به خاطر همین اقلیت مظلوم شیعه در جهان ، چرا که :

هر که در این بزم مقرب ترست
جام بلا بیش ترش می دهند

و سپس بزرگ منشانه می افزاید که این کم چیزی نیست . نعمت بزرگی که تا قیام قیامت هم اگر هر سر موی بدن مان دهان باز کند و شکر این نعمت بگذارد هنوز یکی از هزاران گفته ناید و شرح این ماجرا در سخن نگنجد و عارفانه خاطرنشان می کند که : پس سخن کوتاه باید والسلام.

سپس در را باز می کند از صحنه ی تاریخ بیرون می آید، کفش های اش را می پوشد و باز هم وارد مسائل روز می شود تا از قافله عقب نماند.

بعد نوبت آن بزرگوار دیگر ست که ما را با بیانات ارجمندش فیض برساند. پاها را روی هم می گرداند و همین طور که با آن کبریت خاموش توی دهان اش ور می رود می گوید : احمدی نژاد هم در هفدهمین سفر استانی اش وارد استان خراسان رضوی (ع) شد . ( این خبر را درست به روش مجریان گرانمایه ی سیما و صدای مقدس بیان می نماید ) . بعد پوز خندی رندانه می زند و دور و بر خودش را زیر چشمی می پاید و شجاعانه می گوید : این هم فقط بلده از این استان به اون استان بره و حرف مفت بزنه . و بعد با محاکات از مهران مدیری تک سرفه ای می کند و سیخ سر جای خود می نشیند . (عجب اثری دارد این جعبه ی جادو بر ملت بزرگ و رشید و سربلند و مقاوم و تاریخ ساز و با فرهنگ و تمدن و آگاه ما !) . حالا نوبت آن یکی دیگرست که دهان مبارک بگشاید و در افشانی کند : اما باید خدا را ۱٠٠ هزار مرتبه شکر کنیم که امنیت داریم . هیچ نعمتی از امنیت بالاتر نیست . بیایید خودتان را بگذارید جای لبنانی ها. ببینید بیچاره ها چه وضعیتی دارند! حالا الحمدالله ما امنیت داریم . اگر مشکلی هم هست به خواست و مشیت خداوند حل می شود . و آن همکار سبیلو کله اش را به علامت تایید پایین می آورد و می گوید : اون که بعععله . و باز هم خدا را شکر که دیگر انرژی اتمی داریم اگر نه اسراییل به ما هم ممکن بود حمله کند، حالا دیگر جرات نمی کند به ما حمله کند !

* * *

داشتم با خودم فکر می کردم . دیدم جادوگران صدا و سیما کارشان را خوب انجام داده اند و نتایج درخشانی گرفته اند . خوب عقل ملت ظاهر بین و بینوای ما را پیچانده اند . همیشه به مرگ می گیرند که به تب راضی شوی . تا بخواهی به آزادی و دموکراسی فکر کنی مسئله ی آب و نان را برجسته می کنند و حرف از رفاه و تامین معاش و ایجاد اشتغال و کار و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و آوردن نفت بر سر سفره ها داد سخن می دهند و تبلیغ می کنند و مبارزه با زالوهای اقتصادی و گردن کلفت ها را مطرح می کنند تا آزادی و دموکراسی یادت برود و بگویی بابا دموکراسی یعنی چه ؟ آزادی می خواهیم چه کار ؟ فکر نان کن که خربزه آب ست . ما گرسنه ایم ، آزادی که شکم را سیر نمی کند ! آزادی یعنی لاابالی گری و ولنگاری . و تا بیایی به آب و نان و نیازهای اساسی روزمره فکر کنی و بحران های غریبی که هر روز بیش تر می شوند ، فضا را پلیسی و امنیتی می کنند و آشوب به پا می کنند و فاجعه و قتل عام و کشتار به رخ ات می کشند و از زمین و آسمان فتنه می انگیزند تا خداوند رحمان و رحیم و مهربان را روزی ۱٧٠ میلیارد بار شکر کنی که خوب ست تن مان سالم ست و امنیت داریم ! خدا را شکر که گوش مان زیر بغل مان نیست و چشم مان کف پامان نیست اگر نه هر گاه می خواستیم بشنویم باید با مکافات بازوی مان را بالا می گرفتیم و اگر چیزی دست مان بود و نمی شد از شنیدن محروم می شدیم و هر وقت می خواستیم ببینیم باید لنگ مان را بالا می گرفتیم و از این طریق جهان را تماشا می کردیم و معلوم ست که چه قدر مضحک می شد و چه افتضاح و بی آبرویی به بار می آمد . همه این ها جای شکر دارد . معلوم می شود کارهای خدا بی حکمت و بی حساب و کتاب نیست !

خوب بی جهت نیست نشان دادن آن تصویرهای دل خراش و دهشتناک شبانه از لبنان تا تو به این فکر نکنی که چرا برای مثال اجاره خانه ها یک مرتبه پس از عید چند برابر شده است و برای رهن و اجاره ی یک خانه ی معمولی و کوچک باید بین ۱٠ تا ۴٠ میلیون تومان هزینه بدهی . بله خدا را ٥٩۸ میلیارد مرتبه دیگر هم شکر که مملکت ما مثل لبنان نشده ! و هم وطن و همکار ساده لوح من اصلن نمی داند که این فتنه را چه کسی یا کسانی شروع کردند و چرا و با چه اهدافی !! آخر بنگاه خر رنگ کنی سیما و صدا که این چیزها را به عرض ملت محترم و شجاع و مبارز نمی رساند . اصلن روح این هم وطن هم خبر ندارد که شب پیش که او در در متکای اش یک لم داده بود و در حال خلال کردن دندان های اش تصویرهای دل خراش لبنان و نرگس و .... را از جعبه ی جادو تماشا می کرد دانشجو و مبارز جوانی را که ٧ سال بی جهت و بی گناه زندانی کرده بودند در اثر شکنجه و آزار کشته اند و جنازه اش را خودسرانه و مخفیانه بی اجازه ی خانواده و پدر و مادر پیرش شبانه به روستای دور از شهرش برده اند و بدون هیچ مراسمی به خاک سپرده اند و بنگاه خر رنگ کنی عزت ضرغامی هم پوزه اش را به خاک مالیده و یک کلمه از این ماجرا نگفته است و هم چنان به پخش تصویرهای دل خراش لبنان و تبلیغ برای ماه رجب مرجب و اعتکاف در مساجد و تکایا و ثواب اخروی در توبره کردن ادامه می دهد . این هم وطن هالوی من این ها را نمی بیند و نمی داند و هنوز برای مظلومیت شیعه و ائمه ی هدی اشک می ریزد و دانش و سوادش را که از پای منبر استاد حسین الهی قمشه ای و شیخ محسن قرائتی کسب کرده به رخ می کشد و نمی داند دارد چه بلایی سرش می آید. و ما همچنان دست ها را سوی آسمان بلند کرده ایم و خداوند قهار و جبار و منتقم را شکر می گوییم که این نعمت بزرگ را به ما عطا کرده و ما را از شیعیان قرار داده و حق وتوی شفاعت ائمه ی طیبه و طاهره را در روز محشر برای ما قرار داده تا در این دنیا هر کثافت کاری دل مان می خواهد بکنیم و دل خوش باشیم به شفاعت ائمه . بله برای ما ، این امتیاز فقط و فقط برای ما از همه بهتران ست . این امتیاز فقط در انحصار ماست و برای ما ثبت شده است و بس و ما باز هم خداوند را شاکریم که این جا مثل لبنان نشده و هنوز به سختی نفسی می رود و می آید . صبر داشته باش آقای سبیل ، اندکی صبر ....... تعجیل مکن هم بشود دیر نشد.

ما را یادمان داده اند که همیشه به زیر دست خود نگاه کنیم و همیشه بدبخت و بیچاره ها و فلک زده ها را پیش چشم مان مجسم کنیم و بعد هر چه به سرمان می آورند صدامان در نیاید . عوض این که با این فرهنگ و پیشینه ی تاریخی به فرانسه و سوئد و سوییس و آلمان و دست کم کره و تایوان و ژاپن نگاه کنیم ، همیشه به افغانستان و عراق و فلسطین نگاه کنیم . یاد فرمایش شیخ سعدی علیه الرحمه افتادم که می گفت :


هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده مگر وقتی که پای ام برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم . به جامع کوفه در آمدم دل تنگ . یکی را دیدم که پای نداشت . سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

آیا هیچ کجای جهان چنین منطق ابلهانه و حقارت باری در جهت خود فریبی و محروم شدن از زندگی و زیبایی های آن و برخوردار شدن از حداقل های زندگی وجود دارد؟

بنگاه خر رنگ کنی و دستگاه عوام فریبی عظیم و گسترده ی صدا و سیما در ایران که در این چند سال بودجه های میلیاردی اش چند برابر شده و شبکه های زیادی به آن افزوده شده است به موفقیت بزرگی دست یافته و پس از قتل عام روزنامه ها و در غیاب رسانه های آزاد در داخل خوب دارد کار می کند و ترفندها و حیله های اش کارگر شده و خوب دارد جواب می دهد. شبکه های ماهواره ای فارسی زبان هم که به جای این که در جهت خنثا کردن دسیسه ها ی صدا و سیمای اسلامی بر آیند و به ملت در بند آگاهی دهند ، خودشان در جهت خدمت به این شبکه ی تار عنکبوتی مخوف در آمده اند و کاسه لیس ته مانده های همین ابر رسانه هستند . به جای این که در مقابل آن بایستند ، به موازات آن کار می کنند و نه تنها هیچ زیانی برای نظام اسلامی ندارند بل که در جهت تحمیق و فریب ملت بینوا می کوشند . شب خیز و روز خیز و سحر خیز و عصر خیز و جانوران ابله و موذی ای نظیر او یا با برنامه های مبتذل بشکن و بالا بنداز این ملت گل و بلبل را به خواب می کنند یا شب و روز برای فروش کرم و ماتیک و سرخاب و کاندوم و وازلین و نظیر این ها دارند عربده می کشند و یقه جر می دهند یا مثل سگ و گربه به هم می پرند و برای هم می زنند یا با پخش برنامه های ابلهانه ای نظیر هخا گزک دست نظام اسلامی می دهند تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و با ساختن یک رشته شوی تلویزیونی تمام مخالفان رژیم را آدم های بی سر و پا و دیوانه و بیمار و دلقلک جلوه دهد.

به نظر من کشورهای مخالف ایران که در جریان مسئله ی هسته ای با نظام اسلامی مشکل دارند اگر می خواهند این نظام را فلج کنند، نه نیازی به این ست که حمله ی نظامی کنند، نه تحریم اقتصادی و سیاسی، نه تبلیغات ماهواره ای و رسانه ای و نه هزینه کردن میلیون ها دلار برای ناراضیان سیاسی و اپوزیسیون و تقویت آن ها. بل که فقط کافی ست به هر شکلی که می توانند صدا و سیمای اسلامی را از بین ببرند و این شاهرگ حیاتی رژیم را قطع کنند . همین و بس. نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور و رسانه های برون مرز هم تمام تبلیغات خود را بر فشار روی صدا و سیما متمرکز کنند و آن را بمباران تبلیغاتی نمایند و فلج اش کنند. یادمان باشد نظام اسلامی قوت زور آزمایی نظامی ندارد و هر چه می گوید رجز خوانی ست . این نظام فقط با شعار و تبلیغات گسترده و عوام فریبی زنده است. باید دستگاه تبلیغات و عوام فریبی اش فلج شود.

خبر قبلی: رژیم اسلامی عرب زبانان اهواز را به لبنان اعزام می کند
خبر بعدی: در درگیریهای روز چهارشنبه 15 سرباز اسرائیلی کشته شدند

Posted by: ali at August 9, 2006 11:38 PM

اين متن را از سايت www.iranpressnews.com اورده ايم. باتشكر از مسئولين سايت. و با معذرت از اينكه بدون اجازه اورديم. البته سفاكان رهبر خرف ان را همانند ديگر سايتها بسته اند.
زنده باد امريكا و اسراييل!.

Posted by: ali at August 9, 2006 11:44 PM

اين متن را از سايت www.iranpressnews.com اورده ايم. باتشكر از مسئولين سايت. و با معذرت از اينكه بدون اجازه اورديم. البته سفاكان رهبر خرف ان را همانند ديگر سايتها بسته اند.
زنده باد امريكا و اسراييل!.

Posted by: ali at August 9, 2006 11:44 PM

اين متن را از سايت www.iranpressnews.com اورده ايم. باتشكر از مسئولين سايت. و با معذرت از اينكه بدون اجازه اورديم. البته سفاكان رهبر خرف ان را همانند ديگر سايتها بسته اند.
زنده باد امريكا و اسراييل!.

Posted by: ali at August 9, 2006 11:45 PM


آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63