از : ابراهيم نبوی
درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت ایران ببو بود. در جنگ های
ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه شعار
را سی سال می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما سالهاست شعار می دهیم: مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.
درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق در طول سه سال حزب توده بود، و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار آمریکایی ها را کشتند، تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند، دولت چین و شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش کلاشینکف و کاتیوشا بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی علیه کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و تا زمان ظهور حضرت هم مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم، در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد.
پوتین به تهران می آید تا مثل تمام این 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما باید یادمان نرود که حتما شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
ابراهيم نبوي
نوشته شده توسط گیله مرد در 6:35 AM
................................PET CEMETERY .............................
نميدانم كه آيا شما فيلم Pet Cemetery را ديده ايد يا نه . درين فيلم حيوانات
( سگ و گربه ) را وقتي در يك قبرستان قديمي سرخ پوستان دفن ميكنند ,
اين حيوانات دوباره زنده ميشوند و به خانه برميگردند, البته به صورت جن زده ,
وحشي و آدمكش.
امروز صبح قهوه اي درست كردم و پاي كامپيوتر نشستم ,عيال هم بيدار شد
و در خاته را باز كرد تا هفت گربه مان به حياط پشت منزل بروند و هوا خوري
كنند, خودش هم در حياط روي يك صندلي چمني ( Lawn Chair ) در حياط
نشست.ده دقيقه بيش از اين نگذشت و داشتم مقاله ابراهيم نبوي را در
سيت شما ميخواندم كه عيال وارد خانه شد و گفت كه همسايه ميگويد كه
يك گربه سياه را در خيابان ,جلو خانه ما ماشين زده و مرده و آيا گربه ماست.
گفتم هيچ كدام از گربه هاي ما به جلو خانه و خصوصا خيابان نميروند و ده
دقيقه اي هم بيش نيست كه گربه هايمان به بيرون رفته اند. به هر حال به
جلو خانه رفتيم و يك گربه سياه مرده را در خيابان ديديم ,هر دو چشم گربه بيچاره از حدقه بيرون آمده بود و بنابراين نميشد به چهره اش نگاه كرد ( ترس
داشت), گفتم گربه ما نيست , هم بزرگتر است و هم موهايش به بلندي
موهاي گربه سياه ايراني ( Persian Cat ) ما نيست . با دمش گربه
را به كنار خيابان كشيدم تا ماشينها از روش رد نشوند و گفتم به يكي تلفن
بزن تا بيايند ببردنش. دوباره پشت كامپيوتر نشسته بودم كه ديدم عيال گربه
مرده را به كنار خانه آورده و روي حوله اي گذاشته و گربه هاي ما هم حسابي
بي تابي و ميو ميو ميكنند.
به بيرون رفتم و عيال گفت كه اين گربه ,گربه ما "Squeaky" است ,حتي
گربه هاي ديگرمون هم اين را ميدانند و شروع كرد زار زار به گريه كردن. من هم هر چه Squeaky را صدا زدم , هيچ خبري ازش نبود, معمولا جواب ميدهد
و از هر سر و سوراخي است بيرون ميايد.
بلاخره متقاعد شدم و بعد از نيم ساعتي بيل و كلنگ برداشتم و در پشت
خانه و در كنار مزارهاي چهار گربه ديگرمان كه در طول ده سالي كه در اين
خانه ايم, از دنيا رفته اند با هزار زور يك قبر ديگه كندم و عيال گريه كنان گربه را آورد و در آن گذاشتيم , قبر را پر كردم و يك درخت چنار را هم كه در بهار جلو خانه كاشته بودم به روي مزار گربه منتقل كردم تا آرامگاهش كامل گردد.
نيم ساعتي در خانه كنار عيال كه گريه كنان از حركات و كارهاي گربه سخن
ميگفت نشستم .
ميخواستم بلند شوم و به سر كار و زندگي بروم , كه عيال گفت " كي پشت
پنجره است؟ " نگاه كردم و يك گربه سياه آنجا بود , شكل Squeaky خودمان.
بيرون رفتم و او را از زمين برداشتم . HE SQUEAKED
دانستم كه صد در صد Squeaky, گربه سياه خودمان است.
حالا نميدانم از قبر برگشته بود و يا ما اشتباها قرار بوده كه يك گربه بيچاره,
بي خانمان را خاكسپاري كنيم.
عيال ديگر نگذاشت كه امروز Squeaky از خانه بيرون رود , از ترس اينكه دوباره
ماشين بزندش و دوباره كشته شود !!!
الان هم كه نوشته ام به پايان رسيد , Squeaky , كه گاهي هم خرك صداش
ميكنم ( اسم فارسيش ) از پشت كامپيوتر ( كه دوست دارد بنشيند) آمد و
روي زانويم نشست. هنوز انگار وحشي و جن زده نشده است !
ابراهيم نبوي به مزخرف گوئي افتاده است. همان بهتر كه براي سلطنت طلب هاي بدبخت تر از خودش جوك بنويسد. اين طوري سنگين تر است.
Posted by: Rastgoo at October 22, 2007 8:19 AMدوستان عزيز !
مشكل امروز و يا ديروز نبوده است
دوسيه و بعدي هم شوروي در 200 سال گذشته هرگز دوست ما نبوده است و انگليس در 100 سال گذشته !
اين را بايد با نگاه و خوانده تاريخ روابط اين دو كشور با مردم و دولت هاي ايران برسي كرد تا از گفته هايم درك درستي داشت !
اين نبوي هم حزب الهي بوده كه ديرتر از قدرت حكومتي بيرون افتاده اما هنوز هم به ريش كوسه" هاشمي" آويزان است
خود را شمالي اما ترك زاده مي داند كه ملاحسني ابا و انثارش است


نظرات