مردم چوخ بختيار .....!!!
دوست نويسنده و شاعر من – دکتر مرتضا مير آفتابی – بيست سال است که با دست خالی ؛ اما با مرارت و گرانجانی و خودکشان ! ؛ مجله “سيمرغ “ را در امريکا منتشر می کند .
سيمرغ ؛ مجله ای خوب و خواندنی است .يعنی فی الواقع ؛در اين بلبشو بازار رنگين نامه ها و سياست نامه ها و عقده نامه ها ؛ مجله ای است که در قلمروی شعر و قصه و هنر و فرهنگ . خودی نمايانده است و حرفی برای گفتن دارد .
مير آفتابی ؛ قصه نويس بسيار خوبی است .-گيرم که هدايت زده و کافکا زده است -. شاعر خوبی هم هست .- گيرم که شعرش گاه با نثر ؛ همعنان می تازد و همسويی دارد . -
او ؛ رنجها و درد ها و بيتابی ها و التهابات روحی خود را تحت عنوان “ آواز های ماه “ در سيمرغ بازتاب ميدهد . اما ؛ اين خشم و عصيان او ؛ گهگاه ؛ مردم بيچاره ای را هدف ميگيرد که به گفته خود او “ آرزو هايشان را در چاه جمکران می جويند ...”
نامه ای را که اينک می خوانيد پاسخی است که من بر آخرين نوشته او در سيمرغ شماره 117 نگاشته ام . با هم اين نامه را می خوانيم :
مرتضا جان من ! غمت مباد .
نشسته ام اينجا – جايی که نارنج و ترنج و خربوزه و بادنجان ميفروشم – و سيمرغ ات را می خوانم . آواز های ماه ات را .....
بيرون باران می بارد .و غمی سنگين بر جانم چنگ انداخته است . می بينم چه اندوهی در کلامت موج ميزند .
می بينم که از جامعه بی مخ ها ؛ جامعه لات و لوت ها ؛ و جامعه هميشه چخ بختيار سخن ميگويی .
مرا ببخش که ترا با نام کوچکت آواز داده ام .احساس نزديکی بيشتری با اين نام ميکنم .و لاجرم ؛ می توانم بی هيچ آدابی و ترتيبی ؛ هر چه در دل دارم بر زبان قلم جاری کنم .
مرتضا جان من !
می بينم که بر روی مردم نادان ؛ همان مردمی که آرزوهای خود را در چاه جمکران می جويند ؛ تيغ کشيده ای .آنهم چه تيغ تيز برانی !!
من ميگويم : عامل اصلی نادانی مردم ما چيست ؟؟ و کيست ؟؟
من می گويم : ما – من و تو – به اين مردم نادان رياکار ؛ چه داده ايم که از آنها طلبکارانه؛ ارث نا داشته پدر مان ؛ يا ارث پدر نا داشته مان را می خواهيم ؟؟
مرتضا جان من !
من و تو ؛ کی و کجا ؛ با همين مردم نادان رياکار ؛ در قهوه خانه ای ؛ در گذری ؛ در مسجدی ؛ در ميکده ای ؛ همسخن و همدرد و همزبان شده ايم تا آنان امروز به ما همچون بيگانگان و مرتدان و کافران و ملحدان و نوکران اجنبی نگاه نکنند ؟؟
مرتضا جان من !
مگر نميدانی که دروغ و ريا کاری ؛ رمز بقای ملت ما بوده است ؟؟
مگر نميدانی که بر اساس اصل تقيه اسلامی ؛ تو انسان ايرانی مسلمان ؛ نبايد هيچگاه دلت با زبانت يکی باشد ؟؟
مرتضا جان من !
مگر تاريخ نخوانده ای ؟ و نمی خوانی ؟؟
مگر نميدانی که هزار و چهار صد سال نه ؛ بلکه سه هزار سال است که مردم ما را در ژرفای ظلمات بی خبری و بی خردی نگهداشته اند ؟؟
مگر داستان مانی و مزدک را نخوانده ای ؟
مگر نميدانی بر سر عبدالله بن مقفع چه آورده اند ؟؟
مگر نام يزيد بن مهلب ؛ حجاج بن يوسف ؛و قتيبه را نشنيده ای ؟؟ مگر از کتاب سوزان و آدم سوزان چيزی به ياد نداری ؟؟
مگر نديده ای که از کله همين مردم نادان ! کله منار ها ساخته اند و با ياقوت چشم هايشان گردنبند زنان ؟؟
مرتضا جان من !
چرا بر اين مردم نادان رياکار تيغ کشيده ای ؟؟
اگر آنان ريا کاری نکنند ؛ دروغ نگويند ؛ پشت هم اندازی نکنند ؛شقاوت بخرج ندهند ؛ پس چگونه زنده بمانند دوست درد مند من ؟؟
من ؛ اکنون ؛ اينجا ؛ همان جايی که تخمه و بادام و پشمک و لواشک و غرور و جوانی ميفروشم ؛نشسته ام و با حيرت آواز های ماه ات را می خوانم . بيرون باران می بارد . - و در دلم نيز -
مرتضا جان من !
از جامعه بی مخ ها سخن ميگويی .
از جامعه ای سخن ميگويی که شعبان بی مخ ها قهرمان آنند ! چرا نباشند عزيز من ؟!
من و تو چه کرده ايم تا همين مردم نادان رياکار ؛؛ از شعبان بی مخ ؛ از چنگيز ؛ از تيمور ؛ از افشين ؛ از محمد ؛ از علی ؛ از خمينی و از انوشيروان ؛ قهرمان نسازند و افسانه نبافند ؟؟ به راستی چه کرده ايم ؟؟
مرتضا جان من !
اين حکومت ها هستند که مردم را – همان توده نادان رياکار را – به قد و قامت خودشان می سازند .
در اين سی سال گذشته ؛ مردم ما کوشيده اند حکومت رجاله ها را به ژرفای دوزخ روانه کنند ؛متاسفانه تا امروز شکست خورده اند . اما ؛ حکومت ؛ به راحتی توانسته است مردم ما را به قد و قامت خود در آورد : رياکار .دزد و دغل . دروغگو . و .....
بنا بر اين ؛ از انصاف دور است که بر گرده همين مردم نادان ؛ تازيانه بزنيم .
مرا می بخشی از صراحت گويی و صراحت نويسی ام ..شاد و سبز باشی و بمانی .
نوشته شده توسط گیله مرد در 9:11 PM
شرمنده ! اما اين دوست شما درست ميگن !! مردم ايران دروغگو دغل و ريا كار شدن ولي بنا به گفته شما احمق نشدن و نيستن و نون رو با دهنشون ميخورن !!! دليلش هم اينه كه در مقابل چنين نظام كلاش و دغل بازي بايد هم 2 رو و دغل بود تا بشه تاب آورد . بره اگه بخواد جلوي گرگ ايستادگي كنه بايد در پوست گرگ فرو بره !!!!! آره گيله مرد ... همه ما و حتا منم يه زمان ساده و صاف و پاك مثل آينه و آب بوديم ولي همين ها ما رو بد دل و دروغگو و بد ذات كردن طوريكه به سايه خودمون هم شك داريم و منتظر فرصت ميگرديم سر هم رو ببريم چون زندگي در اين جنگل ملا به واقع چنين پيش نيازي ميخواد و آدم صاف و ساده و زلال مختوم به نابوديه و بس ..
در چشم شما من و ما دغل كاريم و راست ميگين چون نسل شما زلال بود و نيازي به كلاشي نداشت . ولي در داخل كشور ما انسان عادي هستيم و شما غير عادي ! تفاوت بين يك تا 2 نسله و 30 سال گذشته .. 30 سال به خورد من و امثال من دروغ دادن . مذهبشون رو چماق كردن و حتا اونم دروغ گفتن . خب بنده خدا وقتي من تمام عمرم دروغ شنيدم و ديدم كه چطور حقمو خوردن و چطور بهم رحم نكردن چطور انتظار داري منم پاك و صادق و زلال بمونم ؟ سيستم تمامش اشتباهه . اون هايي رو هم كه ميبيني كمي فرق دارن ظاهر سازي ميكنن و باطنشون همينه . ولي نگران نباش . همين ما رند ها هستيم كه نسخه اينها رو بايد بپيچيم . ما رو تعليم دادن براي اينكه نسخه دشمنانشون رو بپيچيم غافل از اينكه مار در آستين پرورش دادن و حالا همين ما شديم بلاي جون اينها . بيخود نيست نوك پيكان حمله اونها از همه چهت جوانان وطن رو نشانه گرفته !!!!!!! و به امثال شما اصلن توجهي ندارن . سركوب دانشجو - فعال زن - حجاب درماني - فيلتر وبلاگ و سايت همه و همه در اين راستا صورت گرفته كه ميبينن تمام محاسباتشون اشتباه از آب در اومد . كي تصور ميكرد به افرادي كه از دروان دبستان قرآن و اصول دين تحريف شده تنقيه كنن تا دوران دانشگاه يهو بشن مرتد و كافر و حتا اصول و فروع دين رو قبول نداشته باشن و به چالش بكشن ؟ به دوستتون بگين ما ريا كار هستيم ولي نادان نيستيم . كمي زمان لازمه و هنوز نسل ما خيلي بي تجربه ست . همين شما كردين . شمايي كه 28 سال سكوت كردين و يك شبه مهر سكوتتون رو شكستين .
اگه از همون موقع ميگفتين و حتا زمزمه ميكردين حداقل پدران و مادران ما رو آگاه ميكردين اين اتفاقي كه امروز افتاده 10 سال زودتر مي افتاد كه رژيم اينقدر قدرت نگرفته بود . آقايي كه رفته اون سر دنيا گوشه عزلت گرفته و در پنهان فقط شعر مينويسه براي آمريكايي ها و عده اي انگشت شمار ايراني ‘ اين آدم چه انتظاري داره از مردمي كه همه عمر دروغ شنيدن و در جهل نگهداشته شدن ؟ پدر من هنوز بعد از 28 سال ميترسه از اينكه صداي نوارش رو كمي زياد كنه ! ميترسه از اينكه من با ريخت مثلن بد حجاب بيرون برم . هنوز فكر ميكنه روزهاي محرم نبايد موسيقي گوش داد . هنوز وقتي چهره خميني رو ميبينه يا فحشي كه من به خميني ملعون ميدم سرم داد ميكشه كه چرا به يك روحاني توهين ميكني ؟ بگو بدبخت بيسواد امل ! تو هنوز فرق بين روحاني و قاتل رو نميدوني! من با نسل تو آخه چه حرفي داشته باشم ؟ ما شاهكار نسل خودمونيم كه با اين شكل عظيم شستشوي مغزي دولتي و چنين پدران و مادراني نادان اين شديم !!!!!!!!!
قلندران رهگذر - از اين زمانِ داد داد
به جرم شعر و شاعري - دمي ست رفته ايد ز ياد
قصه پر غصه دل - زود گذشت و سر رسيد
بي سر و بي پا دل من - بس كه به پاي سر دويد
در عطش شعله شدن - سوختم و دم نزدم
دودم و خاكستريم - شعله بر عالم بزنم
هر چه نوشتند به ورق - مرثيه هاي خاك بود
سوي زمين و آسمان - زمزمه هاي پاك بود
رخ سياه خانه را - هيچ ستاره اي نبست
بغض نوشته هاي من - كهنه شد اما نشكست
واژه به واژه خط به خط - از شب و اشك گفته ام
شب به ستاره ها رسيد - در دل اشك خفته ام ..
I rad your articles and it's true we say all the time this stupid people,but it's more than 30 years this stupid people are living with regim.
The thing that you or your friend couldn't do.
If they arenot clear just it's the way to survive.
You have to choose to live or to contest.
But this period was necessary for Iranians tobe politicaly mature
We don't read it's not enough to have knowledge and wisdom.
Iran has many level of people. There are many illitrated people in our country . There were many girls who stopped their studies.
I belive the cultral product is not important in our country.
We need time we come from far.
گيله مرد عزيز : اين صحبت شما كه نوشته ايد:
" اين حکومت ها هستند که مردم را – همان توده نادان رياکار را – به قد و
قامت خودشان می سازند . "
كاملا صحيح مي باشد , ولي من نيز اضافه ميكنم كه :
اين توده نادان و رياكار نيز هستند كه حكومت ها را -- همان آدم كشان ,
جانيان و بي مخان را -- به قد و قامت خودشان مي سازند.
شما با نوشتن جمله زير خود به اين نكته اشاره نموده ايد:
" من و تو ؛ کی و کجا ؛ با همين مردم نادان رياکار ؛ در قهوه خانه ای ؛ در
گذری ؛ در مسجدی ؛ در ميکده ای ؛ همسخن و همدرد و همزبان شده ايم
تا آنان امروز به ما همچون بيگانگان و مرتدان و کافران و ملحدان و نوکران اجنبی نگاه نکنند ؟؟ "
گيله مرد جان , مگر اين " من و تو " كه شما در بالا ذكر كرده ايد همان توده
مردم نمي باشد ؟؟؟
اشكال كار در اين است كه ما هميشه فكر ميكنيم يك شخص سومي در
كار است( شايد به خاطر اينه كه امت امام زماني شده ايم ). نه جانم , نه
عمرم , شخص سومي در كار نيست .اين من و شما هستيم , گيله مرد
جان , كه يك روز لباس ملت بر تنمان داريم و روز ديگري لباس حكومت
بر تن مباركمان .
دولت( حكومت) و ملت هر قومي با يكديگر يك رابطه مستقيم بده و بستان در تاريخ آن قوم داشته و خواهند داشت. فساد دولتي , ملت را هم الزاما فاسد
مينمايد( رمز بقا). و بر عكس , يعني فساد فرهنگي ملت دولتهاي فاسد
هم در حال و هم در آينده به بار مي آورد. حال اين دليل بر اين نمي باشد
كه در تاريخ اين بده بستانهاي فرهنگي اين دو گروه با هم هميشه در جدال
نيز نباشند. البته كه ملتي كه بر او اين همه ظلم از طرف حكومتش ميرود ,
اعتراض ميكند , براي بقاي خويش ميجنگد , طغيان و انقلاب ميكند.
ولي بدبختانه اين جنگيدنها ,اين از خود گذشتگيها ,اين طغيانها واين انقلابها
چون ريشه هاي فرهنگي يا اساسا ندارند و يا اگر كه دارند بسيار ضعيف است , جز چند صبايي بهار كوتاه آزادي به ارمغان نميتوانند با خود بياورند و
بعد زمستانهاي سرد , تابستانهاي داغ دوباره و دوباره , ده باره و هزار باره از
راه ميرسند.
اگر ملت ايران , در داخل ايران , زير چكمه هاي اين رژيم , رياكار , دزد و دروغگو
و غيره شده( كه مسلما مقداري شده) پس سر من و شماها كه از آن
مملكت و رژيم به دور بوده ايم چه آمده. اين همه تذوير و رياها , دروغها , پنهان
كاريها , ملاحظات بي جا , تهمت زدنها , چاپلوسي ها , غيره و غيره و
غيره هاي ماها ( من و تو ) در خارج كشور از كجا منشع گرفته ؟؟؟
من كه فرق چنداني ما بين آنكه در كشور ماند و آنكه بيرون آمد نميبينم !
Posted by: حميد ايزدي at April 24, 2007 5:07 AM
سلام
قلمتان بسيار شيوا و زيباست . اطلاعاتتان عالي است ولي متاسفانه كمي بي انصافانه قضاوت كرديد . قضاوتتان مثل قضاوت خارجي هاست .من در انگليس زندگي ميكنم با مردم اينجا كه صحبت ميكنم ميگويند ما تعجب ميكنيم از اين كه حكومتها و روزنامه ها و راديو و تلوزيون در باره شما اينطور قضاوت ميكنند ما كه هر چه ايراني ديديم به قول خودشان لاولي هسش. من به حكومت كاري ندارم چون خودم دل خوشي ازش ندارم ولي حرف من مردم خوب و نجيب ايران است . اين بسيار طبيعي است كه مردم يك كشور حكومتش را نپسندند . شما بهتر ميدانيد كم نيستند از اين قسم حكومتها . ايا اين دليل ميشود سند ناداني و ... مردم كشورتان را امضا كنيد. مردم خيلي خوب از دور و برشان خبر دارند ولي چه ميشود كرد كه قدرت در دست اينهاست . مگر راحت است حكومتي را ( در اين مورد سي ساله ) سرنگون كرد و از كجا معلوم بعدي بهتر از اين باشد . شما خودتان براي خارج شدن از ايران چقدر فكر كرديد تا اين دگرگوني را در زندگيتان بوجود اورديد چقدر تحقيق و سبك و سنگين كرديد ؟ تازه شما كه همه اختيارتان دست خودتان بود و فقط بايد اهل خانه را راضي ميكرديد .
حرفهايتان همان طور كه گفتم در ابتدا بسيار زيباست ولي وقتي رويش فكر ميكنيم كمي بي انصافانه.
مشتري دايم وبلاگتان هستم ولي بار اول است كه نظر مي دهم.
موفق باشيد
پاسخی برای رومينای عزيز
دوست نازنين من .
من هم همان حرف های شما را زده ام . من يقه آقای سر دبير مجله را گرفته ام و گفته ام شما بر اساس چه حقی به مردم ايران القابی چون چوخ بختيار و لات و لوت ميدهيد ؟؟
اگر برخی از مردم ايران دغلکار و ريا کار هستند ؛ اين راز بقای آنها در جامعه ای است که راستی و درستی و صداقت ؛ سرآدمی را به باد ميدهد .
از شما بسيار ممنونم اما تمنا می کنم نوشته مرا دو باره بخوانيد تا بدانيد فريادم از چيست .
شاد و سبز باشيد .
با درود : گيله مرد
با اجازه گيله مرد عزيز من هم خواستم پاسخي به رومينا بنويسم.
.................................................................................
درست ميفرماييد ,ايرانيان در نظر بيشتر خارجيان لاولي هستند.
در امريكا هم مانند انگليس به ايرانيان با نظري مثبت و به قول شما لاولي
مينگرند. چرا كه نه ؟. ايرانيان در ممالك غرب هم از لحاظ اقتصادي
و هم تحصيلاتي بسيار موفق هستند و هم به خوبي فرهنگ و مقررات
كشور ميزبان را رعايت مينمايند و به نوعي هم رنگ جماعت اطرافشان
ميگردند.
ولي براي من يكي مهم نيست كه خارجيها در باره ما چطور مي انديشند
و ما در اين كشورها چه نوع رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي از خود بروز
ميدهيم. مهم براي من آن است كه در اين كشورهاي غربي , يا در ايران ماها با يكديگر ( ايراني با ايراني ) چه نوع برخورهايي داريم و در اجتماعات فرهنگي و سياسي و اقتصادي ايراني آيا رفتارمان همان رفتاري است كه با انگليسي ها و امريكايي ها داريم و يا كه باز به همان گونه است كه در ايران با هم
داشته ايم.
هر كشوري براي خودش فرهنگي دارد كه آن فرهنگ نتيجه كارها , زحمتها
مشقتها , از خود گذشتگيها و فداكاريهاي مردم آن اجتماع مي باشد.
ما ايرانيان درست است كه نشان داده ايم كه به فرهنگ مناسباتي ديگر ملل
احترام ميگذاريم , ولي هنوز قادر نشده ايم كه خودمان يك فرهنگ مناسباتي اجتمايي سالم مابين خودمان به وجود آوريم تا به عنوان يك ملت و نه فقط به عنوان فرد فردي مورد احترام جهانيان قرار بگيريم.
نه دمكراسي صادراتي است , نه آزادي و نه فرهنگ مناسباتي.
بايد كه از اين همه چون و چراها و بهانه جويي ها عبور كرد و خود و اجتماع
را ز نو بنا كرد.
دروغ ملتي را بر باد مي دهد
اين درست است كه ملت ايران حالا ديگرملتي دروغگو و ريا كار و متقلب است و اين ديگر نيازي به مكاشفه و اثبات هم ندارد و حتي گلايه اي هم نيست اما حقيقتا اين را نبايد يك خصلت ذاتي و تاريخي ايرانيان دانست بلكه به گواه تاريخ اين خصلت يك خصلت عارضي و تحميلي است كه در گذر سيزده قرن تاخت و تاز عشاير عرب و ترك و تسلط فرهنگ منحط سامي به ضرب زور وسرنيزه وتيغ بي دريغ اعراب وبعدها اتراك ،آرام آرام به وجود آمده ودر گذر قرون واعصارو تكرار و تكرار، زير شمشير دايمي دامكلس به فرهنگ عمومي والبته عوام تبديل شده است.
ايرانيان باستان كه همه چيزشان آريايي و متعلق به خودشان بود سرزمين و حكومتشان ،زبان و دينشان ،فرهنگ و اخلاقشان ، توليد و صنعتشان و هنر و آوازهاشان ايراني و اصيل بود مردماني پاك نهاد و خوش طينت بودند راستي و درستي را درقله ارزش هاي انساني ودر نهاد اهورا مزدا و دروغ وپلشتي را صفت شيطاني و باطل دانسته انرا ذات ديوان وددان قلمداد مي كردند.
پندار نيك گفتار نيك وكردار نيك را در برخي از برگردانها به درستي به پندار راست گفتار راست و رفتار راست ترجمه كرده اند .ترجمه سنگ نبشته ها ،كتيبه ها و الواح گلين و سراسر متون تاريخي هرودت و گزينفون و كتزياس و پلوتارك كه تنها منابع موجود و متقن از تاريخ ايران باستان هستد همه جا و همه گاه از تنفر و بيزاري ايرانيان از دروغ حكايت دارد .دروغ نزد ايراني ها مانند طاعون ،بدتر از بلاياي طبيعي ، بدتر از زلزله و خشكسالي بود .در دعا ها از خداوند مي خواستند كه آنها را همواره از خشكسالي و دروغ مصون نگه دارد.شاهان هخامننشي ، كوروش و داريوش و خشايار شاه يكي از اهداف خود را در كشور گشاييها رهانيدن مردم اين كشور ها از بلاي دروغ بوده است .كوروش در مذمت آتني ها آنها را مردمي بيكار خطاب كرده كه در ميدان ها جمع ميشوند و دروغ مي گويند.
اين است سرشت واقعي ايراني كه هنوز هم حداقل در نهاد اقشار فرهيخته ايراني وجود دارد اما خاموش و سركوفته است و مجال عرض اندام ندارد .بله ايران حاضر در دروغ و بطلان شناور است اما نيكي و راستي را هم كم بيش در بطن خود به همراه دارد . بعضي وقت ها حقيقت ايراني فوران مي كند آنگاه همه در اعجاب شده و انگشت به دهان مي مانند .
در واقعه هيجده تير دانشجويان تهران جلوه اي از اين حقيقت ايراني را نشان دادند . من كه در ايران زندگي مني كنم اين حماسه را در خيابانهاي تهران مي ديدم كه ظرف چند ساعت و تنها چند ساعت ،چگونه حقيقت خواهي ايراني زبانه كشيد و سرداران دروغ و تپانچه چگونه به سرعت عقب نشيني مي كردند.
گر چه بيماري دروغ يك بيماري لاعلاج به نظر مي رسد اما فرجام نيك در انتظار است و روزي به تاسي از ذات نيكان و نياكان شاهد نيكبختي و بهروزي را در آغوش خواهيم كشيد.
Posted by: سل تي تي at April 25, 2007 12:25 AM
من واقعا در حيرتم گيله جان.حرف شما هم كاملا درست....
نمي دانم چرا بذر كينه و نفرت و عداوت را مي كاريم؟!
هيچ كس نمي خواهد ابتدا به خود احترام بگذارد تا پس از آن از ديگران متقاضي احترام باشد..
هيچكس نمي خواهد حرف ديگري را بشنود و همگان در حال متهم كردن ديگرانند..
هيچكس نمي خواهد ابدا تفكر كند و به حرف ديگري گوش فرا دهد....فقط در پي فرصتي براي تخريب هستيم...
همه در وبلاگ هاي خود در حال فرياد زدن هستند ولي هيچ كس به حرف كس ديگر گوش فرا نمي دهد..
آن از روشنفكران منور الفكري كه داريم!!اين هم از فرهيختگانمان كه در پي معيشت روزانه درمانده اند!!!
عزيز من..تا اين ملت بفكر پرداخت بموقع قبض تلفن همراه و بازپرداخت قسط
ليزينگ اتومبيل تازه خريداري شده خود هستند هيچ معجزه اي رخ نخواهد داد
هميشه هرگونه دگرديسي و رخدادي از پي طبقه متوسط مي آيد..در ايران امروز طبقه متوسطي باقي نمانده..
درصد كثيري از همين ملت هم امت هستند!!يعني در فقر و فاقه سر در گريبان هستند..
يادم نمي رود اين سخن گاندي را كه مي گفت:
"من براي هر هندي كه جزو هفتاد و دوملت محسوب مي شوند احترام قائلم و در درد و رنج آنان شريكم...چراكه بسيار نجيب هستند..هر آنچه كه تاكنون درد و رنج كشيده اند بدليل نجابت آنان است.."
اين مثال ملت ماست...
گيله نازنينم...
باري حق با شماست عزيز دردمندم...چه اگر اينگونه نمي بود اين چنين در طول ساليان دچار انواع ناهنجاري هاي روان تني نمي شديم...
وقتي خودم را تافته جدا بافته احساس مي كنم از خودم شرم مي كنم..
همه درد و رنج بسياري را كشيده ايم و متحمل شده ايم...اين قبول و آنكه اين را كتمان نمايد ناداني بيش نخواهد بود..ولي آيا چقدر كوشيده ايم كه در مقام خود و با توجه به جايگاهي كه داريم و توان خود كمي رنج موجود را اگرچه كم نگردد را تعديل كنيم؟با كلاممان..با رفتارمان و با افكارمان..
اين همه تنفر و نفرت و خودخواهي و باج خواهي و فزون خواهي و باقي صفات منفي كه اندوخته ايم يا آموخته اند به چه كارمان آمده در گذر اين ساليان؟
آناني كه داعيه دارند نيز تنها داعيه دارند..گيله جان مشكل اينجاست كه بسيار سخن مي گوييم و كمتر عمل مي كنيم...
وقتي فقط منطق من و از ديد من درست است و منطق ديگران بي كوچكترين ابهامي يك سره غلط...وقتي كه سليقه من بايد بر تمامي سليقگان چيره شود..وقتي كه هر آنچه من مي فهمم چون ديگران نمي فهمند پس نفهمند..!!با اين حساب ديگر چه جاي علاج و چاره؟
تا نياموزيم كه ما شويم و در من بودن باقي بمانيم هماني هستيم كه الان ملاحظه مي كنيد..
وقتي همسرم مرا ترك كرد و در غياب من به همراهي بچه ها كوچيد و البته از نام من به نفع خود سود جست حداقل خوشحال بودم كه نفعي در طي اين ساليان از من به خانواده ام رسيده... كاري كه غيابم انجام داد هيچ گاه حضورم به سامان نرسانيد...گرچه كتمان نمي كنم كه بسيار مكدر و اندوهگين شدم كه وصف آن بيرون است...
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد..
آيا اين ثواب است كه بقول عامه چون زورمان به خر نمي رسد پالانش را بكوبانيم و نابود سازيم؟
بازرگان انگليسي نوكري هندي داشت كه از پي وي روان بود...در يك حراجي مقاديري كالا خريداري نمود و چون پول كمتر از آنچه فروشنده طلب نموده بود پرداخت نمود داد فروشنده به هوا رفت و بازگان را به رگبار ركيك ترين دشنام هايي كه مي توانست و مي دانست بست..
نوكر هندي از ارباب تقاضاي تنبيه فروشنده را نمود ولي بازرگان در جواب وي را از اين كار نهي داشت و گفت:
"بگذار هرچه مي خواهد بگويد..وقتي كسي فقط حرف مي زند و دشنامت مي دهد خيالت از بابت وي آسوده باشد چون به معناي اين است كه ديگر نمي تواند كاري انجام بدهد!!"
سلام ... تصمیم با شخص هست و بقیه بهانه. امکان دارد "ما مردم" در چهاردیواری خانه خود بگوییم فلان میخواهیم اما این فقط حفظ ظاهر هست، که درحقیقت سکوتمان خواستمان هست!!! هیچ حکومتی بدون رضایت (سکوت) مردم توانای و قدرت هیج کاری ندارد ............
Posted by: آرمین گیله مرد at April 25, 2007 5:39 AMVaghti eskandar bozorg be Iran amad az rastgouee va darastkarie mardom Iran be shedat motaajeb shod va az sarbazan khod khast ta ba zanan irani ezdevaj konand ta farzandani amin dashteh bashand.
Roshanfekran dar in 30 saleh gozashteh dar heyratan ke chegooneh in mardom bahrehye zood ras ra dar nazar migirand. Do roee mikonand. Man migoyam in yek faghreh farhangi ast. Dar keshvarhaye modern bacheha dar 10 roozehgi be ketabkhaneh miravand. Melat Iran na ahle elma va farhang hastand. In ast ke in regime mand tafavot farhangi.
احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار فرانسوی گفت:
فکر می کنم حق انتخاب لباس ساده ترین حق یک انسان است.
احمدی نژاد در برنامه تبلیغاتی صدا و سیما گفت:
آیا واقعا مشکل کشور همین دو تار موی خانومهاست یا از بین بردن فقر و اشتغال زایی و ایجاد عدالت ؟
-----------------------
-----------------------
وحشیگری و چهره واقعی حزب الله ایران در مبارزه با بد حجابی:
لینک اول را پس از دانلود با برنامه کوئیک تایم پلیر مشاهده کنید
http://rs121.rapidshare.com/files/28053837/mobareze_ba_bad_hejabiii.rar
http://rs122.rapidshare.com/files/28094305/emruz.tehran.wmv
Posted by: hamid at April 26, 2007 3:55 PMسلام گیله مرد.پس از مدت ها دارد هوای آنکه بنویسد برای تو ،دلم.لذا این شد که می خوانی.
زمانی که مردم را مخاطب قرار می دهیم.نبایستی از بالا به آنها نگاه کنیم که ما قیم آنها نیستیم.ما در کنار آنها هستیم .آنچنانکه آنها در کنار ما هستند.کسانی هم که مثل شما که در آنور آبها هستند و به قول معروف کنار گود، میتوانند نظر دهند.بنویسند و نقد کنند.اما نبایستی فحش بدهند و طلب بخواهند.که اگر این چنین باشد از ضعف و استیصال است.چه خوب گفتی تو که : ما – من و تو – به اين مردم نادان رياکار ؛ چه داده ايم که از آنها طلبکارانه؛ ارث نا داشته پدر مان ؛ يا ارث پدر نا داشته مان را می خواهيم ؟؟
قرار نیست که همه را مثل خودمان بکنیم ولی می توانیم پیشنهاد دهیم.همین.اگر غیر ازاین باشد شما هم می شوید یکی مثل احمدی نژاد و رجوی و امثالهم.
من هم روزی روزگاری شر و وری برای این مردم می نوشتم.مردمی که آن زمان فکر می کردم خیلی پرتند اما بعدا فهمیدم این من بودم که از مردم پرت شده بودم.مردمی که تا چند تا از شیرین کاری های بزرگان مذهبی و غیر مذهبی اونها رو رو می کردی ،ترش می کردند و استغفرالله می گفتند و بعدها با دیدن تو راه کج می کردند که نکند با سلام علیک با یه ملحد زلم زیمبای جهنمشان جور شود و از سین جین نکیر و منکر خلاص نشوند.گاهی از رفتار این جماعت چنان برزخ می شدم که دادن فحش چاروداری به زمین و زمان مودبانه ترین حرفی بود که می زدم.گاهی هم کلاسمندانه می سرودم.یکی از آن شعرودنهای من در آن روزگار به شرح زیر است:
بیا ببین که زما بد رسیده بر یارو
لبش شده آویز بر حیاط از بارو
چرا که دوش به حقیقت سپرد صحبتمان
و او رمید زبحث و چرخانده است از ما رو
چه بی ظرف گشته ای تو بر یکی شوخیم
به جد اگر برسد صحبتم مرا نکن وارو
سیاحتی به عیوب بزرگان چرا گناه باشد
که چون عروس ملوسی گره زدی ابرو
گرش ملک و جاه است زنیش پشه چه باک
و یا که سیمرغم که پر کنمش ،زیبارو
ز واقعاتی خبر کنمت از دروغ و یاوه بتر
خزعبلاتی که چون پنبه به گوش ماست فرو
یه عمر این همه کرنش به روش می کردیم.
یه بار رو ننمودست این سنگ پاست یا رو
نترس ز روز عقابی که پرده ها افتند
که نیست پشت پرده پشیزی جز آنچه است در رو
چرا به بند شده آن ذهن پروازیت
ز یک مسیر روی ای زاهد کلیسا رو
به اقیانوسی میهمان کردند تو را و مرا
گرت که بیم سکون است همتی و زن پارو
چه ترسی که از گوش در حرام افتی
زبان به کام نگیر گر که خورده ای نارو
چرا از آنچه عیان است روی گردانی
به آنچه در نظر و روی توست بنما رو
چه رفع کنی به این حقیر جوی عطشت
بزن به آبی که عطش آورد به دریا رو
سبد بگیر و بچین زین ترانه صدای سکوت
هر آنچه نادیدنیست را تماشا رو
ز فرد و جزء به جمع و تکامل پناه ببر
ثری دیار تو نیست بر ثریا رو
........
اگر دی و امروزت حال و روز یکیست
ببند در دکان خود ز دنیا رو
به من نگو که دره فتد آنکه رفته به کوه
خود آمدم به بلندا تو کول بابا رو
تو امشب هم ندهی گوش چون دیشب
من هم به راه خود و تو خواهی به هر جا رو
baraya X wa hameh keh ehssase shaaeri mikonan
harfetoon ro bezanien , in ha keh shoma minewisien keh sheer nist, cherto perte.
ba dorood
شعر كه نبيست
بفرماييد جفنگ
Doostan shoma estedadhaye nopa ra tashvigh nemikonid.Shiraziha fekr mikonand ke ersieh mostaghim shaeri az Hafez Va Saadi beheshan resideh.
Har cheh bood jaleb bood har cheh mikhahad dele tangat begoo
شاعر نيستم
نه از نواده حافظم ، نه رودکي
املا و انشايم بد بودست ز کودکي
گر نداري صبر و طاقت واژهاي غلط
شعرم بريز در آسياب ، چرخش کن ، يا الّک
حميد (شيرازي)
Posted by: حميد at April 29, 2007 9:08 AMAgha zarfe in chand sal ma farsieman ra az dast dadim va shereh shoma ma ra be vahsat endakhteh ke cheezi nemifahmim.
Posted by: a at April 29, 2007 10:56 AMآقاي گيله مرد عزيز
آز اون زمان كه خداوند به شما حكم وكالت مردم را داده شما هم قاضي شهرتان شده ايد و براي
مير آفتاب اين گونه نامه مي نويسي كه "زرشك" مردم ما نادان هستندن
قربانت بروم حسن آقا
70 ميليون دزد و دغل- دوزغگوي اسلامي را نمي شود نابود كرد تا ملتي ديگر درست كرد
اما هفتصد راس آخوند را مي شود در تحويله كرد و براي مردو با همكاري كشوري با فرهنگ و سالم درست كرد
در ضمن نوروز و اول ماه مه بر شما مبارك باد با اينكه مي دانم شما روز كارگر را در شهريور تعطيلي دارد اما فردا را روز دهقانان-كشاورزان خوش بگذارنيد
مخلص تان
كيانوش لاهيحي
"مي گويند انر}ي هسته ي حق مسلم ايرانيان است! درست زن دوم در اسلام اما مي بايست مخفي نگهه داشت اگر افشا بشود به رسوائي و دعوا كشيده مي شود كاري اين احمقي نزاد و گدا علي لو داده اند و مردم ما رياكار و دغل بنظر مي رسند!"
آقاي a عزيز :
خودتان را زياد ناراحت نفرماييد.
ممكن است كه ما ايرانيان در خارج كشور زبان شيرين فارسي و يه عالمه
چيزهاي ديگه اي را كه در ايران داشتيم يواش يواش از ياد ببريم , اما هيچ
وقت ( اگه صد سالم خارج ايران زندگي كنيم ) ما اون فرهنگ خودمان را
( كه بقولي 2500 ساله است و به قول ديگري 6 تا هست هزار ساله)
ابدا فراموش نميكنيم.
براي مثال ما هنور هم تا به يكي دوتا از هم وطنانمان يك روز بي حرمتي
نكنيم شب نميتونيم راحت سر بر بالين نهيم.
و ديگه اينكه نميخواهيم كسي اسم كامل ما را بدونه , هنوز سر الفبا
گير كرديم.
با احترام : ح ا
با احترام : ح
Posted by: حميد ايزدي at April 30, 2007 7:52 PMبا درود به شما گیله مرد!
آن چه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج.
گیله مرد عزیز مشگل این مردم در نبود رهبری میباشد و بس!
این فیلم را هم ببینید چون راحع به دروغ حکومتی میباشد:
http://www.youtube.com/watch?v=JXBf1RQvqhc
سبز و شاد باشی که ایران و ایرانی از وجودت استفاده کند.
Agha merci baraye etminan dadan be man ke farhangam ra az dast nakhaham dad.
Etefaghan emrooz be hich hamvatani tohin nakardam va inkar ra hamin alan khaham kard.
Afghanha az Iran miravand ta moshkel kari iraniha dorost shavad.
In tasmim besyar gheyr ensani ast.
In regime az khoda dam mizanad va karhaye bikhodae mikonad.
Laanat bar ma ba in keshvarmoon. Koja beravand in mardom falak zadeh beravan rooye mine.
Ey ensanha ke dar sahel neshasteheed khoda naboodetan konad.
آقاي a عزيز :
در نوشته بالاي شما من توهيني نديدم .
از افغانها گفتيد , يه شعر از هادي خرسندي راجع به افغانها براي شما
و گيله مرد در زير فرستاده ام.
................................افغاني در ايران..................................
شنيدم كه يك تن ز افغانيان ------ كه ناديده از طالبان جز زيان
بخود گفت همسايه مان بهترست ------ كه ايران او مرز پر گوهر است
پناهنده شد جانب آن ديار ------- نه از بهر حشمت. بدنبال كار
پي لقمه اي نان و يك جرعه آب ------ همي فعلگي كرد بيش از حساب
بجان كندني گشت صبحش غروب ------ شبانه گروهي زدندش به چوب
كه تو آمدي كار ما برده اي ------- گرسنه شده نان ما خورده اي
تو باعث شدي قحطي آب ما ------- تو باعث شدي جنگ اعصاب ما
كتك آنچنان خورد مرد شريف ------- كه رد ميشدي راحت از توي قيف
همه خون روان از سر و روي او ------- به گردن فرو رفته زانوي او
شنيدم رها شد به ناراحتي ------- از آن ورطه ي دولتي -- ملتي
سحرگه روان شد سوي مرز خويش ---- بداده به ايرانيان قرض خويش
همي رفت و ميگفت آن نيمه جان ---- بدادم برس طالبان طالبان !!!
آقای گیله مرد ا
اگر مرد منطقی میشه شما یا یکی از حواریون بفرمایید که چه وجه مشترکی دیده اید بین محمد صلی الله علیه وسلم و چنگیز مغولی؟
انتظار دارم روده درازی نفرموده و عقده خالی نکنید و فقط یک مخرج مشترک را بنویسید .... یکی را که ثابت کردید...یعنی حرف تمام است وشما بردید
پیشاپیش بگوییم من میخواهم ثابت کنم شما ها و خمینییون در رابطه با منطقی حرف زدن مثل سیبی هستید که از وسط نصف شده باشید البته با عرض معذرت از سیب
بفرمایید این گوی و این میدان .... طبق قوانین بازی استفاده از چماق ممنوع است خواه چماق حقیقی باشد یا حقوقی
Posted by: sujodi at May 2, 2007 7:26 PMبا درود بر شما و با اجازه صاحب خانه گیله مرد عزیز میخواستم جوابی به آقای سوجودی داده باشم.
بنده نقاط مشترک فراوانی بین این دو شخصیت تاریخی، یعنی بنیانگذار اسلام محمد و چنگیز مغل میبینم.
البته هر کس که مایل باشد میتواند کتابهای زندگی این دو شخصیت را بیطرفانه بخواند و خود برای خود قضاوت کند، ولی من در اینجا میخواهم یک نکته که این دو را از همدیگر متمایز میکند اشاره کنم.
خوشبختانه قتل عامها و کشت و کشتارهای قوم چنگیز، علیرغم وحشیانه بودن آنها مدت زیادی دوام نداشت و قرنها پیش پایان گرفت، ولی متاسفانه جنایات دین اسلام و فروشندگان آن هنوز هم ادامه دارد.
به امید روزی که انسانها به آن بلوغ و مرحله فکری برسند که بجای دنباله روی کور کورانه از خرافات بدنبال هنر،علم، صنعت و فرهنگ بروند تا وجودشان برای این دنیا و موجودات رویش مفید واقع بشود.
به امید ایرانی آزاد برای تمام ایرانیان آزاد اندیش
آقای شهرام عزیز سلام
از یاد نبرید موضوع گفتگو این است که میخواهم ثابت کنم شما ها مثل خمینیون آدمهایی بی منطقی هستید این هم دلیل از نوشته شما:
شما جنایات مسلمانان در طول وعرض تاریخ را با عمل کرد پیامبر جمع زدید تا ایشان را بدتر از چنگیز نشان دهید این روشى غیر منطقی است جنایات مسیحی ها ربطی ندارد به عیسی از بودایی ها ربطی ندارد به بودا از نادرشاه ربطی ندارد به کوروش انتخابات ایران ربطی ندارد به انتخابات انگلیس .... روش درست این است عملکرد چنگیز مغولی را با پیامبر مقایسه میکردید و مرکب بحث را به نقطه پایان میراندید
شانه های شهر از تکرار گریه خسته است
Posted by: yasser at May 4, 2007 11:16 PM

نظرات