December 19, 2006



کريسمس در هاوايی ....


چند روز پيش ؛ رفيق جان جانی مان تلفن کرد و گفت : آقای گيله مرد !با هاوايی چطوری ؟؟!
گفتيم : منظور جنابعالی را نمی فهميم .ميشود شير فهم مان بفرماييد که منظورتان چيست ؟
گفت : منظور مان اين است که حاضريد در ايام کريسمس ؛در هاوايی مهمان مان باشيد ؟؟
عرض کرديم : اگر چه از قديم گفته اند :
به رندان می ناب و معشوق مست
خدا ميرساند ز هر جا که هست
اما ؛ شکم گشنه و تق تق پاشنه ؟؟ مگر جنابعالی نميدانيد که ما همين دو سه ماه پيش ؛ هفت هشت روزی در هاوايی بوده ايم و حالا هم آبم است و گابم است و نوبت آسيابم است ؟؟

گفتند : اما و مما نداريم ؛ ميآيی يا نه ؟؟
گفتيم : قربان !اين روزها وضع بيزنس مان قمر در عقرب است .فی الواقع حصيريم و ممد نصير ! از مال پس ايم و از جان عاصی .قاشق نداريم که آش مان را بخوريم ! هاوايی رفتن مان کجا بود ؟؟

گفتند : يعنی ميفرماييد هاوايی نميآييد ؟؟
گفتيم : قربانتان برويم ! اين روز ها ما لنگان لنگان داريم خودکشان ميکنيم بلکه بتوانيم خرج اجاره و بيمه و برق و آب و گاز و تلفن و حق البوق عمو سام را راست و ريست بکنيم . ديگر برای مان رمقی نمانده که بتوانيم به هاوايی بياييم و چند هزار دلاری به بدهی هايمان اضافه بشود مخصوصا اينکه همين يکی دو هفته پيش از سفر پاريس و دبی بر گشته ايم و چنان مفلس فی امان الله ايم که عنکبوت توی جيب هايمان تار تنيده !!

رفيق نازنين مان که بيش از هر تنابنده ای از حال و روزگار مان با خبر است ؛ نه قسم حضرت عباس مان را باور کرد و نه باجی خيرم ده بازی کردن مان را !..... و دست آخر کلی هم ليچار بارمان کرد و فرمود : اگر ميخواهی شب کريسمس در هاوايی باشی ؛ فردا خبرمان کن تا بليط بگيريم .


شب که شد ما رفتيم خانه تا بلکه کپه مرگ مان را بگذاريم . از اول شب تا کله سحر ؛ همه اش خواب هاوايی ميديديم .هر چند کسی با خواب ديدن آبستن نمی شود اما ما خواب ميديديم که توی اقيانوس سرگرم شنا کردن ايم و داريم با نهنگ ها و کوسه ها و لاک پشت ها و نميدانم هزار تا جانور ديگر مسابقه شنا ميدهيم .
خواب ميديديم که در ساحل دريا نشسته ايم و داريم نرمک نرمک آبجو می خوريم و به تماشای پريرويان سر گرميم وداريم به ريش دنيا و ما فيها می خنديم !! بيخود نيست که از قديم نديما گفته اند آدم کون برهنه کرباس دو لا پهنا خواب می بيند ؛ يا اينکه مرغ گشنه خواب ارزن می بيند !!؟؟

صبح که شد ؛ ديديم حال و حوصله کار کردن نداريم .همه اش در حال و هوای هاوايی بوديم !!به خودمان گفتيم : اگر چه هشت مان گروی نه مان است اما اگر به اين سفر چند روزه نرويم ؛ نه آفتاب از اين گرمتر ميشود نه قنبر از اين سياه تر !!با پا راه بروی کفش ات پاره ميشود ؛ با سر کلاهت ! مگر نگفته اند خدا کوه را می بيند برف اش را ميفرستد ؟؟ گور پدر مال دنيا !حيف مان نيست که در اين ايام کريسمس برويم مزارع لخت و عور را گز بکنيم يا توی فروشگاه مان بنشينيم و چندر غازمان را بشماريم و با اين کون نشور های ينگه دنيايی سر و کله بزنيم ؟؟ خدا سرما را قد بالا پوش آدم ميدهد آقای گيله مرد !! اين بود که به رفيق مان زنگ زديم و گفتيم :
آقا ! اين هم اندر عاشقی بالای غم های دگر !!ما حاضر يراق ايم و آماده سفر .....بليط گرفتی ؟؟

.... و حالا ؛ فردا صبح ؛ جای تان خالی ؛ به هاوايی پرواز می کنيم ؛ شب يلدا و شب کريسمس در هاوايی خواهيم بود و از جانب شما نايب الزياره ...
اگر مجال و فرصتی هم بود ياد داشت هايی خواهيم نوشت و منباب سوغاتی تقديم تان خواهيم کرد .
کريسمس و سال نو بر همه شما مبارک .


نوشته شده توسط گیله مرد در  7:48 PM


نظرات
 

خوشا بحالتان با اينگونه دوستانتان.....
feliz navidad

Posted by: maziar at December 20, 2006 12:24 PM

با درود وعرض ادب...سال نو مبارك واميدوارم روزهاي خوبي را سپري كنيد..آرزوي سلامتي براي شما

Posted by: saghand at December 23, 2006 1:08 PM

khosh behaletoon az tarafe ma ham nayeboziareh bashid.

Posted by: Ali at December 24, 2006 8:12 AM

khosh behaletoon az tarafe ma ham nayeboziareh bashid.

Posted by: Ali at December 24, 2006 8:12 AM

آقای گیله مردعزیز سلام .کریسمس وسال نومیلادی راتبریک میگم امیدوارم
در هاوایی به شما خوش بگذره .جناب حافظ میفرماید:
خوشترزعیش وصحبت وباغ وبهارچیست
ساقی کجاست گوسبب انتظارچیست
هروقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس راوقوف نیست که انجام کارچیست

همیشه سبز باشید

Posted by: zohre169 at December 25, 2006 3:03 PM

salam jenabe gilemard halo ahval chgone ast agha residi havaee.ma eltemase doa darim....

Posted by: jalal at December 25, 2006 11:49 PM

I read Sadam is going to be hanged and I feel very sad for an Iranian it must be strange.
I hope one day the wind of abolition of death will blow over this planet.
Noone has right to decide for the death or life of others. They do the same thing as Sadam did.

Posted by: Nina at December 26, 2006 9:58 AM

سلام گيله مرد گرامي
سال نو و ميلاد مهر و يا مسيح بر شما و دوستان هوآئي بازديد گان گيله مرد
را شاد باش مي گويم
در مورد اين مقتول مرحوم صدام با خانم ني نا هم نظر هستم اما در عراق دولت اسلامي با قصات امريكائي تصميم گرفته اند
اگر اعدام لغو شود علي مي ماند با حوض اش به عبارتي ديگر سيد گدا خامنه اي و رفسنحاني و ديگران نمي تواند بر قدرت خداوندي مردم را داشته باشند
80 دولت اعدام را لغو كردن اما امريكا 120 دولت از قبيل عراق و ايران نگهه داشتن تا مردم را به بهشت روانه كنند
به اميد دنيائي بهتر و رمستاني سبز تر

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at December 26, 2006 10:27 AM

Aghaye Hasan Kianoosh
Thank you for your reaction, the most important is to think it's possible to live without hanging.
These are the first steps.
In Iran people are agree with this regime to hang a prostitute or robber.
But, we see sentence to life is applicable.
Iran Keshvari mokhtare javanhaye zireh Hijdah sal ra be Jarsaghil avizan mikonad.

Posted by: nina at December 28, 2006 12:02 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63