May 28, 2007



نعمت به سگان دادی و دولت به خران!
پس ما به تماشای جهان آمده ايم ؟؟؟

**رييس جمهور عراق - آقای جلال طالبانی - آمده است امريکا .
آقای طالبانی که هم حلوای مرده ها ؛ و هم خورش زنده هاست ؛ آمده است تا سه - چهار هفته ای در امريکا بماند .

آقای طالبانی ؛ که گويا در اين بلبشو بازار عراق ؛ انگار هنوز باد به زخمش نخورده است ؛ به امريکا نيامده است تا با آقای بوش و شرکا ؛ مذاکره و مناظره و مناقشه و مباحثه داشته باشد .

آقای طالبانی -که به قدرتی خدا يک روده راست توی شکم شان پيدا نمی شود - به امريکا نيامده است تا درمانی برای درد بی درمان ملت فلکزده عراق پيدا کند .

آقای طالبانی - که نه بيل ميزنند و نه پايه اما انگور ميخورند در سايه - به امريکا نيامده است تا با ژنرال ها و سياستمردان و سياست بازان امريکايی در باره بمبارانها و کشت و کشتار ها و ترور ها و انفجار ها وبد بختی های مردم عراق گفتگو کند .

آقای طالبانی - که هم با گرگ دنبه ميخورد و هم با چوپان ضجه ميزند -آمده است تا دکتر های امريکايی شايد بتوانند درمانی برای چاقی ايشان پيدا کنند !!

آقای طالبانی - که ميانه خور و کناره گرد تشريف دارند - آمده است تا سه چهار هفته ای در بيمارستانهای امريکا بستری بشود بلکه دکتر های امريکايی بتوانند چربی های اضافی بدن ايشان را در بياورند . فی الواقع ؛ در اين هير و وير ؛ بيا زير ابروی مرا بگير !!

بقول مولانا :
ای ز دلها برده صد تشويش را
نوبت تو شد بجنبان ريش را !!

راستش ؛ گيله مردی که ما باشيم ؛ داشتيم با خودمان فکر ميکرديم که مگر آقای طالبانی در عراق زندگی نميکنند ؟؟
آقای طالبانی مگر نمی بينند که مردم عراق ؛ از ترس بمب و خمپاره و موشک و توپ و تانک و آدمکشی ؛ جرات بيرون آمدن از خانه هايشان را ندارند؟؟
آقای طالبانی اگر براستی رييس جمهور برگزيده !!مردم عراق هستند ؛ چه نيازی دارند به امريکا بيايند تا پزشکان امريکايی به ضرب چاقوی جراحی چربی های بدن ايشان را از تن مبارک شان بيرون بکشند ؟؟ فقط کافی بود ايشان يکی دو روزی در خيابان های بغداد بالا و پاين ميرفتند تا با ديدن آنهمه بکش بکش ها و انفجار بمب ها و آدمکشی ها ؛ نه تنها چربی های اضافی بدن شان آب بشود ؛ بلکه خدای نا کرده زهره ترک هم بشوند !!

***********

انرژی هسته ای ....


از من ميپرسد : آقای گيله مرد ! چطور است که شما در باره همه چيز اظهار نظر ميکنيد اما در باره برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی مهر سکوت بر لب زده و تا امروز چيزی در اين باره نگفته ايد ؟؟
در جوابش اين شعر مولانا را برايش ميخوانم :


وا ستان از دست ديوانه سلاح
تا ز تو راضی شود عدل و صلاح
چون سلاحش هست و عقلش نی ؛ ببند
دست او را ؛ ورنه آرد صد گزند !


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:28 PM


نظرات
 

Bichareh mardo eragh. Bayad danest Talebani manand Banisadr khodash ham bavarash nemisheh be in darajeh resideh bashad.
Bichareh ma, bichareh melat emrika. Bichareh bashar ke hanooz ensanhaye heyvan sefat dar jaam darad.
Charehee joze hefazat shakhsi nist. Pool ra haram nakonid. yek noo hefazat ast.

Posted by: alireza at May 28, 2007 10:02 PM

Gilemarde aziz vagean ke che gashangh ghoftid. ama shayad nemidanid ke Islam ba khoon rikhtan farbeh shodeh. vagean ke dine vapasghra va aslahaye estemar ast be melat fekr nemikonad!

Posted by: Mohamad at May 29, 2007 12:56 PM

فكر كنم موضوع به نحو ديگري باشد.
چند هفته پيش در يكي از تلويزيونهاي امريكا برنامه اي در رابطه با عراق
ديدم. در آن برنامه گفته ميشد كه كشورهايي مثل عراق تا حدود 20 سال ديگه نفتشون تموم ميشه و بايد دنبال راههاي ديگري براي بدست آوردن
انرژي گشت.
در يه برنامه ديگري هم در تلويزيون صحبت ازين بود كه بشر اين روزها
قادر است از هر چيزي كه چربي دارد سوخت بدست آورد و در ماشين و
ديگر وسايلي كه نفت ميسوزاند ازش بجاي نقت استفاده كند.
حال گمان من بر اين است كه آقاي چيني, معاون رييس جمهور , از همين
حالا از روزي كه عراق نفتش تموم بشه هراسان شده و ميخواد ببينه كه
راه ديگري هم هست كه از مردم بدبخت عراق سوخت در آينده بدست
آورد.
از همين دلقكي كه خودشان در عراق سر كار گذاشته اند , آقاي طالبانی
شروع كرده اند تا اگر با موفقيت توانستند چربيهاي اضافي بدنش را به
سوخت تبديل كنند بعد به سراغ بقيه عراقيها و خاورميانه اي ها بروند.

Posted by: حميد ايزدي at May 29, 2007 5:53 PM

جناب آقاي رجب نژاد عزيز

كامنتي با نقل قولي از كارل ماركس نوشتم كه حالا مي بينم مشمول تيغ
سانسور شما شده است ! علتش را نفهميدم!

خوب رفيق عزيز ، اولا كه آن مطلب به موضوع دعواها و جنگ و گريز هاي كامنت نويسان ارتباطي نداشت و ثانيا شما كه خودت از "رفقاي " قديمي هستي از نام مبارك ماركس نبايد وحشن داشته باشي !

بهر حال دوستت داريم چه بخواي چه نخواي!

تي قربان
پيروز

Posted by: پيروز at May 30, 2007 3:57 AM

ملايان و تازی پرستان در طول ۱۴۰۰ سال گذشته تمام کوشش خود را بکار بردند که تاريخ راستين ايران و ايرانی را بسود دکان خودشان دگرگون کنند، چنانچه در هيچ جايی سخنی از حمله وحشيانه اعراب ولگرد و راهزن ۱۴۰۰ پيش به ايران متمدن و پيشرفته بميان نيايد، هيچ گفتگويی از چگونگی سربريدن سدها هزار ايرانی به جرم پايبندی به آيين پاک گفتار نيک، پندار نيک و کردار نيک صورت نگيرد و هيچ حرفی در مورد تجاوز اعراب به زنان و کودکان و حراج آنان در بازارهای مکه و مدينه انجام نگيرد. آري ملايان برای رونق دکان خود محتاج تحريف تاريخ بودند و هستند و آن روزی که مردم ايران از تاريخ راستين خود آگاه شوند روز مرگ اين دستار بندان خواهد بود.

این شايد کمکی باشد تا بتواند تاريخ و سرگذشت راستين ايران و چهره راستين قرآن و اسلام را نشان دهد. سرگذشتی که تا کنون نتنها توسط ملايان پنهان ميشد، بلکه توسط اسلامزدگانی مانند علی شريعتی و مانند ايشان بسود اسلام بزک وزيبا جلوه داده ميشد. این تار نما راستی هايی را در مورد دين اسلام که تا کنون گفتگو در مورد آنها برای ما ايرانيان شدنی نبوده و بدرستی يک " تابو" بوده بميان ميکشد؛ چرا که ما به اين باوريم که تا اين رودربايستی دينی در ایران از بين نرود، ایران رنگ پيشرفت و آسايش را نخواهد ديد.

اگر کمی ريزبينانه تر و بدون خشک سری به ريشه بوجود آمدن رنجها و دشواريهای ايرانيان از جمله تنگدستي، بيکاری، فساد، واپسماندگی گسترده در تمام زمينه ها و فرار بی سابقه مغزهای انديشمند از ایران و غيره بنگريد، می بينيد که اين بخاطر ايرانی بودنمان نيست، بلکه بخاطر خرافه پرستی مان و باورمان به هيولايی به نام اسلام و قرآن است. کتاب و مذهبی که جز گرياندن انسانها و بيم عذاب آخرت دادن به آنها و ترد هرگونه شادی و پايکوبی و عشق ورزی انسانی، شيوه زيست ديگری نمی شناسد. کتابی مملو از قوانين چگونی کشتار و قارت و چپاول و به بردگی گرفتن دیگران. قوانينی که از تار و پودش بوی نفرت از بشرييت و آزادی ميايد.

براستی پارسی زبانان بايد برگردان «پارسی» قرآن و ديگر نوشتارهای اسلامی را بخوانند و آنرا با شاهکارهای فرهنگ آريايی مانند شاهنامه و اوستا برابر کنند تا ببينند که آيا در گفتار الله کوچکترين رهنمودی در راه نيکبختی٬ دانش٬ خرد و کار و کوشش، شادی و دلگشايی و انساندوستی به چشم ميخورد؟
يا آنکه در اين نوشتارها تنها داستانهای بی پايه و مايه و همه راههای شکنجه، کشتار، قارت و چگونگی به بردگی و کنيزی گرفتن ديگران و زير پا نهادن همه آزاديها نمايانده شده؟

خلافگويی و تناقضات بيشمار گفتار الله و همچنين عطش انتقام، کشتار و عشق به خون ريزی " ناباوران" و بنا به اقرار خود الله به حيله گری و مکاری او در قرآن تا اندازه ای است که خواننده را بيشتر با يک پرسش روبرو ميکند که آيا براستی اين سخنان، همان سخنان پروردگار جان و خرد است يا بيشتر شبيه گفتار اهريمن (شيطان)؟؟؟

ملايان و اسلاميان با تکيه بر همين اسلام و سوره و آيات و احاديث و احکام کور و سياه توانسته اند حرمت و عزت نفس ايرانيان مصيبت زده را درو کنند و ايران را به دوران شترچرانی ببرند. از این رو است بجا است که بگوييم کمترين کاری که هر ايرانی ميتواند انجام دهد اين است که برگردان پارسی قرآن را بخواند و بيطرفانه در مورد پيامدهای مرگبار آن که در ايران کنونی نمايان است داوری کند.

آيا تا بحال با خود فکر کرده ايد که چه شد در طول تاريخ ۶۰۰۰ - ۷۰۰۰ ساله ایران که تا پيش از اسلام، يکی از متمدن ترين و دارامندترين و قدرتمندترين کشور جهان بشمار ميرفت، و درست از زمان اشغالش توسط تازيان بيابانگرد و راهزن در ۱۴۰۰ سال پيش، روی آسايش، پايداری و دارامندی را نديد؟

برای آنکه اسلام و محمد و چگونی بوجود آوردن قرآن را بهتر بشاسيد، کتابهای زير را بشما پيشنهاد ميکنيم:

" ۲۳ سال" از علی دشتی
" تولدی ديگر" از شجاالدين شفا
" الله اکبر" از دکتر مسعود انصاری
" بازشناسی قرآن" از دکتر مسعود انصاری
" کوروش بزرگ و محمد ابن عبدالله" از دکتر مسعود انصاری

ايرانی بايد اسلام و مسلمانی را با فرهنگ ديرپايش برابر کند و در ترازوی خرد بسنجد؛ اگر آگاهانه دريافت که آيين بيابانگردان تازی بر فرهنگ و آيين کهن او برتری داشت، آنگاه با چشمان باز آنرا بپذيرد و بکار ببندد و اگر جز این بود، آنرا دليرانه و آگاهانه به بيابان تازيان برگرداند و به کهن آيين سرافراز و درخشان و جهانگير نياکانش روی آورد که همان گفتار نيک، پندار نيک و کردار نيک است، نه کشت و کشتار و قارت و ددمنشی.

Posted by: yar at May 30, 2007 5:56 AM

'گیله مرد جان این یارو طالبانی رو ول کن. ببین چه بلایی سر گیلان ما دارند میارند. عجب تاخت و تازی:
http://www.radiofarda.com/Article/2007/05/30/f4_damage-forest-Gilan.html

Posted by: هوشنگ at May 30, 2007 5:25 PM

Ba khandane pasokhe Houshange gerami, besiar afsordeh shodam ke akhar che be sare melat amadeh ke mibinand Pasargadash ra be zire aab mibarand, be janghalhayash ontor mikonand, be zanan va dokhtaranash on raftarha be daneshjoo va kargharan va.... kholaseh hame vo hameh in Tazi sefatan darand taraj va dagoon mikonand va in melat ghoosfandvar tamasha mikonand. akhar yek delavar manande Reza Shahe Kabir payda nemishavad ke sare in Mullaha ra rooye taneashan begozarad manande anha ke mikonand. on vozaraue Iran setiz ra sar be nist konid va be pa khizid sharafetan koja rafteh? bejaye onke onha shab bekhaband va sobh baray shoma toteahee dashteh bashand, shoma baraye onha toteah margh konid. kas nakharad poshte man joz nakhone anghoshte man. pirooz va sar boland bashid. Payandeh Iran.

Posted by: Margh bar Mullah at May 30, 2007 6:08 PM

دوستان با سلام و درود
بارها ازخود پرسيديم چرا اين رژيم ماند با تمام نارضايتی ؟ اين به فرهنگمان برميگرد و ارزشهائی که برای ما ايرانيها مهم است. به باکره بودن يک دختر فکر کنيد واين موضوع هنوز در ايران آنقدر ارزش دارد که آزادی يک ملت را به خاک ميبرد. اگر اين رژيم در عقب ماندهترين روستای افريقا يا امريکای جنوبی بود فرو ميريخت. چون زنها پابپای مردان ميجنگند . تجاوز در جنگ يا در زندان برايشان جزئی از جنگ است. زنان ايران زندانی پرده بکارتشان هستند.اين همه جوان از پا درآمد چون جنبش دو دسته است آنان که پشت پرده هستند و گروه دگر جلوی پرده.آيا زندگی يک ملت ونصف جمعيت ايران برای عقب ماندهترين ارزشها تباه نميشود. اين رژيم ميداند روسری يک نوع تو سری است و از زنها ميترسد. بدون زنان اين رژيم خواهد ماند با کتابی بی سر و ته به نام قرآن. اين حق ماست که مذهبی داشته باشيم که ما را در پيشرفت کمک کند. ما طلسم شديم در پشت پرده بکارت با کتايی تهی به نام قرآن.

Posted by: pari at May 30, 2007 10:26 PM

All the so called holy books like qurab, bible, and torah
are the creation of Man's mind; and have to be discardes
as sources of division, hate, and animosity in human socities

Posted by: Alex at May 31, 2007 11:59 PM

خود دين ميسازيم و خود ز آن ميناليم.
خود دولت ميسازيم و خود ز آن ميناليم.
خود اجتماع ميسازيم و خود ز آن ميناليم.
خود محيط زيست ميسازيم ( ببخشيد تخريب ميكنيم ) و خود ز آن ميناليم.
خود..... , خود......, خود..........., خود....., خود......, خود..............

............ ما انسانها خودمان را سر كار گذاشته ايم................

Posted by: حميد ايزدي at June 1, 2007 5:06 AM

گيله مرد جان:
با اينكه از نوشته هات لذت ميبرم ولي با بسياري از عقايدت مخالفم.
طالباني بد. بوش بد. احمدي نژاد بد. عرب بد. اسراييل بد. پولدار بد. تكنولوژي بد. خدا بد. دين بد. ... پس چه كسي خوب؟
ّايا ادم زنده اي هست كه تو دوست داشته باشي؟ و طرفدارش؟
در ضمن: چه اشكالي داره كه ادم مواظب سلامتي اش باشه؟
مگه خود شما با اينهمه حب وطن و ديدن اينهمه ظلم و بي عدالتي در ايران به سفر هاي هاوايي و جابلسا و جابلقا نميريد؟

Posted by: David at June 2, 2007 4:54 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63