March 21, 2007



جان جهان ؛ دوش کجا بوده ای ....؟؟


*- شب عيدی ؛ دوستم جهان ؛ کارت تبريکی برايم فرستاده بود بهمراه عکس هايی از سال های نه چندان دور و دير مان .
عکس ها را که نگاه کردم ؛ به خودم گفتم : ما عجب پير شديم ها ...؟؟و چه زود هم پير شديم ها ...؟؟
اين بود که نشستم نامه ای برای جهان نوشتم .بعدش به خودم گفتم : چه عيب دارد اين نامه را بگذارم اينجا تا ديگران هم بخوانند ؟؟حديث نفسی است و حکايت روزهايی که رفته اند و ديگر هرگز بر نميگردند . مخصوصا در اين روزهای بهاری ؛ وقتی آدم به پشت سرش نگاه ميکند ؛ چيزی جز حسرت روزگاران گذشته در چشم اندازش نمی نشيند .
نامه را با هم بخوانيم :

جان جهان دوش کجا بوده ای ؟؟


سال هاست که پای صحبت هم ننشسته ايم و از زخم های زمان و زمانه و ابنای زمانه نگفته ايم .به نظرم می آيد که سال هاست ترا نديده ام (هر چند گاه قرن ها به نظر می آيد )و اکنون گرد پيری بر روی و موی ما نشسته است و با گرانجانی ؛ همچنان دوره می کنيم شب را و روز را ؛ و هنوز را .....

گيله مردی که ما باشيم ؛ در اين زمانه ای که سنگ را بسته اند و سگ را گشاده اند ؛ همچنان دلخوشيم به اينکه صبحها ؛ زنده از خواب پا ميشويم – اگر چه هر روز يک جای بدن مان درد ميکند – از کله سحر تا بوق شام ؛ نارنج و ترنج و خربوزه و بادنجان ميفروشيم !!

عصر ها و شب ها – گهگاه البته – اگر حالی و مجالی بود ؛ قلمی ميزنيم – که نه به درد دنيای مان می خورد و نه آخرت مان ؛ يعنی فی الواقع خسر الدنيا و الآخرتيم -

گهگاه ؛ ادای آدميان را در ميآوريم و خانه و ماشين و شلوار و کراوات و بيضه بندمان را عوض می کنيم و به خودمان می باليم که يعنی : اين منم طاووس عليين شده ....!!!

در اين کجدار و مريز های روزانه ؛ شب را به روز و روز را به شب پيوند ميزنيم بدون آنکه بدانيم امروزی ؛ يا فردايی ؛ راهی آن هيچستان خواهيم شد و ميدانيم که بر خلاف فرموده آن شاعر شيرين گفتار خوش خيال ؛ پشت دريا ها ؛ هيچ شهری نيست ؛ و آدمی را از تنهايی و مرگ و بيدر کجايی ؛ گريز و گزيری نيست .

و به قول بامداد خسته :

کجاست بار انداز اين تلاش بجان خريده به نقد تمامت عمر ؟؟
کدام است دست آورد اين همه راه ؟؟
کر گوشان را به چاووشی ؛ ترانه ای خواندن
و کوران را به ره آورد ؛
عروسکی رنگين از کولبار وصله بر وصله بر آوردن ؟؟؟


و راستی ؛ به توفيدن ديگر باره دريا ؛ چند گاه باقی است ؟؟؟

نامه ات ؛ بامداد نوروز به دستم رسيد . و خوشحالم کرد . و نگاهی به عکس ها انداختم و ديدم در اين قرنی که گويی بر ما گذشته ؛ چه زود ؛ پير و سپيد موی شده ايم ؟؟فقط خدا کند که سياه دل و دلسياه نمانده باشيم .

با درود و بدرود : گيله مرد خسته ...


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:24 PM


نظرات
 

گيله مرد جان :
چند تا بيت شعر از خيام برات مينويسم تا دم عيدي كمي حالت جا بياد.

افسوس كه نامه جواني طي شد .... وآن تازه بهار زندگاني دي شد
آن مرغ طرب كه نام او بود شهاب ..... فرياد ندانم كه كي آمد كي شد

يك قطره آب بود و وا دريا شد ............. يك ذره خاك با زمين يكتا شد
آمد شدن تو اندر اين عالم چيست ؟ ..... آمد مگس پديد و نا پيدا شد

از آمدن و رفتن ما سودي كو ؟ ................ و از تار اميد عمر ما پودي كو ؟
چندين سر و دست و چهره و سنبل زلف ... ميسوزد و خاك ميشود. دودي كو؟

افسوس كه بي فايده فرسوده شديم .. وز داس سپهر سرنگون سوده شديم
دردا و ندامتا كه تا چشم زديم ....... نابوده به كام خويش , نابوده شديم

چون حاصل آدمي ور اين شورستان ... جز خوردن غصه نيست تا كندن جان
خرم دل آنكه زين جهان زود برفت ....... و آسوده كسي كه خود نيامد به جهان

شايد واسه ما ايرانيها سالها تندتر ميگذرد , چون ما يه عالمه نوع سال داريم.
هم سال شمسي داريم هم سال قمري , هم سال ميلادي( مسيحي), هم سال هخامنشي( دو هزار و پانصد و خورده اي) و هم سال پادشاهي ( هفت هزار و دويست و خورده اي). چون همگي اي ميل هايي رو كه هم وطنان برام ميفرستند باز نميكنم ,شايد چند نوع ديگه هم سال داريم كه بنده خبر ندارم (ولي لابد در زود زود گذشتن سالهاي زندگيم آنهام دستي دارند).

Posted by: حميد ايزدي at March 22, 2007 9:26 PM

گیله مرد عزیز
شاید بر ای شما نگاه به روزگاران گذشته چیزی جز حسرت نباشد ولی پختگی مطالب شما در حال که بی شک تجربه همان گذشته است در آینده برای من خاطره ای شیرین خواهد بود این مطلب رو نوشتم که دیگه غصه نخورید شما شدیدأ منو یاد بابام میاندازید که این روزها تو این غربت لعنتی خیلی دلم براش تنگ شده امیدوارم شما وبابا رشتی عزیزم همیشه سالم وپاینده باشید
گیله مرد پیرش قشنگه

Posted by: maryam at March 23, 2007 12:38 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63