May 2, 2007



دنيا طويله ای است در آن بيشمار خر ....


در پمپ بنزين ؛ وقتی نود و هشت دلار پول بنزين ماشينم ميشود ؛ سرم را تکان ميدهم و با خشم می گويم : پوف .....
پيرمردی امريکايی ؛ که با يکی از آن ابوطياره های بنزين خوار عهد دقيانوس به پمپ بنزين آمده لبخندی به من ميزند و می گويد :
- به جرج بوش رای داده بودی ؟؟
ميگويم : جرج بوش ؟؟ مگر مغز خر خورده ام ؟؟
و پير مرد هر چه فحش خوار و مادر است نثار آقای جرج بوش و ديک چينی و دار و دسته شان می کند .
سوار ماشينم می شوم تا به محل کارم بروم . به اخبار راديو گوش ميدهم . چه خبر های حيرت انگيزی ؟؟ :

شرکت نفتی exxonتنها در سه ماه گذشته 9 ميليارد و سيصد ميليون دلار سود خالص نصيبش شده است !!
به خودم می گويم : عجب ؟؟ نه ميليارد دلار سود آنهم ظرف سه ماه ؟؟
خبر بعدی جالب تر و هيجان انگيز تر است :
امريکايی ها در هر دقيقه دويست و پنجاه هزار دلار در عراق خرج ميکنند ؟؟
به خودم می گويم : عجب ؟؟
و بعد ؛ خبر ديگر :
-امريکايی ها هر سال ؛ 9 ميليارد دلار برای سگ هايشان دارو می خرند !!
و من نميدانم چرا بياد لوييزا می افتم .به ياد لوييزای خودمان . لوييزا ؛ پنجاه و چند سالی از عمرش گذشته است اما پير تر بنظر می رسد . روزی هشت ساعت توی فروشگاه مان جان می کند تا بتواند شکم خودش و بچه هايش را سير کند . از روزی که بنزين گران شده ؛ لوييزا ؛ ديگر نمی تواند سوار ماشين قراضه خودش بشود . پول بنزينش را ندارد . سوار اتوبوس می شود و به محل کارش ميآيد .اما توی شهر کوچک ما بايد يکی دو ساعتی منتظر ماند تا اتوبوسی از راه برسد . لوييزا هر روز دستکم يکی دو ساعتی را در ايستگاه اتوبوس اين پا و آن پا می کند .
لوييزا ؛ بيمه هم ندارد . سی ميليون نفر از امريکايی ها هم هيچگونه بيمه ای ندارند . اما سگ های امريکايی سالانه 9 ميليارد دلار دارو مصرف ميکنند !!

به فکر فرو ميروم . از اين دنيای هشلهف بدم ميآيد . از آدم ها هم بدم ميآيد . به خودم می گويم آخر اين چه دنيايی است که ما آدمها برای خودمان ساخته ايم . ؟؟؟ و آيا آن شاعر هموطن حق داشته است که بگويد : دنيا طويله ای است در آن بيشمار خر ....؟؟؟!!!


نوشته شده توسط گیله مرد در  9:43 PM


نظرات
 

تازه داريم هم درد ميشيم ! از ماه آينده كه بنزين در ايران ليتري 350 تومان ميشه كمي شما رو درك ميكنيم . ولي مساله اينه كه شما حق نداري پوف كني چون حقوق به دلار ميگيري ولي ايرانيان بدبخت حقوق به ريال ميگيرن و پرداخت به دلار ميكنن ! اونهم در صورتيكه روي دريايي از نفت و گاز خوابيدن . اين پوف نداره . خون گريه كردن داره .
اما خرج هاي ما ! ما ايراني ها هم سگ پاسبان داريم اما عجبا كه شبيه انسان هستن :
- ساليانه 100 ها ميليارد تومان خرج محافظين آغايان در ايران ميشه!
- ساليانه 100 ميليارد تومان خرج جمع آوري طرفدار براي نظام ميشه.
- ساليانه ميليونها دلار خرج گروههاي تروريستي در جهان ميشه و ...
و اما در ايران اگه بنزين گرون بشه ما مشكلي با سر كار رفتن نداريم مشكلمون اينه كه در فصل تابستان يه خانواده كه ميخوان برن شمال هزينه بنيزينشون كه حالا ميشه 5000 تومن اون موقع ميشه 50 هزار تومن . مفت ! و از اون جالبتر ! مطمئن باش نه تنها همه ميرن شمال كه حتا رشد سفر كردن بيشتر هم ميشه و اين از مشخصه جالب اجتماع ايرانه و به همين دليل هم بنزين گرون ميشه !!!!!

ايران طويله اي است در آن بي شمار خر
من خر تو خر همه خر روزگار خر
گيرم ز روي لطف كسي بر تو گفت خر
غمگين نباش خر به خري گفته است خر

Posted by: SHIVA at May 3, 2007 12:03 AM

البته گمان ميكنم خر فرق بين سياه و سفيد را بشناسه .....

Posted by: sujodi at May 3, 2007 12:14 AM

مرگ کارگر افغان 'در اثر ضرب و شتم توسط پلیس ایران'

If I should cry it's not for Louisa I would cry for poorer than us the Afghanes. This stupid nation of Iran they never react for someone. They never accepted how much this poor people suffered. They leave this country where their children were born after 30 years for a ruined country.
In anywhere else you can see the reaction of the people but Iranians they talk about God and yhey don't see how much this people suffered.

Posted by: a at May 3, 2007 2:52 AM

gile mard jan:
shoma oomadid amrika, markaz e capitalism e donya.
afkar e comonisti e shoma inja kharidar nadareh.
inja, to mohem hasti, na to e noeii
تو مهم هستي نه تو نوعي.
afkare sosialisti bedard e farance mikhoreh.
welcome to america and american dream.
aya jaye dige donya mishnasi ke irani ha be andazeh 1/100 inja pishraft karde bashand?
namak mikhori, ghadr e namakdan ro ham bedoon.
ba ehteram
David

Posted by: David at May 3, 2007 5:25 AM

david from LA
ANY HOW IF INSURED WORKERS GET COVERAGE THROUGH THEIR EMPLOYER ITS CALLED SHARED BURDEN SAME AS IF HE OR SHE GET SHARED PROFITBUT IN AMERCA RICH WILL GET RICHER AND POOR HAVE NO OTHER CHOICES

Posted by: maziar at May 3, 2007 9:51 AM

vagean ke shiva che khoob goft. in melat az khar ham ahmagtar shodehand ke in jaladane Islami ra be beheshteshan nemiferestand ta Jahan az dasteshan raha shavad. fagat eradeh mikhahad va gairat. agar gairatha akhondi nashodeh bashad!!!

Posted by: Mohamad at May 3, 2007 10:19 AM

خانم شيوا، هروقت تمام هفتاد ميليون ايرانی توانستند ماشين بخرند و اولويت اول زندگيشان شمال رفتن با ماشين بود آنوقت شايد منطقی باشد که دولت بنزين مفت بدهد.

اينکه کشور هم روی دريايي از نفت خوابيده دليل نمی شود. بنزين را در بازار جهانی می شود به قيمت 350 تومان خريد و فروش کرد. در حال حاضر هم بنزين جزو واردات هست. شايد بگوييد که دولت بايد پالايشگاه بسازد، اما آيا داشتن بنزين ارزان بالاترين اولويت زندگی ايرانيان هست؟ چقدر از عشاير، روستاييآن و شهرستانی ها از اين بنزين ارزان بهره می برند؟ يا فکر می کنيد ايران تنها مال شماست؟

گران تر کردن بنزين تنها تصميم درست مجلس اخير هست. تصميمی که دولتها و مجلسهای قبلی جرات اجرای آن را نداشته اند.

آيا فکر نمی کنيد با بالا بردن قيمت بنزين دولت می تواند منابعی برای پرداخت حقوق بالاتر برای معلمان و ... بدست آورد؟ چرا فکر می کنيد تنها راه لذت بردن از زندگی شمال رفتن هست؟و...

Posted by: Mehdi at May 3, 2007 3:19 PM

گيله مرد جان:
چرا به خرها اينطور توهين ميكني. خر بدبخت در طول تاريخ خريتش كي و كجا
اينهمه كثافت كاري بر روي زمين كرده كه انسانهاي دوپا كرده اند ؟
امشب كه رفتي خانه , خبرهاي تلويزيونها را گوش بده. همش از قتل و آدم
كشي , بي عدالتي , چپاول , فقر , فتنه , بمب , تفنگ , سركوب , بي كاري
فحشا , اعتياد , نابود كردن محيط زيست , غيره و غيره از جانب انسانها
صحبت ميشود , اسم خر بسته زبان اطلا در اخبار نمي آيد كه نوعي كثافت
كاري در طول روز انجام داده باشه.
روزگاري اين امريكاييان به اينگونه فشارهاي اقتصادي تن در نميدادند , اعتراضي , تظاهري اين جا و اون جا ميكردند تا حقشان به اين سادگي پايمال نشود.
متاسفانه امروزه با بالا رفتن تكنولژي مردم صبح تا شب مثل انسان
( نخواستم بگم خر ) دنبال دلار ميدوند , چون اگر يك روز ندوند محكم با سر ميخورند زمين. به اين ميگويند برده داري نوين. امروز ديگر نميشود كه پاي من
و شما را زنجير كرد و شبابه روز در مزرعه اي از ما كار كشيد. تكنولژي قرن بيستم و بيست و يكم اجتناب كرده كه از ما به نوع ديگري بهره برداري
اقتصادي گردد. با بالا رفتن سطح تكنولژي هم ما هر روز بايد از روز قبل
بيشتر بدويم , تا كه بتوانيم گليم خود را از آب بيرون كشيم.
اين كشور ( امريكا ) بر اساس و استدلال " نمك ميخوري , نمكدان نشكن"
بنا نگرديد , بلكه كاملا بر عكس بر پايه شركت مردم در تمامي صحنه هاي
سياسي و اجتماعي و به زير كشيدن نابرابري ها و نا عدالتي ها بنا شد.
ولي متاسفانه هر روزه بيش از روز قبل به علت آن زنجيرهاي نامرعي اقتصادي
كه بر پايمان كرده اند و با تكنولژي هم هي زخيم تر و زخيم تر ميگردد, در اين منجلاب انسانيت فروتر و فروتر ميرويم.

Posted by: حميد ايزدي at May 3, 2007 9:39 PM

Namak Iran ra khordit va namkdan iran ra shekastid. Keshvar Us Payehash dozdi va zoor gouee vahagh digaran gereftan bood. Agar az kesi bayad tasakor kobid haman red Indians ast. Namak mal anha ast. Aghaye Izadi sarnevesht siahpoustan Emrika ra migouyad dar yek jomleh paye bardeha ra zanjir kardan baraye bahrehbardari bishtar lotfan berid az siahpoustan ham tashakor konid choon ba namak aragheshan an sarzamin ra namakdan kardan. In melat dozd agar az kesi tashakor kardan ma ham mikonim.
Be Mehdi,
Dolat bishtarin daramad nafti ra dashteh dar teye tarikhash va bishtarin abzar jangi ra kharideh. In dolat mardomi nist yek edeh jenayat kar dozd hastan.

Posted by: a at May 3, 2007 10:00 PM

گیله جان...
چند روزی بود که نبودم و بازهم مهمان افتخاری گمنامان بزرگوار بودم..بگذریم...

امدم سخنی بگویم و درد نخستین خود را فرو بنشانم و قلیانی چاق کنم و ديشلمه اي نوش كنم که دیدم در طول مدت گذشته نظرات بسیار از سوی هموطنان ابراز شده که همگی هم در رد و نکوهش و تقبیح و توهین به دیگران است...سخت بازهم دلم گرفت و مکدر گشت...و چون خداوند متعال مرا چون یک میمون آفریده که تنها جست و خیز و ادا و اطوار بلد است و قادر به تفکر هم نیست!!!فلذا از سخن در می گذرم و تنها به این نکته بسنده می کنم که:

بهتر است دنیا را چون یک مگاپولیس یا باغ وحشی در نظر بگیریم که صاحب ندارد و حیوانات بیشماری در آن در حال ناله و فغان و فریاد هستند..البته همگان ادعا دارند که حیوان نیستند جز من حقیر که مدعای میمون بودن خود را کردم...شاکرم خدای را که جز من حیوان دیگری در این جهان هستی نیست...در اين بين انسان ها هم هستند ولي تنها حيوانات مدعاي انسان بودن مي كنند و انسان هاي راستين ساكت و خاموش حيران و نگرانند..
انسانيت و انسان بودن معنا و مفهوم حقيقي خود را زنگار گرفته و رنگ باخته مي نماياند...

در باب خر:
بیت شعری بود که الان یادم نمانده ولی مضمون آن چنین است که:
خری را به عروسی دعوت نمودند..خر در خنده شد..سبب را پرسیدند...گفت: من که مطربی ندانم و رقص و اواز نخوانم...مرا تنها به سوی بارکشی و حمالی فرا می خوانند پس چه سود؟
بقول عمران صلاحی نازنینم....حالا این حکایت ماست...

سخنی داشتم که بوقت مناسب آن خواهم نگاشت....

از میمون انتظار هرچه داشته باشید جز عقل و منطق و درایت و کیاست و موانست و مجالست با بزرگان و عقلا و ادبا و نجبا و فضلا!!!

گيله جان..دوستت دارم..دركت مي كنم..با انديشه ات در فكر فرو مي روم...و دغدغه هايت را مي ستايم...

ولي زماني كه بوزينه و گوريل نقش خود را بخوبي ايفا مي كنند ديگر چه نياز به من شامپانزه كه از قرابت ژنتيكي بسياري با انسان برخوردار هستم ولي انسان نيستم؟!كه اولي تلخكي است كم خرد و دومي غولي است كم بصيرت..


Posted by: amir at May 4, 2007 1:18 AM

گيله مرد عزيز هميشه از خوندن نوشته هاي پر مغز و مفاهيم تفكر برانگيزشون لذت بردم. هر از گاهي ميام و چندين پست شما رو باهم ميخونم. اميدوارم سلامت و موفق باشيد و سعي كنيد كمتر به تلخي هاي حماقت اكثريت مردم دردمند ايران فكر كنيد. وقتي كاري ازمون ساخته نيست چرا اين همه خودمون رو با ياد آوري خاطرات گذشته و اعمال احمقانه ي بسياري از مردم سرزمين آبا و اجداديمون شكنجه كنيم؟!
سربلند و موفق باشيد بزرگوار

Posted by: sherry at May 4, 2007 3:14 AM

سلام ... اگر فقط خر داشتیم که خوب بود، گوسفند- مورچه- و سگ- و لاشخور- صفت و .... تا وقتی همکاری و سکوت و باور کنیم بدتر از این هم میشود ...

Posted by: آرمین گیله مرد at May 4, 2007 7:48 AM

واقعا که دنیای غریبیست گیله مرد عزیز . منهم امروز چشمم خورد به تابلوی قیمت بنزین . لیتری یک یورو و سی و هشت سنت . اینجا دیگه سفر با ماشین هم غیر ممکن شده ...سبز باشید .

Posted by: شهره at May 4, 2007 3:06 PM

گيله جان
سلام
تيفدا برار
راسي سي چه ووو اي تعريفات پانشي بياي ايرون
مملكت گول و بولبول خودمون
آبادش كنيم برار!.
چه خيالات باطلي دارم من.
خوش باشي
ابوالاوجاع!(اسم مستعار).

Posted by: abolaowjaee at May 4, 2007 9:46 PM

امير عزيز :
شما در بالا نوشته ايد كه :

"دیدم در طول مدت گذشته نظرات بسیار از سوی هموطنان ابراز شده که همگی هم در رد و نکوهش و تقبیح و توهین به دیگران است..."

دوست عزيز , اين درست نيست كه شما از راه نرسيده , يا رسيده ( به قول
خودتان ) همگي نظردهندگان را چكي اينگونه رد و مردود
و نظراتشان را بي اعتبار و توهين آميز مي شماريد.

بعد نيز شما نوشته ايد كه:

"انسان هاي راستين ساكت و خاموش حيران و نگرانند.."

يعني ميفرماييد كه ماها كه خاموش نيستيم و داريم اينجا نظر ميدهيم ,
انسان راستين نمي باشيم. من خويشتن ادعاي انسان راستين بودن نميکنيم , عقيده دارم که انسان مگه اطلا چيه که حالا راست و کجش را بررسي کنيم .
انساني كه در مقابل ناعدالتي هاي زمانه سكوت اختيار ميكند و به قول شما
خاموش مي ماند, ناخواسته مهر قبولي به كارنامه نا انسانيتها ميزند و به درد
عمه اش ميخورد.
يك نوع بزرگ كردن خويشتن و تحقير كردن ديگران در فرهنگ ما ايرانيان اين
است كه خويشتن را زيركانه تحقير مينماييم و در همين حال زيركانه چندتايي
هم به اين و آن مي اندازيم. به نظر من شما درست همين كار را كرده ايد.
يعني با دست پس زده ايد و با پا پيش.
با احترام

Posted by: حميد ايزدي at May 4, 2007 11:01 PM

Baazi az in Iraniha mikhan ke az sob ta shab ma boland shim zireh paye emrikaeeha kham va ras shim va tashakor konim azashan. This white race is suffering from a mental trouble they want to be loved and thanked.
This illness brought many suffering for humanity. Slavery, colonisation and wars as we see in Iraq.
If they are present anywhere they want to be known as the best.
Who did this petrol increase in the world if it's not Bush. Who stops th slow progression in Africa. If you cry in USA or Iran for the price of petrol whan an african can say.
After this period the world would say not only he was mad but also a whole nation was stupid.
When someone is mad there must be a law to keep a nation safe.
Ba drood

Posted by: a at May 6, 2007 12:00 AM

آدم حالش از اين همه" انتقاد از خود" به هم مي خوره .
بابا ول كنيد !
هركه از راه مي رسه -
هر ننه قمري خودش را دانشمند و فيلسوف مي دونه !مثل نخودچي كشمش از ايراني انتقاد مي كنه .يكي ميگه: خريم .! يكي ميگه :عقب افتاده ايم! يكي ميگه... ! خوب بابا اگر خر و درمانده و بي چاره ايد پس ول كنيد اين سايت بازي ها و تحفه نويسي ها را . برين به كار و زندگي تان برسيد!
از ايران فرار كرده ايد و در بهشت و رفاه غربي يله داديدو دور از چماق و ميله عاروق خلق مي زنيد.
زندگي در ايران جاريست!با همه ي گرفتاري هايش . اگر مي خواهيد در اين فرايند تاثير گذار باشيد لطفا بياييد ايران . كار و پيكار در داخل كشور است كه معني پيدا مي كند .وطن اما بالنده است و دايما در حال نو شدن است . فرزندان ايران زاده مي شوند و مادران ايراني با سينه هاي پر شيرشان
انها را تغذيه مي كند ان ها بزرگ مي شوند در صحنه كار و پيكار حاضر مي شن .هرچه از جوانان برومند را برخاك ميافتند باز وطن زاينده است و جوانان بيشتري پا به عرصه مي گذارند. هيچ كس نمي توند جلوي اين بالندگي را بگيرد.اين تلاش هاي حاكمان وقت نيز بالاخره راه به جايي نمي بره.
اما نسل گريخته از كشور : فكر ميكنم آخرين نفس هايش را مي كشد. با هين هين زبان فارسي و فرهنگ ايران -البته فرهنگ قبل از انقلاب-را يدك مي كشن. تا مبادا از اصل خودشان دور بيا فتند !خوب آخرش چي !بچه هاتان عارشان مي آد كه بگويند ايراني هستند و يا فارسي صحبت بكنند. خودتان هم كه مجبويد هر روز صبح ده بار بگوييد " گود مورننيگ "و بجاي نان سنگك وپنير ليقوان زامبون و يكن و سوسيسو هر چه گه سگ است تناول كنين!خوب آخرش چي مي شه !
جوابش زياد سخت نيست.يواش يواش مستحيل م شويد و نسل هاي بعدي اثري از ايراني و فارسي در جوارح تان نخواهد ماند. حقيقتش نبايد هم بماند . دست خودتان هم نيست.
با همه اين اوصاف " شمي همه قوربان"

Posted by: pirooz at May 7, 2007 2:26 AM

پيروز عزيز :
در بالا نوشته ايد كه :

----" آدم حالش از اين همه" انتقاد از خود" به هم مي خوره .
بابا ول كنيد !
هركه از راه مي رسه -
هر ننه قمري خودش را دانشمند و فيلسوف مي دونه !-----"

چيني ها ضرب و المثلي دارند كه ميگه :
" چشم همه چيز را ميبيند , به جز خودش را "

انتقادات شما از آنان كه به خارج رفته اند و نظرات دانشمندانه و فيلسو فانه
شما بسيار جالب بود.
---------------------------------------------------------------------------------
در قسمت ديگر نوشته ايد كه:

---" اگر مي خواهيد در اين فرايند تاثير گذار باشيد لطفا بياييد ايران . كار و پيكار در داخل كشور است كه معني پيدا مي كند .وطن اما بالنده است و دايما در حال نو شدن است ."---

شما كه در ايرانيد بفرماييد كه تاثير ( مثبت) شما در آن اجتماع چه بوده است ؟
چه پيكارهايي را به اتمام رسانده ايد و اين روزها در چه پيكارهايي شركت
داريد ؟
همچنين لطف نموده ,بفرماييد كه اين دايما نو شدن وطن به معني نو شدن
انسانهاست ؟ ساختمانهاست ؟ و يا كه نو شدن فرهنگ سياسي , اجتماعي
و انساني انسانها مد نظر شماست. اگر از نو شدن فرهنگ اجتماعي سخن
برده ايد, حال بفرماييد كه اين نو شدن به چه شيوه اي بوده و چه تاثيرات
مثبتي در ايران ( يا در سطح جهاني ) به ارمغان آورده است ( منظور به وجود آوردن ساختمان , جاده , اتوبان و پارك يا راه آهن زير زميني نو نيست )
-------------------------------------------------------------------------------------
در جاي ديگر فرمو ده ايد كه :

---" با هين هين زبان فارسي و فرهنگ ايران -البته فرهنگ قبل از انقلاب-را يدك مي كشن. تا مبادا از اصل خودشان دور بيا فتند ! خوب آخرش چي !
بچه هاتان عارشان مي آد كه بگويند ايراني هستند و يا فارسي صحبت
بكنند.!---"

بفرماييد تفاوت فرهنگ در ايران قبل از و بعد از انقلاب چه بوده است.
بفرماييد اين اصل خودمان چه سيغه اي است كه خدا ي نكرده ازش دور نيفتم.
بفرماييد بچه هايمان را در كجا ملاقات فرموده ايد كه اين چنين دانشمندانه و فيلسوفانه در رابطه با آنان نوشته ايد.
بفرماييد كه شماها كه با غرور در ايران مانده ايد چرا براي يك ويزاي امريكايي
دست و پا مي شكنيد.
بفرماييد كه شما كه فارسيتان قوي است چه گلي به سر انسان و انسانيت
در جهان زده ايد كه ما با هين هين كردن زبان فارسي نزده ايم.
از مابقي سعوالاتي را كه نوشته كوتاه شما بر انگيخنه است , ميگذريم.
با احترام


Posted by: حميد ايزدي at May 7, 2007 9:31 AM

Aghaye Pirooz ziad be pestanhaye por az shireh madaran Irani nanazid.
Vaghti dar donyaye gharb yek nasl be donya miyad dar Iran zanha manand mousha do nasl tazeh kardand. Zendegi be khial shoma migozarad. In do nasl jamiat bayad bar rooye sarzamini khoshk bar asar kavir ya keshavarzieh fana shodeh zendegi konand. In ezdiad jamiat va in pestanhaye por az saratan cheezi mosbat nist.
Agha agar anhaee ke harf mizanand chayad az khatarat agah shodehand.
Dar payan gham va ranj anhaee ke ba paye berehneh an khak ra tark kardehand va ba ghalam mobarezeh mikonand va hanooz be yad Iran hastand baraye shom va man ast.
Agar in melat ra migooeem in ast ya an ast baraye agahi va taghir ast. Doostam shoma be maghzeh yek yek gharbiha niazmand hastid. Choon jav diktatori ejazeh fekr va andisheh nemidahad.
Shoma az moshkeletan agah hastid vali mikhahid faramoosh konid.

Posted by: a at May 8, 2007 1:31 AM

" هيچ صيادي
در جوي حقيري كه به مردابي مي ريزد
مرواريدي صيد نخواهد كرد "

آقاي حميد خان

گرچه مطول كردن اين مباحث جايش در كامنت دوني آقاي گيله مرد نيست اما خوب چون شما بحث ها و سوالهاي بسيار جالب و در عين حال ساده اي را مطرح كرديد با اجازه گيله مرد نمي توانم آنها را بي پاسخ بگذارم (من بيچاره را بگو كه با تايپ كردن حرف به حرف و لاك پشتي روي كي بورد خيلي مشكل دارم و براي تهيه اي پاسخ دروغ نگويم يكي دو ساعتي بايد وقت بگذارم ).

1 - البته انتقاد بخصوص انتقاد از خود في نفسه مثبت و قابل تقدير است بايد هم باشد و بنده غلط كنم كه مخالف آن باشم . اما انتقاد چقدر و تا به كجا؟هي بگوييم ما اليم ما بليم !كه چي ؟ چه نتيجه اي حاصل بشود يا شده است؟ حداقل بيست و هفت سال است كه سيل "انتقاد از خود" از سوي روشنفكران سرسري فوران ميكند ،هم از خارج هم از داخل، "من خرم ،تو خري، اون خره...همه خريم" نگاهي به شعر ي خانم شيوا همين بالا بيندازيد. واقعا حالتان بهم نمي خوره؟مردم ،جامعه، بچه ها ، دختران وپسران ايران چه درسي از اين خزعبلات مي توانند بگيرند؟ ضمنا هرچند بنده ي حقير ناچيز سراپا تقصير هم انتقاد كردم اما با اين تفاوت :كه اولا آن ها انتقاد از خود نبود و ثانيا از جنس تازه اي بود كه خوشحالم تلنگر كوچكي حتي به يك نفر –حميد ايزدي- زده است.

2 – اما نو شدن جامعه : اين يك بحث جامعه شناسي است كه بنده قصد اثبات ان را ندارم .اگر علاقه مند باشيد مي توانيد به منابع متعددي كه در اين زمينه وجود د ارد ازجمله كتاب "زمينه جامعه شناسي ، آريان پور " مراجعه نماييد. اما اگر بخواهيم به طور مختصر و در چند جمله در باره آن بگوييم : جامعه به مثابه يك ارگانيسم پيچيده همواره درحركت بوده و در همه حال و تحت هر شرايطي در حال توسعه ،تطور و تكامل است. اين يك جريان ناگزير و جبري است و به عنوان يك قاعده علمي شامل حال همه كشورها از جمله كشور ما نيز مي شود حكومت ها و در بياني فراگيرتر انسان ها به طور كلي قادر به توقف يا عقب گرد حركت جامعه نيستند فقط مي توانند آن را كند يا تند كنند. اما مصاديقي از نو شدن جامعه ايران بعد از 57 :
بهبود شاخص هاي اجتماعي توسعه: كاهش رشد جمعيت ، كاهش بعد خانوار ، افزايش ميزان با سوادي و سطح تحصيلات در تمام مقاطع متوسطه و عالي،كاهش مرگ و مير نوزادان و مادران،افزايش تعداد شاغلان، افزايش ميزان GDP ، افزايش ميزان توليد سرانه ، افزايش مشاركت و سهم زنان در جامعه و توسعه ، افزايش سطح بهداشت فردي و عمومي ،افزايش طول عمر هم در زنان و هم در مردان ،افزايش سطح و شعور اجتماعي و سياسي ، افزايش ظرفيت دانشگاه ها ، اب بهداشتي... و قس عليهذا ! اين شاخص هاتوسط مراجع بين الملي مختلف در رتبه بندي كشورها مورد استفاده قرار مي گيرد و جزو نماگر هاي مهم در بيان اهداف توسعه قلمداد مي شوند.
در مورد شاخص هاي مهم اقتصادي در زمينه هاي " ساختمان , جاده , اتوبان و پارك يا راه آهن زير زميني " برق و مخابرات و پست و تلفن و الكترونيك و كامپيو تر و نرم افزار نويسي و سايت زني و وبلاگ نويسي وغيره را هم كه خودتان ظاهرا به تحول و پيشرفت آن ها اذعان داريد و لذا در اين ارتباط ها مطلب را درز مي گيرم و چيزي نمي گويم.
افزايش توليدات كشاورزي و حصول خودكفايي در توليد گندم و افزايش توليدات دامپروري و شيلاتي و افزايش توليد در برخي ديگر از زمينه هاي اقتصادي و ....

اينها كه در بالا آمده است همگي با عدد و رقم و آما هاي متقن و نتايج مطالعات بي طرفانه علمي و دانشگاهي در قالب ده ها طرح تحقيقي قابل اثبات بوده و اصلا شعار نيست( مي بخشيد كه من الان براي درج ارقام دقيق فرصت كافي براي مراجعه به منابع را ندارم).
و اما چند نكته در همين ارتباط:
اگر كشور ايران اين همه رشد دارد پس چرا در همين رتبه بندي هاي سازمان ملل در بين 200 كشور هيچگاه از رده شستم و هفتادم پايين تركه نمي آيد هيچ بالا تر(عقب تر ) هم مي رود و در برخي زمينه ها حتي صدوپنجاهم و صدو شسصتم هم مي شود؟ اين موضوع نافي رشد و توسعه در ايران نيست بلكه(توضيح واضحات) از يك طرف آهنگ رشد و تو سعه در ايران كند تر ازمتوسط جهاني است و از طرف ديگر بقيه اين 200 كشور هم كه بيكار ننشسته اند رشد شان بسيار سريعتر از كشورايران است لذا مشاهده ميكنيند
باديه نشينان عجمان و راس الخيمه و دبي و شارجه و فجيره ظرف ده سال ره صد ساله رفتند و الان جزو كشورهاي توسعه يافته محسوب مي شوند . شوخي هم نيست كار كردندلياقت خود شان را نشان دادن و الان از ايران جلوترند و اگر وضع ايران به همين منوال باشد ده سال ديگر فاصله شان با ما از الان بيشتر خواهد بود.
من اين تفاوت ها را در يك جمله خلاصه مي كنم "دران كشور ها دولت يعني ملت و ملت هم يعني دولت ".
با همه اين اوصاف در برخي از زمينه هاي مهم و جدي ديگر هم شاهد حركت قهقرايي هستيم : افزايش سطح برخي از شاخص ها مانند نرخ بيكاري، محدويت آزادي هاي فردي و اجتماعي ،سركوب آزادي هاي سياسي، افتضاح در سياست خارجي و از اين قبيل.

3- بايد خدمت حميد خان فرنگ نشين بگويم :حميد عزيز فرهنك ايران امروز با ايران قبل از 57 متفاوت و به نظر حقير بسيار نيز متفاوت است.اين يك موضوع بسيار ساده و روشني است از شما- كه من معمولا يادداشت هايان مي خوانم و ذوق و درايتي در ان مي بينم -اصلا انتظار نداشتم.شايد عوارض دوري از وطن باشد !ظاهرا همان طور كه قبلا گفتم عينك و زاويه ديد تان قديمي و مربوط به شناخت قبل از انقلاب است شما تغييرات جامعه را نمي بينيد ! از شرايط ايران كنوني بي خبريد قصد توهين ندارم تو باغ نيستيد.تيرتان راست نمي نشيند!

4 –حال بگذاريد كه جواب برخي ديگر از سئوالات شما را با سوال بدهم :
الف _ آياهنوز خيال مي كنيد كه ما در ايران در ده كوره ها زندگي مي كنيم و دسترسي به امواج والكتريسيته و راديو و مجله و مسافرت و جهانگردي و ... نداريم و براي شنيدن لهجه شيرين بچه هايه تان بايد حتما با آنها ملاقات حضوري داشته باشيم؟
ب-بيشتر ساواكي ها ، فاحشه هاي متمول ، وابسته هاي در بار هم توانستند در موعد مقتضي ويزاي آمريكا را بگيرند و اين تنها محدود به نخبه گان نبوده است ! هيچ مرواريدي در غربت صيد نمي شود.
شاملو گفت :ديگر نمي توانم . حالم از گفتن "بون ژو مسيو" بهم مي خورد. مي خواهم در ايران بميرم.(نقل به مضمون).

تي قربان
و اگر بعضي جاها تند رفتم نرنجي كه ناراحت مي شوم .
به خدا سه ساعت طول كشد !

Posted by: pirooz at May 8, 2007 4:55 AM

گلبه مرد عزیز
سلام
پسر خاله چرا جوش آوردی در شمال کالیفرنیا !
خر شریف ترین و نجیب ترین چهار پاست که نزدیکترین فدائی خشم انسان ها می شود
وقتی نوشته @شیوا@ را خواندم دیگر قلم ام بلند نشد تا چیزی بنویسم
خر برزگترین مجزه خلغت در طبیعت است که پدر قاطر است
اگر از الاغ گفته بودی کمی با شما موفق بودم که آیت لله بوش و احمق نژاد ما دنیا را طویله ای می پندارند که در آن خامنه ای و رفستسگجانی و این بوش فرانسوی حاکم هسنتدن اما گناه خران نیست ...!
به فرهنگ دهخدا و یا در دایره تالمعارف شیطان اثر جاویدانه خبرنگار امریکائی آقای آمبروزبیرس امده است !
خر خواننده ای خوش صدا که در انظار عمومی بسیار ظاهر می شود
این حیوان اگر چه صدای خوبی دارد اما فاقد شنوایی است در @ویرجینیا و نوادا آن را قناری در تگزاس سناتور و فرماندار و در جاهای دیگر خاکستری می خوانند. این حیوان در ادبیات. هنر و مذهب تمام ادوار و