بهشت برای گونگادين نيست ....!!
اين روزها هوای کاليفرنيا بد جوری داغ شده است . انگاری حضرت باريتعالی ؛ از زور بيکاری ؛ دروازه های جهنم موعودش را باز کرده است تا ما آدم های بی دين و ايمان - يعنی آدمهايی که برای حضرت ايشان و پيامبران دروغين اش تره هم خرد نمی کنند - کمی رايحه دلنشين ! جهنم را در اين دنيا احساس کنيم !!
ديروز ؛ توی فرشگاه مان اتفاقی افتاد که اعتقاد مان را نه تنها به " دوزخ اينجهانی " راسخ تر و استوار تر کرد ؛ بلکه به اين باور رسيديم که اگر جهنمی و بهشتی در کار باشد ؛ در همين جهان است و بس . و همه وعده وعيد های پيامبران دروغين حضرت باريتعالی کشک است و چيزی جز هذيان ها و پرت و پلاهای يک مشت بيمار روانی نيست .
ما توی فروشگاه مان نشسته بوديم که دو تا کار گر مکزيکی ؛ خسته و خاک آلود و عرق ريزان ؛ وارد مغازه شدند .يکی شان به ظاهر چهل و چند سالی داشت و آن ديگری هفتاد و چند سالی . فروشگاه هم لبريز از مشتری بود . مکزيکی جوان تر خودش را به من رساند و از من پرسيد : آيا اسپانيايی بلديد ؟؟
گفتم : سی سينيور !!
هنوز کلمه سينيور از دهان ما ن بيرون نيامده بود که رفيقش کله پا شد و دراز به دراز روی کف مغازه افتاد و از هوش رفت .
ما که کمی ترس ورمان داشته بود خيال کرديم لابد پير مرد بيچاره سکته ای ؛مکته ای ؛ چيزی کرده است . خواستيم تلفن بزنيم آمبولانس بيايد و بيچاره را به بيمارستانی ؛ جايی ؛ برساند .
دوستش که بد جوری دست و پايش را گم کرده بود از ما خواست کمی آب يخ روی سر و صورت دوستش بريزيم بلکه حالش جا بيايد . ما هم مقداری يخ و مقداری هم آب سرد روی صورتش ريختيم و پير مرد تکانی خورد و چشم هايش را نيمه باز کرد و با اشاره چشم و ابرو حالیمان کرد که به آمبولانس احتياجی ندارد .
نيم ساعتی تر و خشکش کرديم تا حالش کمی جا آمد . در اين فاصله تا توانستيم آب سرد و يخ توی حلقومش ريختيم . وقتی حالش کمی جا آمد برديمش دفتر خودمان و گفتيم : ميخواهی تلفن کنيم آمبولانس بيايد و ترا به بيمارستان ببرد ؟؟
در جواب مان گفت : نه ! من چيزيم نيست ! فقط گرما زده شده بودم .
نشستيم و از اين در و آن در صحبت کرديم .معلوم شد طفلکی پس از مرارت های فراوان و گذشتن از کوهها و دره ها و بيابانها ؛ خودش را به امريکا رسانده تا بقول معروف نيم نانی گير بياورد تا نيم جانی در تن اش است . حالا هم در اين گرمای صد و چند درجه ؛ داشته است در مزرعه ذرت کار ميکرده است که تف گرمای کشنده و نفس گير نيمروز ؛ اينچنين جزغاله اش کرده است .
وقتی پير مرد لنگان لنگان فروشگاه مان را ترک کرد ؛ ياد آن گفته " هرمان ملويل " افتاديم که :
ای کسانيکه معتقديد خدايان همه خوبی اند و انسان همه بدی است ؛ بنگريد که خدايان عليم چگونه از انسان ستمکش غافلند ؛ و انسان با همه سر گشتگی خويش ؛ چگونه باز هم از شيرينی محبت و سپاس آکنده است .
و به قول خيام عزيز مان :
افلاک ؛ بجز غم نفزايند دگر
ننهند بجا ؛ تا نربايند دگر
نا آمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می کشيم ؛ نايند دگر ...
نوشته شده توسط گیله مرد در 8:30 PM
برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتريست معرفت كردگار
قحطي , خشكسالي , شن , ماسه داغ
كوير معرفت تشنه آب !
چند روز پيش داشتم يه فيلم مستتد درباره خورشيدمون تماشا ميكردم.
اين خورشيد به اي بزرگي , كه در برابر مليونها خورشيد از خودش بزرگتر
بچه محسوب ميشه , همه از آتش تشكيل شده , اونم چه آتشي ,
در يك سانيه خورشيد بيش از اون انرژي توليد ميكنه تا تمام انرژي اي كه اين
حيوان متمدن ! دو پا در تمام طول عمرش ( از اول تا امروز) استفاده نموده است.
به امكان زياد حدودا پنج بليون سال ديگه هم , قبل از اينكه خورشيد عمرش
رو به شما بده , زمين ما در آتش خورشيدمان ميسوزه و جزغاله ميشه.
با خودم گفتم پس چرا اين همه داستانهاي بي سر و ته در باره اينكه جهنم
كجاست و از چي تشكيل شده و به چه بزرگي هست و از كجا هيزهش
تهيه ميشه و غيره به خوردمان داده اند. ميشد به جاش راحت بگن كه
انسانها رو ميريزند تو خورشيد و ميسوزونند. فكر كنم كمتر از يك متر مربع
اين خورشيد سوزان واسه سوزوندن تمامي انسانها كافي باشه.
حميد خان:
اگر قرار بود كه فقط يكبار بسوزونند كه خوب بود. بر طبق كتب اسماني, بايد بسوزونند بعد زنده كنند,بسوزونند بعد زنده كنند, بسوزونند بعد زنده كنند, تا ابدالاباد. كه هيچي, انواع و اقسام ميخ و سيخ و اشكال هندسي و غير هندسي انتظارمونو ميكشه كه به فلانجامون بره , كه هيچي, بايد هزار و يكجور كارهاي غير اخلاقي بكنيم و بسرمون بياد, كه هيچي, چون تعداد شهدا زياد شده, قراره ماها رو بعنوان فرشته باكره به اونا قالب كنن, كه هيچي, اگه پسر خوبي باشي پيشكار خود شيطان ميشي, و مطابق " حليه والمتقين" 284 بار از خايه اويزان شده ( ص 97) و حضرت اميرالمومنين و ائمه معصومين در سمت راست و محمدبن عبدالله در سمت راست خواهند بود و ديگر توبه ما اثر نكرده و گوشت را از تنمان برداشته و اب اشاميدني از چرك اهل جهنم باشد و (ص 138) سيصدوشصت هزار روزنه از مار و عقرب و زبانه اتش و تازه بعد از اينها نوبت غضب خداي باري تعالا ميرسد...
اتفاقي امروز در امريكا افتاد كه مرا ياد پيرمردي كه درفروشگاه شما از هوش
رفت انداخت و اينكه يارو چه شانسي آورد كه در فروشگاه شما از هوش رفت!
تلوزيون خبري CNN امروز خبر داد كه در يكي ازين شهرهاي امريكا , در يك فروشگاه مواد غذايي دو زن دعواشان ميشه. يكي از اونهاا ميره و از تو ماشينش يه چاقو مياره و چند ضربه چاقو به اون زن جوان ديگه ميزنه و درميره.
تا اينجاش چنين اتفاقاتي همه روزه در امريكا ميافته و چيز مهمي نيست.
حال تعدادي مشتري در فروشگا بودند و به رحمت تكنولژي همه هم اين روزها
تلفن همراه دارند. ولي نه فقط يكيشون به 911 زنگ نميزنه , بلكه همه به
خريد خود ادامه ميدن , انگار كه اتفاقي نيفتاده , از روي بدن نيمه جان و
خون آلودش رد ميشند تا خيار و گوجه فرنگي و پيدزا و بقيه مايحتاج زندگيشونو
تهيه كنند. يه نفر حتي با دوربين تلفنش يه عكس يادگاري هم ازش ميگيره.
آقبت يكي به 911 زنگ ميزنه , ولي ديگه دير شده بوده و دختر جوان از خون
ريزي ميميره.
اين تنها مورد از بي اعتتايي مردم درين مواقع نيست. CNN چند تا فيلم مستند در رابطه با اين نوع بي اعتنايي هاي مردم را به نمايش گذاشت.
با يك روانشناس اجتمايي هم كه صحبت ميكردند , ميگفت به خاطر اين همه
صحنه هاي جنگ و كشت و كشتار كه مردم هر روز از اينترنت و تلوزيون ميبينند , ديگه از ديدن چنين صحنه ها ككشون نميگزه و دوست هم ندارند كه
مداخله كنند.
يادم به اتفاقي كه واسه خودم افتاد افتادم.
كريسمس سالي كه فاجغه سپتامبر 11 اتفاق افتاد , يعتي تقريبا سه ماه
و نيم بعد از آن , در آن زماني كه بر در , پنجره ,سپر و آنتن هر اتومبيل , درسر
خانه ها و فروشگاها , بالاي ستونها و پلها و غيره پرچم امريكا به احتزار در
آمده بود , زماني كه تمام صحبتها ازين بود كه اين فاجعه مردم امريكا را از
لحاظ عاطفي به هم نزديكتر كرده , زماني كه ناگهان من و ديگر مو سياهان
ابروكلفت و لهجه دار پسر خاله هواپيما ربايان عرب و تروريست شديم ! و حميد و بن لادن فاميل از آب در آمدند , طبق معمول عصر كريسمس,
ساعت 5 بعد از ظهر , قبل از اينكه فروشگاها ساعت 6 ببندند , داشتم خريد
كريسمسي ميكردم , در يكي از BEST BUY STORES. ساعت آخر خريد كريمس و مردم شتابزده , قفسه هاي نزديك صندوقداران كه معمولا اجناس
حراج و ارزان قيمتتر را داشتند بيشتر خالي شده بودند.
يه مرد ميان سال كه خريدش تمام شده بود و ميخواست وارد يكي از
صفهاي بلند بالا براي پرداخت پول بشه, اين قفسه هاي خالي رو نديد و
پاش به كنار يكيشون خورد و محكم خورد زمين و ديگه بلند نشد.
من كه در صف پول دادن بودم نگاهي به دور و بر انداختم و ديدم همگي خريداران ( حد اقل دويست, سيصد نفر ) , چه در صف و چه هنوز دنبال هديه
مناسب , هيچ واكنشي از خود بروز ندادند و به كار خود ادامه دادند.
رفتم و مرد بيچاره را كه گمانم سرش به جايي خورده بود و كاملا گيچ بود از
زمين بلند كردم و روي يكي از قفسه هاي پايين كه خالي بود نشاندم , وسايلش را هم جمع و جور كردم , خودم ده دقيقه اي پهلوش نشستم تا
يواش يواش حالش جا آمد . منجر فروشگاه هم پس از چند دقيقه اي آمد و احوال پرسي ازش كرد, تا مطمعن بشه سو و مو كردني تو كار نباشه.
وقتي بلند شدم برم , مرد امريكايي ازم تشكر كرد.
بهش گفتم : تشكر لازم نيست , وظيفه ام بود , فقط وقتي كه اين همه
هاي و هوي در مورد تروريست بودن مردم خاورميانه , اين همه شعار در
رابطه با همدل و همدرد بودن امريكاييان با هم بعد از سپتامبر 11 , اين
همه كدورت و نفرت از مردم خاورميانه , اين همه صحبت از روح كريسمسي
داشتن ( CHRISTMAS SPIRIT ) در اخبار و دور و برت ميبيني و ميشنوي,
يادت باشد كه در شب كريسمس هيچ كس مهلت نگذاشت و كمكت نكرد,
به جز يك نفر از همان خاور ميانه ايها !
چندين سال پيش قبل از انتخابات به دندانپزشکی که مرا خوب ميشناخت رفتم و دندانپزشکه به من گفت شما از ما چه ميخواهيد ما به اندازه کافی مشکل داريم. بعد از بيرون آمدن احساس بدی داشتم. دو تا ماهی زنده خريدم تا حداقل با موجودات بی خريدم و احساس ميکردم دنيا بر سرم خراب شده. بعد از چند ماهی داشتم زردآلوی خشک ميخوردم ودو دندونی که خنم دکتر پر کرده بود خرد شد و نزد دندانپزشک دگری رفتم و دندانپزشک جديد شروع کرد به کشيدن پنبه از دو دندان. گفت اين يک اشتباه پزشکی است و کسی اينکار را نميکند. قبول نکرد که
يك خبر جالب:
در ايالت كاليفرنيا كه اكثرا دمكرات هستند, 60 در صد ايراني ها جمهوريخواه هستند.
http://www.hadeseh.com/b/archives/008269.php
ديديد كه ما ايراني ها از امريكاييها پيشرفته تريم؟
Gilemard jon bayad dahanat ra boosid ke che khoob goftid.
baraye javabe neveshtare pishinam,
Hamide gerami agar ensan kheradash ra be kar barad NA badtar va NA badtarin ra entekhab mikonad. Ama rejime Shah baraye shoroa basavad kardane moshti khorafeh parasite Mosalman khaili ham khoob bood fagat rejime Shah bad kard ke melat ra az nazare siasat azad nagozasht ke melat Islam khoon khar ra beshenasand. Dar natijeh estamar az in khariate khorafeh estefadeh kard va godrat dad ta betavanad rahattar bechapad. Va ta vagti mamlekati Mosalman bashad hamin ash o hamin kaseh ast. Magar onke ba neshan dadan ke ma digar Islam ra nemikhahim va tamadone ma chize digari boodeh shayad dast az sareman bardarand va begozarand ba asayesh zendegi konim. Yare azizam be shoma pishnahad mikonam ba chand khanevadeh Zartoshti rafig shaved bad harfha va nesbathayee ke zadid ra motmaen hastam pass migirid. Ama baraye Mosalmani ke 14 nasl ba on raveshayee ke goftid bozorg shodeh bashad va tazeh be hoviate khod bargardad hame noe lgzesh ra mishavad did va on ham be morrore zaman khoob mishavad zira bad ba payeh rasti va dorosti parvaresh miyabad ke shayad avayelash bayad ba zoor bashad ama bad khahid did ke che aramesh va solh va safayee melat ra fara khahad gereft. Dar gair in soorat ba nesbathayee ke dadid fagat mitavanam begooyam pardeh zakhimi bar roye kheradetan keshideh shodeh va tamaman haman mavali shodani ke armagane Tazian boodeh ra amel mibinam ke kandane on galadeh baraye baziha besiar doshvar ast. Albateh bayad hamegi danest hich vagt din ra ba siasat nabayad modakheleh dad. Dar zemn yek farg bayne in manbar va on manbar ast ke manbare Molla khoone pedaranat ra rikhteh va madaranat ra tajavoz va baradaranat ra bardeh kardehand hamangooneh ke emrooz ham mibinid.
Ali azizam harfhayetan kamelan dorost ast ama in bisavadi ra che kasi ravaj midahad hamin Islam ast ke har che bisavadtar va fagirtar va badbakhtar va koshtartar va…. Bashand ra tashvig mikonad va vagean aval az hameh bayad az khonevadeh shoro kard va bale hamin madaran hastand ke bayad farzandeshan ra agahi dahand va inhameh donbaleh roye khorafate Islam naravand va hage har bashari ast ke manande garbiha zendegi konand hamantor ke ma gabl az Islam mikardim ama agar in Ahriman ra mohar nakard hich vagt nemitavan be on shokooh zendegi resid va farmoodid on 5 nafar be zendegi khish ehteram nagozashtand fekr mikonid aknoon zendegi dar Iran ehterami darad? Mordan behtar az zendeh boodan ast ke on hameh fesad va khariat ra did va tahamol kard. Baleh mitavan in farg ra bebinam ke in kharan be khatere faribe Islam ke on Allahe divaneh Hooria Beheshti dar bagaleshan miandazad on kar ra kardand ama agar kasi bekhahad in ablahan ra sar be nist konad bayad kherad dashteh bashad ke motevajeh ablahiate Islam shodeh va midanad ke zendegi ba arzesh ast va Hooria Beheshti khorafeh va nemikhahad on kar ra bekonad. Manzoore man bastane bomb be khod nist ama agar kherad ra bekar barand mitavanand kheradmandaneh sareshan ra rooye sinehashan begozarand va az share on Ahrimanan khalas shavand. Be arezooye 5 kheradmande Irani NA TAZI !!
Posted by: Mohamad at July 10, 2007 11:34 AM

نظرات