نزديکی های خانه مان ؛ يک آقای ايرانی ؛ يک مغازه ميوه فروشی باز کرده است (بقول يکی از دوستان لابد نتوانسته يک تلويزيون ايرانی راه بيندازد آمده است ميوه فروش شده است !! )
کنار مغازه اين آقا ؛ باغستان و مزرعه بزرگی است که صاحبش يک آقای هندی است . اين آقای هندی - راج - ؛ زمستان و بهار و پاييز و تابستان ؛ از کله سحر تا بوق سگ توی مزرعه اش کار ميکند و هلو و زرد آلو و شفتالو توليد ميکند .
تابستان که ميشود اين آقای هندی ؛ يک چادر بزرگ توی مزرعه اش ؛ کنار شاهراه شماره هشتاد بر پا ميکند و يکی دو ماهی ميوه هايش را آنجا ميفروشد .
آقای راج رفيق من است ؛ وقتی با آدم دست ميدهد از بسکه دستانش پينه بسته ؛ انگار يک قلوه سنگ را توی مشت آدم گذاشته است .
تابستان ها ؛ آقای راج ؛ از ما پسته و بادام ميخرد و آنها را به قيمت گران تری به مسافران ميفروشد .ما هم از او هلو و شفتالو می خريم . بينی و بين الله ؛ هلو های آقای راج شيرين ترين و خوشمزه ترين هلو های جهان است .
من و آقای راج با هم داد و ستد می کنيم . هر سال چند هزار دلاری من از او ميوه ميخرم و او هم چند صد دلاری پسته و بادام از ما ميخرد .گاهگداری هم من به مزرعه اش ميروم و با هم زير درختان هلو و گردو قدم ميزنيم و درد دل ميکنيم . .
آقای راج ؛ هيچ شباهتی به هندی ها ندارد .ميانه چندانی هم با هندی ها ندارد .اخلاق و رفتارش هم با جماعت هندی مثقالی هف صنار تفاوت دارد . آقای راج ؛ گشاده دل و گشاده دست است .
پريشب که داشتم از بزرگراه شماره هشتاد ميگذشتم ؛ متوجه شدم که ديواربلندی جلوی چادر آقای راج کشيده اند !
با خودم گفتم : يعنی چه ؟؟ چرا اينجا ديوار کشيده اند ؟؟
صبح که شد آقای راج بمن زنگ زد و گفت :فلانی ! می توانی يک توک پا به مزرعه ما بيايی ؟؟
من هم راه افتادم و رفتم به مزرعه اش .ديگر از توی بزرگراه چادرش را نميشد ديد . وقتی خودم را به آنجا رساندم ديدم دو تا تريلر غول پيکر جلوی چادر آقای راج پارک شده اند .
گفتم : راج ؟؟ چرا اينجا ديوار کشيدی ؟؟ اين تريلر ها را چرا اينجا گذاشته ای ؟؟
گفت : من نگذاشتم .اين هموطن جنابعالی است که ده - بيست هزار دلار خرج کرده و اين دو تا تريلر را خريده و اينجا گذاشته تا ما را از نان خوردن بيندازد !!
نگاهی به تريلر ها و نگاهی هم به آقای راج می اندازم و در آن لحظه از هر چه هموطن است بدم ميآيد .
نوشته شده توسط گیله مرد در 8:36 PM
سلام گيله مرد عزيز
غم و غصه اون هندي را نخوريد. هلو -/ گردوها را طرف بخرد
اگر اينطرف با تريلي اومده كاسبي بكند و دكان هندي را تخته كنه نمي تواند از عهده اينكار بر آيد
شما هندي را خوب نمي شناسيد . حتي يك ورزشكار بين المللي ندارند اما 10 تا عضو مهم در فدارسيون دارند كه تصميم مي گيرند.
ديوار اين ايراني زودتر انقلاب اسلامي خواهد ريخت . امام خميني مي خواست گاندي بشود شد هيتلر
طرف ايراني فكر كرده از عهده شما بر نمي آيد و با مكزيكي ها كه نمي تواند طرف بشود بنا حق گفت حال هندي ديگر در امريكا را مي شود رقابت ناسالم كرد. به دوستت بگو..---/ همانگونه كه همه هندي ها روح الله نيستندن ما هم در دورن ايران نادر شاه/ سلطان محمود داريم. نمي شود آلان اما با صبر مي شود از قوره حلوا درست كرد.....
سبز وشاد بمانيد درخت دوستي بكاريد
گيله مرد جان:
درست موضوع دستگيرم نشد. اول نوشته ايد كه اين هم وطن با معرفتمان
يک مغازه ميوه فروشی باز کرده است , بعد از ديوار و تريلي جلو ي چادر
ميوه فروشي آقاي راج نوشته ايد.
نميدانم فارسي خواندنم خراب شده , دستگاه دوزاري افتادنم زنگ زده, يا كه خوردن دست پختهايتان در نوشته هايتان تاثير گذاشته است !
گیله مرد گرام بازهم خیلی دیر کردم و کلی از مطالب شما را از دست دادم ولی همین الان همه اش رو خوندم که مثل همیشه جالب و خواندنی و غم انگیز و خنده دار بودند . راستش رو بخواین بارها فکر میکنم که چه خوب که در جایی زندگی میکنم که هموطن زیاد نداریم ...عادتهای بدی داریم که ترکش هم موجب مرضه . چقدر غم انگیزه که هیچوقت نمیتونیم پیشرفت و سربلندی دیگران رو تحمل کنیم . تا زمانیکه اینگونه باشیم وضعیتمون تو مملکت گل و بلبل همینه که هست و هیچ تغییری نمیکنه و احمدی نژادها ازمون سواری میگیرند . سبز باشید.
Posted by: شهره at August 5, 2007 4:07 AM چون شما بيشتر توضيح نداديد مجبور شدم مقداري WD 40 به مغزم بزنم و حال دوزاريم يواش يواش داره ميفته .
فكر كنم كه اين هم وطن با معرفت ايراني زميني رو به جاده و در جلوي باغ آقاي راج داره و چون ديده كه آقاي راج پولي از فروش محصولاتش از دكه اي
كه از جاده ديده ميشود درمياورد , اين آقاي ايراني در زمينش چند تا تريلي گنده گذاشته و با يه تير سه نشان زده, يعني هم از آن تريلي ها ميوه , سبزيجات , طالبي , خربزه و هندوانه ميفروشه , هم تريلي ها همراه با ديواري كه كشيده دكه آقاي راج را پنهان ميكنه تا رغابت نداشته باشه و هم مشتريهايي را كه آقاي راج در طي ساليان بدست آورده راحت توي تور ميزنه.
به اين ميگند ايراني زرنگ !
راستش من چون ساليان قبل از انقلاب به امريكا آمده بودم , در جايي كه
ايراني خيلي كم است , نميدانستم كه اينهمه ايراني بعد از انقلاب به
امريكا و خصوصا كاليفرنيا كوچ كرده اند . اولين بار حدودا 16 سال پيش در
مجله تيمز مقاله اي خواندم كه چگونه ايرانيان فراواني با پولهاي كلانشان به خريد و فروش و اجاره زمين , خانه و ملك در كاليفرنيا دست زده اند و باعث
بالارفتن بي رويه زمين و خانه در كاليفرنيا گشته اند . همان زمان ميدانستم
كه كاليفرنيا جاي من نيست .
در ايالت خراب شده اي كه من زندكي ميكنم هر چند مثل ساير ايالات امريكا
عده محدودي به خريد و فروش خانه و زمين براي پول درآوردن دست ميزنند ,
ولي قيمت زمين و خانه را اين عده محدود اصلا تحت شعاع قرار نداده اند,
در صورتيكه در تمامي ايران و امروزه در نقاطي كه ايراني در آن فراوان است
زمين بازي و خانه بازي اين هم وطنان باعث بالا رفتن خريد خانه و يا اجاره براي
قشر پايين و متوسط اجتماع گرديده و به قيمت ضربه زدن به اين دو قشر ,
عده اي مفت خور چه پولهايي كه به جيب زده و ميزنند.
بدبختي فرهنگه ما ايرانيان اين است كه هيچ وقت به آنچه پول درمياوريم
قانع نيستيم و همگي ميخواهيم در تمام عرضه هاي اقتصادي وارد شويم.
منتظريم كه ببينيم كه همسايه, همكار , دوست و آشناي ما از كجا دارد پول
زندگيش را در مياورد تا ما هم بعلاوه از درآمدي كه داريم درآمد وي را هم
قبضه كنيم. شايد براي همين هم هست كه همگي هميشه از بد
بودن اوضاع اقتصادي خويش دم ميزنيم و مواظب هستيم كه كسي نفهمد
چقدر و از چه راهي پول در مياوريم تا مبادا فردا طرف نان ما را آجر و نان
خويش را چربتر نمايد.
چقدر اين روزها داستانهاي بسياري از خرپولي ايرانيان در اين بر و آن بر دنيا
( خصوصا در كاليفرنيا ) ميشنوم . DOES NOT IMPRESS ME AT ALL
من به اين نه افتخار ميكنم , نه حسودي. و وقتي اخبار سياسي , اجتمايي,
اقتصادي و فرهنگي ايرانيان را در قبالش و در راستايش ميبينم و يا که ميخوانم ,آنگاه فقط شرم !!!
گيله مرد عزيز
لطفا تحليلي هم بر اين فتاوي مر قوم فرماييد:
نقل از «بازتاب» :
----------------- زمين ثابت است و مسطح و خورشيد مي چرخد!!-----------
تعدادي از فتواهاي زيبا شير خوردن بزرگسالان براي محرميت (در محيط کاري) و کافر دانستن هر کس که به ميخکوب بودن و سکون زمين باور نداشته باشد !!
مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بنباز»:
«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اينکه اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد.
تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نميچرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، ميتواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوهها، ميخکوب كردهايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».
«وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود ميچرخيد، خداوند از آن خبر ميداد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستارهشناسي گفتهاند: زمين ميچرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.
بنباز همچنين گفته است:
هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه ميکردم و حرکت خورشيد را ميديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نميکنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتيهاي بزرگ در درياها حرکت ميکنند و چپ نميشوند؟
عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:
برخي علوم و فرضيهها فاسد و تباهگر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».
Posted by: ali at August 5, 2007 11:50 PM


نظرات