چه سرعت عملی ....!!!؟؟
- در ايران ؛ ماموران انتظامی توانستند اتومبيلی را که در خرمشهر دزديده شده بود ؛ در يکی از پارکينگ های عمومی “ تهران “ پيدا کنند .
اين قضيه به ظاهر دارای اهميت چندانی نيست اما مسئله اينجاست که اين اتومبيل 25 سال پيش در خرمشهر دزديده شده بود و سر انجام با تلاش شبانه روزی ! و بی وقفه نيروهای انتظامی ؛ در تهران پيدا شد !!
خبر گزاری دولتی فارس که اين خبر را منتشر کرده نوشته است : در دوم ارديبهشت سال 1361در خرمشهر ؛ دو پسر جوان ؛ جلوی يک تويوتای کارينا را گرفتند و به زور اسلحه و با تهديد ؛ اتومبيل را به سرقت بردند.
ماموران انتظامی از همان زمان – يعنی 25 سال پيش – تحقيقات خود را آغاز کردند و سر انجام اين اتومبيل را که در يک پارکينگ عمومی تهران رها شده بود کشف کردند .
ماموران انتظامی حالا با يک مشکل ديگری روبرو هستند . حالا که ماشين را پيدا کرده اند هر چه ميگردند صاحبش را نمی توانند پيدا کنند .
ما پيشنهاد می کنيم نيروهای انتظامی سری به بهشت زهرا يا گورستان عمومی خرمشهر بزنند بلکه بتوانند صاحب اين ماشين را که لابد 25 سال پيش از غصه دزديده شدن ماشين و سرعت عمل نيروهای انتظامی دق کش شده است پيدا کنند .
راستی ؛ ما يک سئوالی هم داشتيم .ما شنيده بوديم که در ايران ماشين ها را می دزدند و اوراقش ميکنند و قطعاتش را به اين و آن ميفروشند ؛ اما نشنيده بوديم کسی بتواند 25 سال يک اتومبيل دزديده شده را سوار بشود و توی دارالخلافه اسلامی بچرخد و کسی بهش نگويد بالای چشمت ابروست . يعنی در اين 25 سال ؛ اين آقای دزد ؛ برای تعويض پلاک اتومبيل و بيمه و کارت ماشين به هيچ دم و دستگاهی مراجعه نکرده بود ؟؟
پس عجب شهر هرتی است مملکت ما ...!!!
نوشته شده توسط گیله مرد در 9:08 PM
سلام خسته نباشيد
اين اتومبيل از همان 25 سال پيش در پاركينگ عمومي رها شده بوده .يعني همه 25 سال را در پاركينگ بوده و چون پاركينگ عمومي بوده كسي به آن توجه نمي كرده
جاي تاسف است كه در ايراني كه رژيمش همي دم از پيشرفت اقتصادي
و تكنولژي ميزنه , هنوز بعد از 25 سال يه ماشين تويوتاي كارينا آنقدر
ارزشمند است كه خبر ساز ميشود.
در امريكا اين چنين اتومبيل قديمي و قراضه را مفتي هم به كسي بدي ,
قبول نميكنه.
اين دو جوان دزد که 25 سال پيش ماشين رو دزديده اند , حتما امروز در آن
دولت اسلامي دزد به يه جا و مقامي رسيده اند , بنابراين ماشين رو در يه پارکينگ عمومي رها کرده اند تا صاحبش هم که 25 ساله داره پياده يا با
اتوبوس اين بر و اون بر ميره (در ايران که آدم سالم و نادزد که وسعش
نميرسه در طول عمر بيشتر از يه ماشين بخره ) آخر عمري دوباره به
ماشينش برسه.
گیله مرد عزیز
میدانی که مدتهاست در ایران سایت شما را فیلتر کرده اند . من که از خوانندگان خیلی قدیمی نوشته هایتان هستم ، گه گاه با هزار کلک و مصیبت از این سدهای مجازی عبور کرده و مطالبتان را مرور میکنم ولی این کار زیاد راحتی هم نیست. دوست داشتم اگر برایت ممکن باشد بیاد روزهای تحصیل در دانشگاه تبریز ، هر وقت سایتت را آپ دیت کردی مطالب جدید را بصورت ای میل برایم بفرستی .
بوعلی از تبریز کهنسال
گیله مرد عزیز مدتها بود به دلایل بسیار به اینجا نیامده بودم و واقعا بگم که دلم برای نوشته های شما خیلی تنگ شده بود . همه مطالبی که نخونده بودم در همین ساعت گذشته خوندم . یکی از یکی خواندنی تر و دلنشین تر.این خبری که اینبار دادید هم که واقعا غیر قابل تصوره ...در ضمن سال نو رو به شما و خانواده نازنینتان از صمیم قلب تبریک میگم و براتون سالی بهتر از همه سالهای گذشته همراه با سلامتی روز افزون آرزومندم . سبز باشید .
Posted by: شهره at April 13, 2007 12:37 PMsalam wa ehteram,
taza ba blog shuma ashena shoda am.khaili ha jaleb wa amozenda ast.man az homan aghazash yaani march2000 ba khandan mataleb an aghaz karda am.
hamesh ayam ba kam tan bad
يه نامه بعده مودتهوي مديد از ننم واسم عومده. اونقضه خشحال شودم
که واسه تو ام فرسادم .
..................................................................................
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ، دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد! شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست. قربانت .... مادرت
راستي: گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.
Nameh Gazanfar ma ra shad kard
Sorat amal
Inghadr soraat amal daran ke khod ra baraye jang amadeh kardan.
Hameh ja amadeh basheh nemidanam javanan va koudakan chegooneh in ayam ra migozarannade
Jang jang ta piroozi
In ahang ziba ghorore be adam mideh
Cho iran nabashad tan man mabad
Be rahbari ki agar be rahbari in ablahan ast iran va inan mabad


نظرات