عمری کار ...
چند روزی است که دست مان به نوشتن نميرود . يعنی فی الواقع از روزی که از سفر جابلقا و جابلسا بر گشته ايم نه دل مان می خواهد سر کار مان برويم نه اينکه اصلا حال و حوصله نوشتن داريم . از آنطرف دوستان دور و نزديک هوارشان در آمده که : که ای آقای گيله مرد؛ پس کجايی ؟؟
راستش ؛ دل مان می خواهد بجای اينکه اينجا بنشينيم و پرت و پلا ببافيم کاشکی در پاريس بوديم و توی خيابان هايش راه ميرفتيم و دو سه تا آبجوی تگری ميخورديم و ميرفتيم توی بازار نقاشان و آدمها را تماشا ميکرديم .اما از آنجا که در اين چهار روزه عمر ؛ هيچ چيزی به مراد آدميزاد نيست اين است که گيله مردی که ما باشيم بايد هر روز صبح کله سحر از خواب پا بشويم و سر و صورتی صفا بدهيم و برويم دنبال نان !!و مرده شور اين نان لعنتی را ببرد که آدميزاد را از از همه خوشی های دنيا محروم ميکند.
گاهی اوقات ما به خودمان ميگوييم آخر چه ؟؟ از اينهمه دويدن چه نتيجه ای حاصل ميشود ؟؟ آمديم حساب بانکی مان پر و پيمان تر و خودمان هم نو نوار تر شديم ؛ آخرش چه ؟؟ پس کی بايد زندگی کنيم ؟ کی بايد از اينهمه زيبايی های حيات که دور و بر ماست لذت ببريم ؟؟ کی بايد برويم دنيا را ببينيم ؟؟ کی بايد برويم آدمهای دنيا را ببينيم ؟؟ اما متاسفانه زندگی کردن در امريکا يعنی عمری کار !! و اين کار لعنتی آنچنان دست و پای مان را توی پوست گردو ميگذارد که يکوقت چشم باز ميکنيم می بينیم به مرز هفتاد سالگی رسيده ایم وديگر هيچ کاری از ما ساخته نيست جز اينکه بنشينیم و منتظر تشريف فرمايی آقای عزراييل باشیم که شبی نيمه شبی از راه برسد و چنان حلقوم مان را بفشارد که جان مان در بيايد و خلاص !
باری ؛ گيله مردی که ما باشيم اين روزها بد جوری بی حوصله ايم . نه حال و حوصله کار کردن داريم نه شور و شوقی برای نوشتن .اين بی حوصلگی ما هم بيشترش از اين بابت است که خبر های ايران کلی کلافه مان ميکند . وقتی می بينيم فلان آخوندک يالغوز آباد فتوای مرگ ميدهد.وقتی می بينيم ميليونها نفر از هم ميهنان ما در زندان بزرگی بنام ايران زندانی هستند . وقتی می بينيم جغد سياه مرگ بر تمامی خاورميانه بال کشيده ؛ ديگر نه دست و دل مان به کار ميرود و نه به نوشتن .گاهی اوقات هم از آدم بودن خودمان شرمسار ميشويم .آخر اين چه دنيايی است که ما آدمها برای خودمان ساخته ايم ؟؟
و حرف آخر اينکه : ما خود از غم کوهيم ....
نوشته شده توسط گیله مرد در 2:44 PM
گل گفتى
Posted by: Mehran at December 5, 2006 8:06 PMدنیا را دین خراب کرده است، مرده شور این دین های رنگ و به رنگ و کهنه و کثیف را ببرد که همه را در به در و خاک بر سر کردند....
Posted by: samim at December 5, 2006 10:18 PM

نظرات