**مردی که پا نداشت ....
*آمده بود اداره راهنمايی و رانندگی تا گواهينامه بگيرد .پا نداشت . دو تا پايش را از سر زانو بريده بودند .جوان بود .بفهمی نفهمی بيست و يکی دو سالی بيشتر نداشت .
وقتيکه در امتحان رانندگی قبول شد ؛ انگار قله های اورست را فتح کرده باشد ؛ سرشار از غرور و شادی بود . و من بياد شعری افتادم که نميدانم سالها پيش کجا خوانده بودم . :
مردی که پا نداشت
تا قله بلند؛ به سختی صعود کرد
پرچم بنام خود بر زمين زد و
با افتخار بر آن نوشت :
من پا نداشتم !
**** هوای باغ نکرديم
کجاست بام بلندی
و نردبان بلندی
که بر شود ؛ و بماند بلند بر سر دنيا
و بر شوی و بمانی بر آن و نعره بر آری :
“هوای باغ نکرديم و دور باغ گذشت “ ...
من اين شعر را سالها پيش جايی خوانده بودم و شکسته بسته توی ذهنم آنرا حفظ کرده بودم .تا همين امروز خيال ميکردم از مهدی اخوان ثالث است .اما حالا که کتاب “ سفر سبز “ منصور اوجی را می خوانم می بينم شعر از منصور اوجی است
منصور اوجی می نويسد : وقتيکه در مهر ماه 56 – در شبهای شعر انستيتو گوته -آنرا خواندم ؛ اخوان آنچنان خوشش آمد که بمن گفت : اين شعر را بنويس و بمن بده که عجيب حکايت عمر باطل شده همه ماست .
براستی که : هوای باغ نکرديم و دور باغ گذشت ...
****از يک نامه
......داستان “ درد خنده “ات مرا از صبح می خنداند . نمی خواهم هندوانه زير بغلت بگذارم ؛ ولی واقعا شفافيت و صراحت و شرافت تو در نوشتن ؛ خون رگ کارهای خوب توست .......پدرم را دفعه آخرين ؛ سی سال پيش از مرگش ديدم ولی هنوز ميشد هر شش ماهی ؛ چند دقيقه ؛ روی خط تلفن ؛ تحملش کرد .هميشه روی خط ؛ از مضار و کثافت حکومت اسلامی حرف ميزد . هميشه يک ليست کامل برايم آماده داشت ....گرانی ....فحشا ...(گرچه خودش در جوانی خانم باز بود )....آخوند .... بسيجی ...خواهران زينب ....و...در هر حال ؛ هميشه در آخر کار ميگفت : پسرم ! تمام اين بلايا بر ما نازل شد ولی اين قصاب های اسلامی را بايد از يک نظر تقدير کرد .....بله پسرم ؛خدا را شکر ديگر صدای شماعی زاده را از راديو پخش نمی کنند !!!
“ از نامه دوستم پيمان “ َ
نوشته شده توسط گیله مرد در 9:43 PM
زيبا بود!
Posted by: payam at August 23, 2006 10:12 AMدر امريكا دولت به بي پايان تصديق رانندگي ميدهد تا بتوانند ماشينشان را برانند و در ايران دولت پا داراني را كه امكان مالي براي خريدن ماشين ندارند
به جرم قالپاق دزدي بي پا ميكند !!!
در امريكا دولت به بي پايان گواهينامه رانندگي ميدهد تا بتوانند ماشينشان
را برانند و در ايران دولت كساني را كه امكان مالي براي خريدن ماشين ندارند
به جرم قالپاق دزدي بي پا ميكند تا هيچ وقت نتوانند رانندگي كنند !!!
سلام بزرگوار . من مدتي براي عكاسي به كوبا رفته بودم و نتوانستم حضور برسم . زماني كه بخش كامنت شما كار نميكرد ميخواستم اين پيام را بگذارم كه ايكاش ما آدمها بدون شناخت ازخود و از ديگران ، براي نشان دادن هوش و ذكاوت بيش از حدمان ، ديگران را متهم نميكرديم و افتراهايي را نمي افراشتيم و .... بماند . همه ي پست هاي شما را خواندم و لذت بردم . مثل هميشه خواندني هستند . بدرود
Posted by: Kaveh M.Salehi at August 25, 2006 8:03 AMسلام بزرگوار . من مدتي براي عكاسي به كوبا رفته بودم و نتوانستم حضور برسم . زماني كه بخش كامنت شما كار نميكرد ميخواستم اين پيام را بگذارم كه ايكاش ما آدمها بدون شناخت ازخود و از ديگران ، براي نشان دادن هوش و ذكاوت بيش از حدمان ، ديگران را متهم نميكرديم و افتراهايي را نمي افراشتيم و .... بماند . همه ي پست هاي شما را خواندم و لذت بردم . مثل هميشه خواندني هستند . بدرود
Posted by: Kaveh M.Salehi at August 25, 2006 8:04 AMعالي بود
Posted by: ali at August 25, 2006 11:33 PM

نظرات