November 29, 2006
ای حسن جان ....
اين هم شعری که يکی از دوستان نازنين من از پاريس برای من فرستاده است :
ای حسن جان خوشگل آبادی
ای که در نظم و نثر استادی
رفته ای از ديار ما ؛ هيهات
از رفيقان نکرده ای يادی
راستش ؛ از روزی که ما از سفر جابلقا و جابلسا بر گشته ايم ؛ آنقدر کار روی سرمان ريخته و آنقدر گرفتار هستيم که فرصت نکرده ايم به دوستان مان در دوبی و پاريس چهار خط بنويسيم و از مهربانی هايشان سپاسگزاری کنيم ؛ و شعری را که ملاحظه فرموديد دوست نازنينی از پاريس برايم فرستاده و فی الواقع تلويحا از ما گلايه کرده است که : ای آقای گيله مرد ! رفتی و پشت سرت را نگاه نميکنی ؟؟
شرمنده ايم والله !!خداوند ما را ببخشاياد .
نوشته شده توسط گیله مرد در 9:23 PM
Post a comment


نظرات