February 8, 2007



دکتر ......

رفته بودم دکتر .دکتر معاينه ام کرد و گفت : بايد آزمايش خون بدهی .
من هم رفتم آزمايشگاه و آزمايش خون دادم .
فردايش دکتر تلفن کرد و گفت : آقای گيله مرد ! اوضاعت خرابه !!
ترسيدم و گفتم : دکتر جان ؛ منظورتان اين است که بايد همين روزها ريق رحمت را سر بکشيم ؟؟
دکتر گفت : اين را نميدانم ؛ اما بايد يک آزمايش ديگر بروی تا ببينم چه مرگت هست !
فردايش ما را فرستاد برای يک آزمايش ديگر . پس فردايش تلفن کرد و گفت : بايد يک آزمايش ديگر بدهی ! بعدش شماره تلفن آزمايشگاه را به من داد و گفت : به اين شماره زنگ بزن و وقت بگير و برو آزمايش هايت را انجام بده .
من هم آمدم خانه و به شماره تلفنی که دکتر داده بود زنگ زدم . خانمی گوشی را برداشت . . سلام عليکی کردم و عصر بخيری حواله اش کردم و گفتم :
-خانم جان ؛ اسم من فلان بن فلان است ؛بيمار آقای دکتر Clay هستم .
بگمانم بيماری کبدی گرفته ام . از بسکه قرص های جور واجور برای اين کلسترول لاکردار خورده ام گويا کبدم آسيب ديده ؛ دکتر Clayگفته است با شما تماس بگيرم و وقت بگيرم بيايم آزمايش هايم را انجام بدهم . .....
خانمه شروع کرد قاه قاه خنديدن !
پرسيدم : برای چه ميخندی خانم جان ؟ مگر من حرف خنده داری زده ام ؟؟
همانطور که می خنديد گفت : متاسفم ؛ من نمی توانم کمکی به شما بکنم !
گفتم : برای چه ؟؟
گفت برای اينکه اينجا بانک است نه آزمايشگاه !!
جای تان خالی دو تايی نيم ساعت قاه قاه می خنديديم . آنقدر خنديديم که من اصلا يادم رفت به آزمايشگاه زنگ بزنم .


*****

** خام شدم .....

اين شعر زيبا را هادی خرسندی سروده است . حيفم آمد که شما آنرا نخوانيد :

آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
ملت زنده بدم ؛ امت اسلامم کرد
بر درختی که خودم کاشتم آويخت مرا
با طنابی که خودم بافتم اعدامم کرد .


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:07 PM


نظرات
 

Hadi Khorsandi az aval enghelab chashm az jenayat in regime barbnadasht.
Be ghol vey tama in babakhtiha az in ast
Baskeh in melat khar ast.
Vaghti adam khoob fekr mikoneh mibineh rasteh.

Posted by: alireza at February 8, 2007 10:46 PM

برآوردهاي انقلاب اسلامي

براي آنهايي كه به خارج آمدند:
آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
28سال درين سوي جهان علافم كرد

آنهايي كه در ايران كارگرند يا بي کار:
آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
در حسرت نان , پنير , تخم مرغ , بي شامم كرد

آنهايي كه در جنگ ايران و عراق گشته شدند:
آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
در راه كربلا و قدس زير آوارم كرد

اوپوزيسيون :
آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
باري چپ , باري به راست , عضو حزب بادم كرد

بنده:
آمد و با همه پختگی ام خامم کرد
بي وزن و ادب , خالي از قافيه اشعارم كرد

Posted by: حميد ايزدي at February 9, 2007 9:12 PM

با سلام
اميد كه جواب آزمايشها خوب باشد .

Posted by: وب نگار at February 10, 2007 1:49 AM

ببخشيد
به خاطر كندي اينترنت در ايران من چند بار كليك كردم .
راستي من هم در مراغه خدمت كرده ام .
پادگان رضا پاد كه بعدا شد پادگان امام رضا .
يادش بخير
331 - 319 -328 - 362 - 390 - 392 -386 - پشتيباني - قرارگاه
ذاقه مهمات ...

Posted by: وب نگار at February 10, 2007 2:00 AM

در وصف حسن رجب ن‍‍ژاد
مردي با معلومات گسترده به وسعت دريا اما با عمق كم .
مردي خود شيفته با پز روشنفكران چپ قديمي با سبيل هاي كلفت و قلبي نازك.
از خودش راضي است لذا عكسي مطنطن از خويش در قطع بزرگ روي home page انداخته است.
با اينكه از اهالي شمال است و در ظاهر به ان مي بالد ولي در باطن ترجيح مي دهد حتي ترك باشد اما نه رشتي.
بهترين رفيق و شفيق او علي مير فطرس است روشنفكر كم سواد و كمونيست پر مدعايي است كه حتي يك كتاب از ماركس نخوانده است(بود ).آنطور كه خودش در نوشته هاي اخيرش نوشته است در روزهاي انقلاب مانند آدمهاي گنگ و شايد خنگ رويدادها را ارشميدس وار تماشا مي كرد .آنگاه كه كسي به ماهيت انقلاب پي نبرده بود او به تباهي آن رسيده بود.

مرتبا تاكيد مي كند كه روزنامه نگار و ژورناليست و اهل كتابت است تا مباداخوانندگان و بينندگان سايت در مورد او اشتباه كند. اماالحق قلم روان و سره اي دارد.
در گذشته در خدمت خلق بود و سينه چاك مي كرد الان در مدينه كاليفرنيا روزگار خوشي دارد غم دوري از وطن هم ندارد ولي خواهان عظمت ايران و پيروزي دموكراسي است به شرطي كه منقص تعطيلات پاريس و هاوايي و ... اش نباشد.
هزاران مايل از اسلام فاصله دارد ودر امينت كامل به امامان و ... دشنام مي دهد و از اين كه در سالهاي اقامت در ايران نمي توانست كيفور مي شود.
طرفداران پر و پاقرص دايمي او انسان هاي عقب افتاده اي مانند SHIVA عاشق سرگشته ي امام حسن رجب نژاد هستند كه در فراق ديدار و دست بوسي حسن ، آرام وقرار ندارند و كيانوش مبهم كه هنوز تكليفش را هم نمي داند و اساسا نمي داند سر پياز است تا ته پياز.نوشته هايّ (به اصطلاح نوشته!) اينان خود همه چيز را نمايان مي كند.

همين قدر بس

Posted by: سل تي تي at February 10, 2007 5:20 AM

دوست نازنين سل تی تی جان .

در پاسخ جنابعالی بايد عرض کنم که :
آنان که به نام نيک می خوانندم
احوال درون بد نميدانندم
گر حال درون بد بدانندم
مستوجب آنم که بسوزانندم .....

راستش ؛ ما هر چه نوشته جنابعالی را بالا و پايين کرديم تا ببينيم تصويری که از ما عرضه فرموده ايد کجايش عيب و ايراد دارد تا يقه جنابعالی را بگيريم و يک بزن بزن قلمی با شما راه بيندازيم ؛ ديديم مو لای قضاوت ها و استنتاجات جنابعالی نميرود . ما را جلوی آيينه نشانده ايد تا چين و چروک های صورت و سيرت مان را به تماشا بنشينيم . دست شما از اين بابت درد نکند . اما رفيق جان من ؛ ما نه اهل پز روشنفکرانه ايم نه اهل بده بستان های آنچنانی ؛ ما اهل خاکيم و هيچ ادعايی هم نداريم . ما فقط قصه گوی پير خسته ای هستيم که گهگاه قصه ای می گوييم تا جوان های خواب آلوده ای چون جنابعالی را از خواب بيدار کنيم . با هيچ امام و امامزاده و خدا و نا خدايی هم دشمنی نداريم .اينکه بعضی ها دوست مان دارند و بعضی ها مثل جنابعالی از ما خوش تان نمی آيد بقول حمامی های قديم : بنده مسئول آن نخواهم بود . عزت جنابعالی زياد

Posted by: گيله مرد at February 10, 2007 7:43 AM

Beh Sel ti ti,
Esme namobarak shoma ba sel shroue mishavad va ba vaba tamam mishavad.
Maaloomat vasie shoma az chalehaye gandideh Tehran por omghtar ast va afkaretan manand chehreh khomeini va khamenehee karih va por az kafareh ast.
Baad aztek roozehshekanjeh javanan azizeh Iran va roshanfekran be paye manghal miravi va baad miaee va ezhareh nazar mikoni.
Beh dastanat bengar ke az khoone Azizan iran ghermez zst.
Marg bar shoma jenayat karan kootah fekr dajal arabha.
Iran ra viran kardit bisavadan ablah. In ersieh pedaraneman bood ma iraniha na shoma .
Be omid roozi ke baraye yekayektan jarsaghil amadeh konim

Posted by: a at February 11, 2007 5:24 AM

سلام اقاي رجب نژاد خوبيد من كيان هستم اميدوارم شاد وسربلند باشي اينجا حسابي سرده گرگ نر از سرما ميزاييد شما چطوري اونجا هوا خوبه؟شاد باشي بدرود

Posted by: kian at February 11, 2007 11:03 PM

جناب رجب نژاد

رقعه كو تاه شما را با تاخير ديدم
ممنون، منصفانه بود و خاضعانه
**
اگر چه به دولت بارودكي نمي مانم
عجب مكن از رودكي نه كم دانم

اگر بيافت او به د يده گيتي را
به گيتي من كور بود نتو ا نم
(از شعراي پارسي قديم )

Posted by: سل تي تي at February 12, 2007 4:29 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63