May 14, 2007



بشکن دلم که رايحه درد بشنوی ....


لابد شنيده ايد که ميگويند سرناچی کم بود يکی هم از غوغه آمد ؟ . حالا حکايت ماست .
دوستی ؛ در ستون نظر خواهی ؛ برای مان نوشته اند که : آقای گيله مرد !تفکرات شما تفکرات سوسياليستی است و به درد امريکا نمی خورد!. بعدش هم يکی دو تا از پرت و پلاهای مان را پيراهن عثمان کرده اند و توصيه فرموده اند برای جلوگيری از گرفتاری های احتمالی ؛ از ابراز اينگونه افکار کمونيستی !!خود داری بفرماييم !!( لابد اگر خود داری نفرماييم کارمان به ساواک و واواک و اف بی آی خواهد کشيد !!؟؟)

خدمت اين دوست عزيز عرض می کنيم که : قربان شکل ماه تان برويم ؛ همانطور که حضرتعالی مسبوق هستيد ؛ سالهاست طشت رسوايی کمونيزم و چند تا ايسم ديگر از بام دنيا افتاده و گيله مردی که ما باشيم ؛بعد از پنجاه سال چارواداری ؛ شکر خدا می توانيم خر خودمان را پيدا کنيم و در اين پيرانه سری هم نمی خواهيم ادای چه گوارا را در بياوريم ؛ به قول معروف : گاو آمد و خورد دفتر پارين را .....

همانطور که حضرتعالی اشارت فرموده ايد ما توی يک مملکت سرمايه داری زندگی می کنيم . يعنی سيستمی که ما به سبک و سياق گيله مردانه خودمان به آن می گوييم سرمايه داری هار !!( عينهو همان سگ هاری که خودی و بيگانه نمی شناسد ).خودمان هم به مصداق اگر به دو زاری رو بدهی خودش را قاطی هزار تومانی ميکند ؛ ناسلامتی ؛ يکپا سرمايه دار که چه عرض کنيم ؟سرمايه دار خرده پاييم !!

اگر سرمايه دار مفهومش اين است که آدميزاد خانه و زندگی و کسب و کار و ماشين بنز و حساب بانکی پر و پيمان داشته باشد ؛ گوش شيطان کر ؛ ما هم به قيمت هدر دادن جوانی مان ؛ سرمايه دار شده ايم .
توی دم و دستگاه مان هم عده ای کارمند و کارگر و نميدانم صندوقدار و حسابدار و دالان دار کار ميکنند . خودمان هم از کله سحر ؛ پاشنه گيوه مان را ور می کشيم و تا بوق شام ؛ مثل اسب عصاری ؛ دور خودمان می چرخيم و عرق ميريزيم .سالی يکی دو بار هم به اروپا و هاوايی و نميدانم جابلقا و جابلسا ميرويم تا کمی استخوان هايمان سبک بشود .
رابطه ای هم که با کارگر ها و کارمند هايمان داريم فی الواقع رابطه پدر – فرزندی است . حقوق کافی بهشان ميدهيم .بيمه سلامتی برای شان خريده ايم .عيدی و پاداش و مرخصی شان هم بجاست . و به همين خاطر است که سالهاست همه شان توی دم و دستگاه مان هستند و دلشان نمی آيد رهايمان کنند .

اما ؛ حرف حساب مان اين است که : اگر قرار است کشوری – مثلا دوبی – با عرق جبين و خون جگر يک مشت آدم مفلوک و گرسنه و همه جا رانده ساخته بشود . اگر قرار است ما هم سرمايه دار بشويم و پول و پله ای بهم بزنيم .دستکم بايد آنقدر انصاف داشته باشيم که به اين فلکزدگانی که خشت خشت خانه های مان حاصل دسترنج آنهاست به چشم انسان نگاه کنيم ؛ نه اينکه مثل خر عصاری ؛ شبانه روز ؛ از آنها کار بکشيم و دست آخر ؛ آب و دانه را هم از آنها دريغ بفرماييم .
حرف مان اين است که : اين سيه کاسه ؛ در آخر بکشد مهمان را ....

دوست نازنين من !گيله مردی که ما باشيم ؛پيش از روضه خوان که گريه نمی کنيم ! ما خواهان جهانی هستيم که انسان ؛ به مفهوم عام – بدون توجه به نژاد و رنگ و مذهب و مليت اش – به عنوان يک “ انسان “ مورد احترام باشد و حقوق انسانی اش از او دريغ نشود . اين کجايش افکار کمونيستی است ؟؟ يعنی جنابعالی ميفرماييد که عدالتخواهی و آرزوی جهانی بهتر داشتن ؛ افکار کمونيستی است ؟؟!!

اگر عدالتخواهی و عدالتجويی در زمره افکار کمونيستی است ؛ رک و پوست کنده بشما بگوييم که : ما يک کمونيست هستيم !!!
دوست نازنين من :حرف آخرم اين است که :
بشکن دلم که رايحه درد بشنوی
کس از برون شيشه نبويد گلاب را ....

عزت شما زياد .


نوشته شده توسط گیله مرد در  9:16 PM


نظرات
 

We were prepered to be one the states of URSS. But in reality the Idea of living in a world that everyone has enough to eat it must be a dream. It's going to vanish from Europe and the riches don't want to share with poor.
The social systems of France and Germany were the best of this world now Ithink we are finishing with the post war period and we are going to be rich and the others if thet die because they are half brained .
Todat I read there would be more than one miliard climatic refugees.
The would be less and less lands to live on and we should share again.
Be fore going to be forced we should learn to share.

Posted by: a at May 14, 2007 9:51 PM

با درود به گیله مرد عزیز
درد دلت را خواندم و از طرز تفکر آن منتقد هم آگاه شدم که هر چه را بوی برابری و تساوات دهد باید برچسبی زد تا با طرز فکری موازی شود.
از پاسخ شما نیز این را دریافتم که شما الهام دهنده به انگلس و مارکس نیز هستید.
مسلما اگر میگفتی سنگسار انسانها غیر انسانیست انگ ارتداد هم میخوردی.
ای ایرانی ، ای ایرانی ، ای ایرانی.....

Posted by: ورجاوند at May 15, 2007 12:16 AM


Capitalism has entered a stage that should better be called the modern form of slavery.

The gap between the rich and the poor will never diminish as long as
exploitation of Man by Man is considered a norm and just.

Posted by: Alex at May 15, 2007 1:08 AM

سلام عزیزان بهتر از جان...
دفعه قبل بهتون گفتم شما تخم منم نیستید و دلیلشو نگفتم که تو کفش نمونید.
شما همتون ادمای بی تخمی هستید که جلوی کولر لم میدید و کونتونو هوا میکنید تا باد کولر بزنه زیر تخمتون ودر حالت دراز کش این خذعبلات رو از سوراخ مبارک دهانتون بیرون میدید.
البته بغیر از شیوا...
اقایانی که فحش نثار اینجانب کرده اند من عروسی دعوتند...میگد عروسی کی؟...عروسی من با مادرشون.....

Posted by: رسول... at May 15, 2007 4:42 AM

اتفاقا افكار سوسياليست و چپ گرايي( براي آنهايي که نميدانند, چپ به
معني کمونيست نيست , ولي کمونيست نيز يک چپ ميباشد ) در بين امريكاييان بسيار بالاتر است تا در ميان مردم كشورهاي بكوك شرقي ,
خاورميانه و ايران .
به خاطر همين هم است كه شما هر وقت به حركتهاي فردي يا اجتمايي در
راه بهبود و كمك به معظلات اجتماعي در جهان برخورد ميكنيد( مانند كمك به زلزله زدگان , آوارگان , پناهندگان سياسي , پناهندگان اقتصادي , گرسنگان , كودكان بي سر پرست , خشكسالي , شيوع بيماري ,دفاع از بيمه هاي ملي , دفاع ازحد اقل مزد و امتيازات كارگران , نجات محيط زيست , نجات حيوانات از نابودي و ديگر حركات مردمي ) , نام امريكايي يا اروپايي بيشتر به گوشتان ميخورد, ولي تقريبا هيچ گاه نام يك ايراني, خصوصا يك ايراني
خر پول تازه به دوران رسيده غرب زده در امريكا به گوشتان نميرسد.
جواب اقاي ديويد را كه ميخواهند شما را به اف. بي. آي. و سي. آي. ا.
تحويل دهند تا در زندان ابوقريش در زير شكنجه به سرمايه داري امريكا
و دمكراسيش, با حق و حقوق نا برابر انسانها, در جهان ايمان آوريد را در زير
در قسمت نظرات مقاله شما در مورد " اسب ها و آدمها " داده ام.

مواظب باش گيله مرد , اين هم وطنان ايراني كه تازگيها صاحب شش دونگ
قاره امريكا شده اند يه كاري دستت ندهند كه مجبور بشي به ايران و ملاها
پناهنده شي.

Posted by: حميد ايزدي at May 15, 2007 6:23 AM

سلام استاد عزيز !
اين كه معلوم و مشخص است
اما كمونيست امريكائي كه روز كارگر اش در ماه شهريور ماه باشد
در سوسياليست بودمش هم دمكرات است.

آخر ندانستم اين دوستي كمونيست ها امريكاي لاتين با احمق نزاد رئيس جمهور اسلامي ايران از چه صيغه اي است ؟
مي گويند در فرانسه هم يك @ ساكوري نزاد@ آمده تا با بوش مثلث بيغ را تكميل كنند
سبز و شاد بماني كه كره زمين ما در هزار سال آينده زير ابر خواهد رفت

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at May 15, 2007 7:57 AM

Agha Rasool ba arze eradat khedmat jenabali
Fekr mikonam shoma baad az 12 ta dokhtareh labshekari motevaled shodit madrat ra ba khayehat sarfaraz kardi.
Movazeb sarmayeh javedani bash az dastesh nadi.

Posted by: a at May 15, 2007 10:58 AM

اقاي حسن كيانوش

اشتباه ميكني!
چراخيال ميكني با ذوق و قريحه هستي ؟
كسي بهت چيزي گفته؟
هر كه گقته و هر چه گفته سركاري بوده!
اگه مي خواي يه كار مفيد انجام بدي كه به درد جامعه و فردايت بخوره ! كار توي بيجار و يا برگ چيني چاي اطراف شيطان كوه است .
خوب -كار هم كه عار نيست هست؟
نصيحت مرا گوش كن !
من خير و صلاح تو را مي خواهم !
واله .. راست ميگم!
Posted by ali at May 9, 2007 4:01 AM

واقعا اين خر بين بقيه خرها ممتاز ه:
1- خيلي خيال ميكنه با مزه است!
2- مدعي خلق ادبيات جديد ه و ول كن هم نيست!
3- با اين همه كامنت نويسي و ادعا هنوز نتو نسته تايپ روي كي بورد رو را ياد بگيره!
4-ظاهرا از رعيت زاده هاي قديميه كه الان خرده بورژوا شده
5- مخش كمي تاب داره اما مانند ساير منگول ها خودش رو ارشميدس مي دونه؟
6- سمبل سرمايه داران راكلوچه نوشين و نادري مي دونه!
7- اول و آخر هرچه " اي كيو " اين كيانوش.
ابروي هرچه گيلكه ببردي بوخودا!

Posted by: ali at May 16, 2007 4:06 AM

About Rasoul
When a person commits himself to using obsene lanuage in a discussion
it means he has no logical weapons but foul language
Just disregard him he is not worth it

Posted by: Alex at May 16, 2007 4:26 AM

گيله مرد جان
اسم مطلب را بزار "سرناچي طرفدار سرمايه داري و سرمايه دار طرفدار كارگر "

بسيار جالب بود

Posted by: چه گوارا at May 16, 2007 4:57 AM

سلام
با اجازه صاحب سايت گيله مرد عزيز !
اين گدا علي ديگر چه صيغه مساجره است كه هار شده
و ترياك را در آب انار گير آورده گاز مي گيرد و چفتك چراني مي كند
كنوس خان مواظب گالوش باش
تي شاش هنوز كف نده لاچك ببيند گمج


اقاي رجب نژاد ببخشيد كه علي گدا عوضي بگفته
سبز و شاد بماني

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at May 16, 2007 6:26 AM

كيانوش جان

بزرگواري كن و شرت را از اين سايت بكن !
تو كه خودت سايت داري و دست به قلم هم كه ايسي!
اون جا مفيد تري ! به نفع خودت هم هست ! برو با شاش كف كرده كيف كن!
نابغه ي چهار پادشاه !

اگر هم به گيله مرد عشق مي ورزي بيشتر بخوان و بشنو ! و سكوت كن !اگر هم مي خواهي بنويسي گيليكي !عزيز گيليگي بنويس ! تا زماني كه فارسيت خوب بشه!

واله من دوست تو هستم و خيرت را مي خواهم!
به همان چهار پادشاه قسم!

يا شايد يك كلاس آشنايي با زبان فارسي ... برات خوب باشد !
توي لاهيجان هم از اين كلاس ها هست!
.
.


Posted by: at May 16, 2007 6:59 AM

با اين شعر حرف حساب مان خاتمه مي دهيم و تلاش مي كنم بدون
دعوت به خانه كسي نفوذ نكنيم !
حكايت مرد عجيب...........................هديه به علي

مرد عجيبي بود.
هر زمان دهبر فرزانه اي سخنراني مي كرد .
چشم هايش را مي بست و بدقت گوش مي كرد
ناگهان مثل فنر مي جهيد هوا و تندتند نفس مي كشيد.
شست راستش را مي برد بالا و با مكث مي گفت @ بيلاخ!@
هر زمان فيلم بدي مي ديد,
شعر بدي مي خواند,
يا موسيقي بدي مي شنيد ,
بازهم شستش را مي برد بالا و, مي گفت @ بيلاخ!@
هر كجا هركس قرآن , كتب مقدس , ادعيعه مي خواند يواش @ بيل@ مي گفت, بلند @ آخ!@
بارسال در گورستان ديدمش.
برافروخته بود و, هي مي گفت @بيلاخ!@
نمي دانم به زنده ها مي گفت @بيلاخ!@ يا به مردها,
به مرگ يا به زندگي ؟
اين اواخر انگشتان دو دستش را بهم گره مي زد و با دو شستش مي گفت@بيلاخ!@
ديروز در نمايشگاهي ديدمش,
باز هم بر افروخته بود و, هي مي گفت @بيلاخ!@
امروز وضع عجيبي داشت,
به هر كه مي رسيد مي گفت @ خانم! @ , @ آقا!@
نشنيديد سخنراني امروز رهبر را؟
بعد مي گفت @بيلاخ!@
از سر ظهر تا بيمه هاي شب , هي @بيلاخ!@ , بيلاخ!@ مي گفت
با انگشتان بهم چسبانده و با دو شستش, روي شست هايش كابوت كشيده!
به اميدار درخمام گلشن

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at May 16, 2007 9:33 AM

You can be more tolerent . As you see there are the deep wounds in Iranian immigrant society.
Who left Iran and who was forced to learn more than 2 or three languages.
The children who left Iran after ten years they never could continue their studies as the younger children. Yes when you had to read and write you were obliged to leave all your family and start something else. How you can learn some thing new when you didn't accept your destiny. I know i make mistakes in english in persian and so and so. But when I participate in such a debate just I want to think that I kept my mother tongue. I lost my land I could keep this one. Please it's another tragedie fou us if you ask us not to talk.

Posted by: a at May 16, 2007 10:27 AM

آقا كيانوش

با اين نوشته آخريت , ثابت كردي پاك خل و چلي!
ما رو باش فكر مي كرديم كه مخت فقط كمي تاب داره !
نه ! كار از كار گذشته! شما به پند و اندرز احتياجي نداري !
به مشاوره ي پزشكي بيشتر نياز داري !
آرزوي شفاي عاجل براي تو و
همه ي مرضاي اسلام را
از درگاه احديت دارم!

نه پسرم , دفعه قبل با هات شوخي كردم ! توي همين سايت بمان و بنويس
موجب انبساط خاطر ما باش!
اين هم صواب داره!هم برات خوبه !

Posted by: ali at May 16, 2007 11:08 PM

علي گداي نخود چي
ما مي گوئيم نره
تو مي خواهي بدوشي عنتر خان
مشكل من اسلام عزيز ات است
من در همان سال 1358 بعد از اينكه مادر شوهرت آيت الله قرباني گفتن كه ان قلاب اسلامي ما ل حكومت علي است
ايران و لاهيجان را ترك كرديم و تا امروز هم به جمهوري اسلامي احمدي نژاد و ديگران نيامديم
حمام گلشن را بخاطر نزديكي آدرس نوشته قيد كرديم و گرنه سگ گائي نمي كنم دكتر خصوصي ام توصيه كرده از 28 سال كه خوش صليقه تر از شيوا نباشد زيب باز نكنم
در اين سايت هم ديگر نخواهم نوشت همان شعر بيلاخ با اصلاعات نقديم تو و اون رهبر همنام باد

Posted by: .Kianoushحسن کیانوش at May 17, 2007 7:10 AM

كيانوش جان

جان من بنويس!
اگر ننويسي دلتنگت مي شم!
ولي دكتر حتما برو! باشه .
مرسي پسرم!

Posted by: ali at May 17, 2007 7:25 AM

Ba salam be shoma faghat mikhastam begam ke ma Iraniha hame sarapa yek karbas hastim. in 2 ta chiz ra az yek safeye shoma copy va paste kardam. Be ham nemiyad chonke man mondam dome khoros ra bavar konam ya ghasame robah ra.

May 2, 2007
و من نميدانم چرا بياد لوييزا می افتم .به ياد لوييزای خودمان . لوييزا ؛ پنجاه و چند سالی از عمرش گذشته است اما پير تر بنظر می رسد . روزی هشت ساعت توی فروشگاه مان جان می کند تا بتواند شکم خودش و بچه هايش را سير کند . از روزی که بنزين گران شده ؛ لوييزا ؛ ديگر نمی تواند سوار ماشين قراضه خودش بشود . پول بنزينش را ندارد . سوار اتوبوس می شود و به محل کارش ميآيد .اما توی شهر کوچک ما بايد يکی دو ساعتی منتظر ماند تا اتوبوسی از راه برسد . لوييزا هر روز دستکم يکی دو ساعتی را در ايستگاه اتوبوس اين پا و آن پا می کند .
لوييزا ؛ بيمه هم ندارد . سی ميليون نفر از امريکايی ها هم هيچگونه بيمه ای ندارند . اما سگ های امريکايی سالانه 9 ميليارد دلار دارو مصرف ميکنند !!

Hala in ra bekhanid va compare konid ba ham dige:

May 14, 2007

اگر سرمايه دار مفهومش اين است که آدميزاد خانه و زندگی و کسب و کار و ماشين بنز و حساب بانکی پر و پيمان داشته باشد ؛ گوش شيطان کر ؛ ما هم به قيمت هدر دادن جوانی مان ؛ سرمايه دار شده ايم .
توی دم و دستگاه مان هم عده ای کارمند و کارگر و نميدانم صندوقدار و حسابدار و دالان دار کار ميکنند . خودمان هم از کله سحر ؛ پاشنه گيوه مان را ور می کشيم و تا بوق شام ؛ مثل اسب عصاری ؛ دور خودمان می چرخيم و عرق ميريزيم .سالی يکی دو بار هم به اروپا و هاوايی و نميدانم جابلقا و جابلسا ميرويم تا کمی استخوان هايمان سبک بشود .
رابطه ای هم که با کارگر ها و کارمند هايمان داريم فی الواقع رابطه پدر - فرزندی است . حقوق کافی بهشان ميدهيم .بيمه سلامتی برای شان خريده ايم .عيدی و پاداش و مرخصی شان هم بجاست . و به همين خاطر است که سالهاست همه شان توی دم و دستگاه مان هستند و دلشان نمی آيد رهايمان کنند .

Hatman in khanoom taze estekhdam shode ke shoma hanooz barash bime nagereftid va az navazeshhaye shoma ke pole kafi midid va eydi midid va pole benzin midid va khayli karhaye dige bi nasib monde. in kar hara ke shoma baraye karmandaneton mikonid mara ham be vasvase endakhte pasham biyam anja baraye shoma kar bokonam chonke AT&T ke tare ham baraye maha khord nemikone. Bichare khanoome louiza ya har tori ke esmesh ra minevisid. Khoda hamara salamat negah dare

Posted by: kourosh at May 18, 2007 9:47 AM

محض اطلاع آقای کورش خان عزيز

دوست نازنين من . از مچ گيری جنابعالی ممنون . واقعا ما را شرمنده فرموديد . اما خودمانيم ها ؛ انگار جنابعالی اصلا توی باغ تشريف نداريد ؛ يا اينکه آنچنان در شرکتی که در آن کار ميکنيد سرتان شلوغ است که نميدانيد بيش از 95 در صد کارگرانی که در مزارع و هتل ها و رستوران های امريکا کار ميکنند مهاجران به اصطلاح غير قانونی هستند و هيچگونه مدرکی ( از جمله کارت سوشيال )ندارند که بتوان برای شان بيمه گرفت . لوييزا هم يکی از آنهاست . ) حالا نروی به اداره مهاجرت خبر بدهی و نان لوييزا را آجر کنی و ما را هم توی هچل بيندازی )
راستی ؛ آقای کورش خان ؛ نکند از اينکه ما در امريکا يک خرده سرمايه دار شده ايم حسودی تان شده و به سبک و سياق جماعت ايرانی می خواستيد کمی عقده گشايی کنيد ؟؟ ميدانيد که ما ايرانی ها از مرگ و فقر ديگران خوشحال و از شادی و ثروت ديگران کمی - البته کمی - غمگين می شويم !! خدا کند شما از اين جماعت نباشيد .
ضمنا اگر راندن تراکتور و چيدن گيلاس و شفتالو را بلديد ما می توانيم بشما کار بدهيم . قول ميدهيم که حقوقی که بشما خواهيم داد خيلی بيشتر از همان حقوق بخور و نميری است که از شرکت تان می گيريد . عزت زياد

Posted by: gilehmard at May 21, 2007 12:35 PM

ميگن: خياط تو كوزه افتاد...
گيله مرد هم comment نوشت.
حالا كي اونو سانسور كنه؟

Posted by: David at May 22, 2007 5:12 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63