روز تعطيلی .....!!
ديشب ؛ جای تان خا لی ؛جايی مهمان بوديم .خورديم و نوشيديم و خنديديم .
موقع شام ؛ يکی از دوستان ؛ از من پرسيد : حسن جان ! يکشنبه چيکار ميکنی ؟ ميآيی برويم قايقرانی ؟؟
من ؛ با توجه به اينکه شنبه و يکشنبه و دوشنبه و هفت شنبه و عروسی و عزا کار ميکنم ؛ در جوابش داستانی برايش تعريف کردم که فی الواقع حديث نفس خود ماست
داستان اين است :
يک آقای روستايی بود که يک خری داشت .هر روز ؛ چند بار ؛ چند تا گونی گندم بار خرش ميکرد و ميبرد آسياب . بعدش هم آرد ها را بار خرش ميکرد و ميآورد خانه .
يکی بهش گفت : عمو جان ! خيلی از اين خر بيچاره کار ميکشی ها ...!!حد اقل هفته ای يک روز بهش استراحت بده !!
آقای روستايی براق شد که : اين چه حرفيه شما ميزنين آقای من ؟؟ من روزهای جمعه خرم رو به آسياب نمی برم !
مرد پرسيد : يعنی بهش استراحت ميدهی ؟؟
روستايی گفت : البته !! البته !! روزهای جمعه ميبرمش کوه ؛ سنگ بارش ميکنم ميارم خونه !!!
ياد آن شعر خاقانی افتادم :
خرکی را به عروسی خواندند
خر بخنديد و شد از قهقهه سست
گفت : من رقص ندانم به سزا
مطربی نيز ندانم به درست
بهر حمالی خوانند مرا
کاب نيکو کشم و هيزم چست
حالا حکايت ماست .
نوشته شده توسط گیله مرد در 8:22 PM
روزی يه اروپايی ميزه هند و ماهيگيری را ميبينه کهبا 4تا ماهی برميگرده.از او ميپريد چرا اينقدر کم ماهی گرفته ؟ ماهيگيردرجواب ميگويد اين برای ناهارش کافی است وبعد استراحت خواهد کرد. اروپاييه ميگه اگر ت بيشتر ماهی ميگرفتی بافروش بيشتر ميتوانستی کشتی بخری وبازبا فروش بيشتر ميتوانستی چند نفر را استخدام کنی وخودت استراحت کني. درپاسخ ماهی گيزه همينکار را بعد از غذا ميکنم.
من در اين تعجبم با تمام فشار اقتصادی ايرانيها اصراف ميکند وحق دگران در سطل آشغال ميريزند. زنها پنداری در خواب خوشند با مشکل آب وکشاورزی چگونه ميشود ادامه داد. ايران مان کشورهايجهان سوم آسيا با کمبود شديدآب روبروست. وقتی در اروپا يا امريکا يک نسل بوجود ميايد در ايران دو نسل همين ازدواجهاي زود رس خود خطری است برای کمبود زمين کشاورزي.
با سپاس.
گيله مرد عزيز
ما در ايران اصطلاح عاميانه اي داريم كه مي گويد " كار عار نيست " .كار انسان را مي سازد ...شادابي مي آورد ...سلامتي در پي دارد ...طول عمر را افزايش مي دهد ...و خلاصه ام الشفا ست و بيكاري --- از تن پروري وبي عاري بگذريم كه استثنا است و همه جا هم هست --- نوعي بيماري است كه براي اغلب انسانها قابل تحمل نيست .
فلاسفه هم مي گويند كار جوهر وجود است.كارل ماركس كار را پايه ي توليد و توليد و فرايند آن را مكانيسم اصلي و تعيين كننده تكامل جامعه مي داند. يكي از اركان محوري و مهم در كتاب سرمايه مباحث مربوط به "كار" است .
از ديدگاه اين فيلسوف در جامعه ي آرماني " كار" به عنوان يك نياز براي انسان مطرح است . در مدينه فاضله انسان ها به دنبال كار خواهند بود چون به آن نياز دارند و نه بخاطر كسب در آمد كه مربوط به جوامع سوسياليستي و دوره هاي تاريخي ما قبل آن است .
البته من اين افاضات ! را براي شما نمي نويسم كه مي دانم استاد مسلم كل ادعيه و مكاتبي! باز يقين دارم كه از كار كردن در مجموع خرسندي و ان نوشته ها بيشتر شكست نفسي است و مناعت به خرج مي دهي .
اين را هم مي دانم ژورناليستي كه بخواهد "پو تيتو " بفروشد چه عزابي دارد !
.
.
ژاپني ها در مقابل اصطلاح " خسته نباشي !" اصطلاح زيبا تري دارند كه معادل آن به فارسي مي شود : " كاركن كاركن !" . هر سال به تعداد افرادي كه در اثر كار زياد در ژاپن مي ميرند اضافه مي شود و اين امر براي رهبران آن كشور يك معضل شده است. طبق آخرين آخبار در سال جاري 300 ژاپني در اثر كار زياد فوت كرده يا راهي بيمارستان ها شده اند.
راستش راوي نگفت چند نفرشان مردند !
تي فدا ! تي بلا مي سر!
پيروز
اي بابا ! همه ش كار ... وقت كردين سري به اينجا بزنين . داريم سبيل اسلام راستين رو دود ميديم . دقت كنين ! اسلام راستين !!!!!! هموني كه رژيم تو بوق و كرنا ميكنه . http://akaskhane.blogspot.com
Posted by: SHIVA at May 21, 2007 1:43 AMميداني گيله مرد اشكال كجاست ؟
روز شنبه و يكشنبه را روزهاي تعطيل اعلام كرده اند , يعني دو روزي كه پول
انسان در نمي آورد. ولي امروزه انسان مجبور است كه درين دو روز هم مثل
هر روز هفته پول حسابي خرج كنه. پول اجاره خانه يا قسط خانه ( قسط
اول و گاهي دوم و سوم) پول برق , گاز , آب , فاظلاب, تلفن خانه و تلفنهاي
همراه , بيمه هاي درماني و مرگ و اتوموبيلهاش و محل كار ش , بنزين ماشين
, مالياتهاي شهري و استاني و دولتي , اينترنت , غذا و نوشابه , سود كرديت
كارد , قسط ماشينها و غيره و غيره و غيره را بپردازد.
واسه اينه كه اگر انسان , خصوصا اگه انسان به قول معروف خر خودش باشه ,
اگه اين دو روز كار نكنه , بايد بجاش از لحاظ فكري زجر بكشه , چون درين دو روز ميدونه چون در ين دو روز كار نكرده يه عالم از قافله ( قافله در حال حركت هميشگي به ناكجا آبادها ) عقب افتاده است.


نظرات