January 12, 2008
مردی که نان می خورد....!!!



سلام بر گیله مرد عزیز
از خیلی وقت قبل نوشته های شما را می خونم
طبیعی است که قلمت قشنگه
و باز طبیعی است که من با خیلی از نظرات شما موافق نباشم
اما نوشته هاتون رو دوست دارم هرچند که فکر میکنم می توونین با کمی احترام بیشتر گذاشتن به آدمهای با عقاید غیر، اونها را از خودتون نرنجونید
راستش این ایمیل فقط یک کامنت هست که باید در قسمت نظرخواهی درج می شد اما از شما چه پنهان اصلا با کامنت دونی سایت شما حال نمیکنم
شده جای یه مشت آدم پر مدعا که فکر میکنن خیلی حق به گردن وطنشون دارند
و فکر می کنن که فقط اونطوری که خودشون فکر میکنن درسته
هستنRead Only درست مثل یه سی دی
با این تفاوت که حجم اطلاعاتشون به اندازه یه فلاپی هم نمیشه
متاسفانه چقدر تعداد اینطوریهامون زیاد شده و من هم مثل شما به این بیماری معتقدم
من فقط 31 سالمه
اهل رشت هستم و در تهران زندگی میکنم
خیلی چیزها رو اینجا دیدم و یاد گرفتم
بعضی وقتها حرفهای این آدمها به قدری مضحک و خنده داره که آدم متاسف میشه که روشنفکراش اینها هستن و اینجوری فکر میکنن
البته به نظر من اینها همون پیر و پاتالهای بی جواز زنده ای هستن که فقط خودشون، خودشون رو روشنفکر می دونن
هیچ دوتایی رو هم پیدا نمیکنی که با هم سر یک موضوع ساده تفاهم و توافق داشته باشند
هم با گرگ دنبه می خورند و هم با چوپان ضجه می زنند
انگار از زباله دان تاریخ درشون آوردی

برنامه های سیاسی ماهواره رو که دیگه نگو
یه مشت آدم که انگار سی سال فریز شدن و حالا اومدن و دارن برات اظهار فضل میکنن
نمی دونم چی بگم
خیلی اهل اینکه گاو آمد و خر رفت نیستم به قول خودت آب میدود و نان می دود و ما
من قبول دارم که خیلی چیزای مملکت بیخوده اشتباه بوده و هست خیلی چیزاشم خوبه خیلی از چیزای زمان شاه هم آشغال بود خیلی چیزا هم خوب، اما این رو خوب می دونم که مطلق گرایی بدترین چیزیه که ما بهش دچاریم
خیلی چیزا فرق کرده گیله مرد
اینکه دارم به تو اینها رو میگم بخاطر اینه که گفتی از زنده باد و مرده باد بدت می آد
منم بدم می آد
اینجا باید باشی تا بتونی راجع به یه سری مسائل اینجا حرف بزنی
به جرات میگم بجز چند نفر از کسایی که اینجا بودن و رفتن بقیه کسایی که از اونطرف آب سیاسی میگن بوی تعفنشون همه جا رو برداشته
احمقایی که فکر میکنن مردم میریزن تو خیابون و انقلاب میکنن
فکر میکنن اگه تصویر اعدام 4 نفر قاتل رو برای مردم بفرستن اونها میگن اه اه چقدر تو ایران آدم میکشن
آره اینجا خیلی چیزا اشکال داره
اما بعضی از این اشکالات باعث شده که مردم زبل بشن
آدمها رو بهتر بشناسن
به جرات میگم مردم ایران خیلی آدم شناس شدن
پس آدم باید خیلی مواظب حرف زدن باهاشون باشه
هر لیچاری رو نمیشه بهشون جای حرف حساب چپوند چه از داخل چه خارج.
ممکنه عکس العمل نشون ندن ولی مطمئن باش می فهمن
همه الان اینجا یک پا تحلیلگر هستن
مردم هیچ کشوری اینقدر شعور سیاسی پیدا نکردن
ام فلان وزیر رو هم می شناسنnتا معاون
نمیگم خوب هستن نه
اتفاقا برعکس ، بد مردمی داریم
اینکه به راحتی سرشون کلاه نمی ره هم نشونه همینه
حسابی گرگ شدند
ولی از اینکه یک گرگ دیگه با پوست بره بهشون نزدیک بشه خنده شون میگیره
ولی تو بنویس مرد بزرگ
تو خوب می نویسی
من یه تفاوت با تو دارم
یعنی دارم سعی می کنم و به خودم تمرین میدم که این تفاوت رو داشته باشم و از این اخلاق ایرانی دور بشم
دارم سعی میکنم آدمها رو به دور از عقایدشون دوست داشته باشم
به اینکه مذهبی هستن یا بی دین خیلی فکر نکنم
به اینکه ریش دارن یا کل صورتشون فقط یه سبیله
اینکه خودشون رو با چادر پوشوندن یا مینی ژوب
دارم سعی میکنم اینا برام مهم نباشه
یعنی آدمها رو بر اساس این چیزا طبقه بندی نکنم
نیتشون برام مهم باشه
اینکه آدم هستن یا نه
چون توی هر دو طیف آدم خوب و بد پیدا کردم
به قول خودت آنکس که چو او نیست در این شهر کدام است؟
آخوند دزد زیاده ولی باور کن آخوند خوب هم هست
دکتر دزد هم هست
دکتر زناکار هم هست
دکتر خوب هم هست
تفاوت من با تو فقط همینه گیله مرد خوب
گیله مرد خوب و بد هم هست
با تمام این حرفها همونطور که گفتم با اینکه خیلی جاها باهات مخالفم ولی دوستت دارم و با اینکه فیلتر شدی مرتب بهت سر می زنم
خیلی دوست دارم بیای ایران و ایران رو مثل یک ایرانی ببینی نه مثل توریست
خودت ببینی نه از کسی بشنوی
تنها بیای که وقت داشته باشی توی مردم جوش بخوری
نه برای یک هفته و دو هفته
مثلا برای یک سال یا حداقل شش ماه
زندگی کنی با مردم اینجا
باور کن اونوقت حرفام رو تایید میکنی
به قول خودت کسی با خواب دیدن آبستن نمیشود
من فکر میکنم اگر به این سفر نیایی نه آفتاب از این گرمتر می شود نه غلام سیاهتر

ببخشید اگه روده درازی کردم
درد دل بود برادر
و چون شاید تنها کسی بودی در آن طرفها که میشد با او حرف زد که جبهه نگیرد و پشت سنگر و خاکریز خود نرود اینها را برایت گفتم
موفق باشی و همیشه بنویسی با اینکه می دانم زمستان است ولی از کنار بخاری، فن کوئل، پکیج، اسپلیت یا چه می دانم هر آتش دیگری که خودت می دانی برایدل خودت بنویس و با ما قسمت کن
به امید دیدار
مردی که نان می خورد


نوشته شده توسط گیله مرد در  7:46 AM


نظرات
 

In dooste gerami ba EDAM movafegh ast. Kheili mandeh SHOUREH siasietan bala bereh keh befahmid GHATELHA ehtiaj be darman darand va agar zoodtar darman mishodan ghatel nemishodan.
GHatel GHATEL ghatel ast.

Posted by: ali at January 12, 2008 10:03 AM

با اجازه ( چرا دروغ , در واقع يعني بي اجازه ) از گيله مرد خواستم جوابي براي آقاي " مردي كه نان ميخورد" بنويسم , با تكيه به نوشته هاي خود ايشان و با توجه به اينكه ممكن باشد ايشان جواب مرا اصلا نخوانند چونكه در قسمت كامنت دوني درج ميگردد و به ايشان حال نميدهد.
.....................................................................................
جناب آقاي " مردي كه نان ميخورد " عزيز :
شما در ابتدا نوشته اند :
...."اما نوشته هاتون رو دوست دارم هرچند که فکر میکنم می توونین با کمی احترام بیشتر گذاشتن به آدمهای با عقاید غیر، اونها را از خودتون نرنجونید "...
و بعد از آن نوشته ايد :
......"از شما چه پنهان اصلا با کامنت دونی سایت شما حال نمیکنم شده جای یه مشت آدم پر مدعا که فکر میکنن خیلی حق به گردن وطنشون دارند
و فکر می کنن که فقط اونطوری که خودشون فکر میکنن درسته.
هستنRead Only درست مثل یه سی دی با این تفاوت که حجم اطلاعاتشون به اندازه یه فلاپی هم نمیشه متاسفانه چقدر تعداد اینطوریهامون زیاد شده و من هم مثل شما به این بیماری معتقدم.
بعضی وقتها حرفهای این آدمها به قدری مضحک و خنده داره که آدم متاسف میشه که روشنفکراش اینها هستن و اینجوری فکر میکنن.
البته به نظر من اینها همون پیر و پاتالهای بی جواز زنده ای هستن که فقط خودشون، خودشون رو روشنفکر می دونن.
هیچ دوتایی رو هم پیدا نمیکنی که با هم سر یک موضوع ساده تفاهم و توافق داشته باشند.
هم با گرگ دنبه می خورند و هم با چوپان ضجه می زنند."...........

يعني شما در ابتدا از گيله مرد خواسته ايد كه به عقايد ديگران احترام بگذارد
و بعد خود هر چه از دهانتان درآمده به من و ديگران كه در قسمت كامنت دوني نظر ميدهيم بد و بيراه گفته ايد. . يكي دو تا فحش خواهر و مادرش كم بود كه شايد از ترش سانسور شدن آنها را درج ننموده ايد !
از يك طرف اعتراض ميكنيد كه ديگران فكر ميكنند هر چه آنها گفته اند درسته
و از طرف ديگه فكر ميكنيد كه هر چي خودتان ميفرماييد فقط درسته.
راستش من 51 سالم هست و فكر نميكنم كه پير و پتالم , تا آنجايي هم كه
ميدانم كامنت پاشان ديگر در اين كامنت دوني ( ديويد , پيروز , كيانوش ,
شهره , علي و ديگران ) از من هم جوانترند .
نميدانم چگونه سن كامنت پاشان را به دست آورده ايد و بعد از آن چگونه به
خود اجازه داده ايد كه اينهمه بي حرمتي به سنهايشان بكنيد.
در فرهنگ ايران به ما آموزش ميدهند كه به بزرگ سالان احترام بگذاريم
و در جامعه بسياري از جوانان به خود اجازه ميدهند كه به هر كس از آنها
پيرتر است بي حرمتي نمايند ! اين فقط يك نمونه از دوگانه زيستي فرهنگ
شما و امثال شما در ايران است . ادعا ميكني كه در ايران دمكراسي داري
ياد ميگيري زمانيكه الفباي دمكراسي را كه تبعيض نگذاشتن بين انسانها
به صرف سن , رنگ , نژاد , پول و پله و .... را هنوز ياد نگرفتي !

در جاي ديگر در باره ايرانيان در داخل كشور نوسته اي:
....."همه الان اینجا یک پا تحلیلگر هستن
مردم هیچ کشوری اینقدر شعور سیاسی پیدا نکردن................

دوست عزيز شعور سياسي و تحليگر شدن به درد عمه جان بنده ميخورد تا
زمانيكه مردم شعور اجتمايي نيافته اند. فرقي نميكند كه شما باشعورانه
يا بي شعورانه شعار دهيد , در انتها هر دو فقط شعارند.
با شما در اينكه انسانها ميتوانند در هر لباسي ( حتي لباس آخوندي) خوب
يا كه بد باشند موافق ميباشم.
صبر ميكنم تا ببينم با اون همه ادعاهايتان , به آن نقطه رسيده ايد كه از من
و ديگر كامنت پاشان درين كامنت دوني معذرت خواهي نماييد يا كه نه !

Posted by: حميد at January 12, 2008 11:16 AM

man ba ejaze az taraf an aghaye rashti(no insult intended) az shoma ha maazerat mikhaham RAVAN PARISHI yeki az hezaran tohfeye in ANGHOLAB laanati ast ke barayeman be armaghan avard

Posted by: maziar at January 12, 2008 3:53 PM

چيزهايي كه ميخوام بنويسم ممكنه با مذاق بعضي ها جور در نياد:

ما كه سالهاست از ايران بيرون اومديم نه ادعاي خدايي داريم نه پيغمبري, ولي گوسفند نيستيم. اگر چه ايران نيستيم ولي فاميلامون, دوستامون و عزيزانمون ايرانند. اخباري كه از ايران بدستمون ميرسه چونكه از چندين منبع داخل و خارج ميرسه بهتر از هر كسي در داخل ايران ميتونيم تجزيه و تحليل كنيم. ما خون و رگ و گوشتمون ايرانيه. قلبمون براي ايران ميطپه و هدفمون ايرانه. براي همينه كه هر روز ساعتها وقتمون رو صرف خوندن اخبار ايران ميكنيم و از اين سايت به اون سايت و از اين وبلاگ به اون وبلاگ ميريم تا عطش دوري از وطن كمي فروكش كنه. ما گله وار نمي ايستيم و شاهد بي حرمتي هاي نيروهاي دولتي به خواهر و مادرهامون باشيم.
ما دروغ نميتونيم بگيم. ما پشت آخوند نماز نميخونيم كه شبش عقده مونو با عرق قاچاق سر رن و بچه مون خالي كنيم.
چرا عوض گرگ شدن آدم نباشيم؟
اگه "آدم شناس " بودن كه احمدي نژاد راي نميآورد.
"به راحتی سرشون کلاه نمی ره" ؟ از اون رئيس جمهور قزميت گرفته تا بقال محل همه به شما دروغ ميگن و سرتون رو كلاه ميذارن. آخ هم نميگيد.
ملتي شديد بي غيرت كه دولت هر بلايي سرتون بياره هنوز ميگيد الهي شكرت.
"شعور سياسي" داريد؟ بعد از 30 سال هنوز بيشتر از نصف ايرانيها به عكس آقا توي ماه باور دارن.
31 سالته و فكر ميكني بدون اينكه يكبار پاتو از ايران بيرون بذاري از همه دنيا سري و با هوشتر؟ اين سي سال رو ما فريز نشديم. ما از گوسفند و يا گرگ بودن به آدم بودن و مثل انسان زندگي كردن رسيديم. از ايران بيرون اومديم چون نميتونستيم فشار و خفقان رو تحمل كنيم. ما با دست خالي و آينده نامعلوم از ايران بيرون اومديم و خيلي هامون به زندگي عالي رسيديم. چند در صد ايرانيها از زندگيشون راضي اند؟ چند در صد توي مملكت پر از نفت و معادن زير زميني , زير خط فقر زندگي ميكنن؟
ما ميدونيم كه مردم نميريزن خيابون و انقلاب نميكنن چون نه عرضه اش رو دارن و نه جنبه اش رو.
بقول سقراط: هر ملتي لياقت حكومتش رو داره.

Posted by: David at January 12, 2008 6:57 PM

آقاي گيله مرد عزيز :
در اصل ميخواستم كه در نوشته بالايم از شما نيز انتقاد و يا سعوالي بنمايم ,
ليك هم رويم نشد و هم اينكه فكر كردم كه شما ممكن است آنرا اشتباها تعبير بر آن نماييد كه من حالا دارم به پر و پاي شما ميپيچم و شما را زير
سعوال ,آنهم در سيت خودتان, ميبرم و عجب كه پررو شده ام !
ولي چون خود ازين خودسانسوري خود ناراحت شده ام و هم اينكه اگر من
شما را دوست خود حساب ميكنم , نبايد بگذارم كه آن دوستي مانع از اظهار
عقيده من در باره شما يا سعوال و يا انتقاد من از شما شود , سعوالم را در
زير مطرح مينمايم .
سعوالم بسيار ساده ميباشد.
شما نوشته هاي آقاي " مردي كه نان ميخورد" را در صفحه اول خويش گذاشتيد بدون اينكه خودتان در باره نوشته هاي ايشان نظري داده باشيد.
اين به نظر من ميتواند دو معني داشته باشد. يا به معني آن است كه بنابراين شما يا با گفته هاي ايشان موافق هستيد , يعني ما نظر دهندگان در قسمت كامنت دوني شما همگي به قول" مردي كه نان ميخورد" يك عده پير و پتالهاي بي جواز زنده , پرمدعا , مضحك , خود محور , كپي شده از سي دي با مغزي به حجم فيلاپي , دنبه خوردگان با هم چوپان و هم روباه , در آمده از زباله دان تاريخ و .. و .. و ميباشيم و يا اينكه به معني آن است كه چون " مردي كه نان ميخورد " از شخص شما تجليل و تشويق و چاپلوسي نموده است , شما آگاهانه و يا ناآگاهانه ازين تجليل و تشويق و چاپلوسي ايشان آنقدر كيف
نموده ايد ( كه اشكالي هم ندارد , چه كسي از تجليل و تشويق كيف نميكند ! )كه آن همه بي حرمتيهاي ايشان را به ديگران و آنهمه دوگانه سخن پراكني هاي ايشان را در مورد مساپل ناديده گرفته ايد !؟
لصف فرموده و بي رودرباسي جواب دهيد , قول ميدم كه از جواب شما هر چه
باشد كدورتي به دل نگيرم.
شاد و سبز باشيد ( و نيز گرم )

Posted by: حميد at January 12, 2008 7:31 PM

حميد جان من . سلام

ما تا امروز خيال ميکرديم که شما دوست نازنين با خلق و خوی گيله مردی که ما باشيم آشنا هستيد و ميدانيد که ما اساسا اهل بزن بزن های سياسی و ادبی و عقيدتی و اين حرفها نيستيم و به اقتضای زمان و زمانه نا جوری که در آن زندگی می کنيم تنها يک تماشاگر خموشيم که گهگاه از روی خشم نق و نوقی ميکنيم و ديگر هيچ ..
من برای دوست ديگرمان - مردی که نان می خورد - نامه ای خصوصی نوشته ام و از ايشان خواسته ام که پاسخ اعتراض بحق شما و ديگر دوستان را بدهندو اگر در صفحات سايت مان اهانتی به کسی شده است بنده پيشاپيش معذرت می خواهم و روی ماه عزيز شما را می بوسم .
و اما در باره تملق و چاپلوسی و اينحرفها خدمت تان عرض ميکنيم که ما نه نيازی به تملق کسی داريم و نه اهل اينجور داد و ستد های تهوع آوريم . ما بقول اخوان ثالث يک دهاتی زمزمه کننده هستيم که گاهی زير دماغی برای خودمان زمزمه ای می کنيم و اين زمزمه ما گهگاه بگوش کسانی ميرسد که آنرا خوش دارند يا ندارند
روی ماه عزيزت را می بوسم .

Posted by: gilehmard at January 12, 2008 8:44 PM

گيله مرد جان :
ممنون از جواب قانع كننده شما.
من با خلق و خوي شما آشنا هستم , به خاطر همين هم بود كه چون شك
داشتم بهتر دانستم كه از خودتان بي رودرواسي سعوال كنم تا اينكه مانند
فرهنگ غلط ايرانيمان خودم الكي يه چيزهايي تو مغزم بتراشم و بعد
بدون سعوال و جواب از شما آن افكار را در سر م بپرورانم و بعد هم به خودم بقبولانم ( يا بخورانم ). زياد ديده ام كه ايرانيان ( حتي روشنفكرانشان ! ) اين كار را انجام ميدهند.
هواي مراغه را در سه روز آينده برايتان ايميل كرده ام تا با ديدن هواي سرد
آنجا قدر هواي گرم كاليفرنيا را بيشتر بدانيد و از افسردگي زمستاني درآييد.

Posted by: حميد at January 12, 2008 9:44 PM

به همه دوستان :
در این چند سال که این خانه را می خوانم شاید کمتر از تعداد انگشتان یک دست باشد که برای نظردهی به اینجا آمده ام ، اما اینبار شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد.
من از اینکه در جملات و کلمات افراد به دنبال نکته ای بگردیم که از آن برای پاسخ دادن به او استفاده کنیم خیلی خوشم نمی آید، در واقع بیزارم. چون اینکار را زندگی مگسی میدانم. همانطور که می دانید مگس وقتی وارد یک اتاق می شود کثیفترین نقطه را پیدا نموده و می نشیند. من به کلیت معتقدم. در جلسات کاری و حتی خانوادگی نیز اینگونه رفتار می کنم.اگر کسی صحبتش درست باشد می پذیرم خیلی اهل جلسات مگسی نیستم.
در مثل جای مناقشه نیست. اگر هر یک از شما که خود را از کلیت صحبت حقیر مبرا می داند چه بهتر! این که دیگر به قول گیله مرد پستان به تنور چسباندن ندارد!
از همه مهمتر من با دید کوتاه خودم و الهام از شبکه های ماهواره ای شما که به جرات می گویم هیچ ایرانی در اینجا جز برای خنده نظاره گر آنها نمی شود و همچنین تجربه مشاهده کامنت دونی ها و مباحثه های پر از دانش و روشنفکری سیاسی دوستان نظر خودم را گفتم. باور بفرمائید اصراری هم بر درست بودنش ندارم. این که دیگر حتی نزدیک تنور رفتن هم احتیاج ندارد !
اما از همه شما فرهیختگان بی مدعا می خواهم که با تامل بیشتر و با تکیه بر آمارهای بین المللی غیر مقرضانه و قابل استناد ، و بدور از هرگونه شعارهای دائی جان ناپلئونی ، مطالب را پس از عبور از فیلتر هوش و منطق خود ، مطرح کنید تا ما هم بهره مند گردیم. این یکی که دیگر نه پستان می خواهد و نه تنور !

Posted by: مردی که نان می خورد at January 12, 2008 10:57 PM

به همه دوستان :
در این چند سال که این خانه را می خوانم شاید کمتر از تعداد انگشتان یک دست باشد که برای نظردهی به اینجا آمده ام ، اما اینبار شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد.
من از اینکه در جملات و کلمات افراد به دنبال نکته ای بگردیم که از آن برای پاسخ دادن به او استفاده کنیم خیلی خوشم نمی آید، در واقع بیزارم. چون اینکار را زندگی مگسی میدانم. همانطور که می دانید مگس وقتی وارد یک اتاق می شود کثیفترین نقطه را پیدا نموده و می نشیند. من به کلیت معتقدم. در جلسات کاری و حتی خانوادگی نیز اینگونه رفتار می کنم.اگر کسی صحبتش درست باشد می پذیرم خیلی اهل جلسات مگسی نیستم.
در مثل جای مناقشه نیست. اگر هر یک از شما که خود را از کلیت صحبت حقیر مبرا می داند چه بهتر! این که دیگر به قول گیله مرد پستان به تنور چسباندن ندارد!
از همه مهمتر من با دید کوتاه خودم و الهام از شبکه های ماهواره ای شما که به جرات می گویم هیچ ایرانی در اینجا جز برای خنده نظاره گر آنها نمی شود و همچنین تجربه مشاهده کامنت دونی ها و مباحثه های پر از دانش و روشنفکری سیاسی دوستان نظر خودم را گفتم. باور بفرمائید اصراری هم بر درست بودنش ندارم. این که دیگر حتی نزدیک تنور رفتن هم احتیاج ندارد !
اما از همه شما فرهیختگان بی مدعا می خواهم که با تامل بیشتر و با تکیه بر آمارهای بین المللی غیر مقرضانه و قابل استناد ، و بدور از هرگونه شعارهای دائی جان ناپلئونی ، مطالب را پس از عبور از فیلتر هوش و منطق خود ، مطرح کنید تا ما هم بهره مند گردیم. این یکی که دیگر نه پستان می خواهد و نه تنور !

Posted by: مردی که نان می خورد at January 12, 2008 10:57 PM

بگذار صد گل بشكفد
بگذار صد انديشه بايكديگر مقابله كنند(مائو تسه تنگ)

درد دل ادبي (مردي كه نان مي خورد -منخ) -از تند روي در الفاظ بگذريم كه اقتضاي سن است - بيان عصيان گونه وضع امروزي ما ايران نشينان هم هست . من دليلي به بر آشفتن كامنت پاشان عزيز ( حميد و داوود) نمي بينم!بگذاريد هر كس هر آنچه از مشاهيرش مي گذرد بيان كند . قطعا كسي متضرر نمي شود كه هيچ ، در نهايت به سود همه خواهد بود.
مسلم است كه تمام حر ف هاي "منخ"، پيروز،حميد يا داوود نمي تواندصحيح باشد اصلا چه كسي مي داند كه حرف راست و يا به قول فلاسفه "جواهر"چيست؟يكي از دلايل اين مدعا تغيير در عقيده ،نگرش و ديد گاه افراد است. آنكه در عقيده اش ،در تمام جزييات و در همه زمينه ها ، هميشه و در تمام شرايط مستحكم و استوار است نمونه بارز انسان دگم و آني است كه گوش بفهم ندارد ، برنمي تابد و خلاصه نرود ميخ اهني در سنگش.

ضمنا :
حميد جان شما از همه مسن تر نيستي!و
داوود جان آن جمله معروف هم فكر مي كنم از مونتسكيو باشد !

شاد و پايدار باشيد
پيروز

Posted by: پيروز at January 13, 2008 1:26 AM

به 15 مارس نزديك ميشويم
Z-Day
http://zeitgeistmovie.com/

Posted by: Reza at January 13, 2008 6:23 AM

مردي كه نان ميخورد عزيز :
در آخر نوشته ام در بالا به شما نوشته بودم:
.........."صبر ميكنم تا ببينم با اون همه ادعاهايتان , به آن نقطه رسيده ايد كه از من و ديگر كامنت پاشان درين كامنت دوني معذرت خواهي نماييد
يا كه نه !.....................

اين همه تفرقه رفتن و به اين شاخه و آن شاخه پريدن و ايراني بازي در آوردن
كه نداشت . راحت جوابم را ميدادي كه "نه " !

جايگاه سياسي ايران و ايراني در جهان به درك و اون همه قتل و غارت رژيم ملايان هم به درك , ليك نگاهي به جايگاه ايران و ايراني در جهان از زاويه
روابط اجتماعي و انسانيت انداز و بعد به آنهمه تحليگريها و درك سياسي
ايرانيان بناز .مگر من كه 33 ساله در آمريكايم جلو ترقي شماها را گرفته ام. بنده باعث آنهمه فساد اخلاقي اجتماعي شماها و فقدان درك مسعوليت
هاي اجتماعيتان شده ام ؟؟؟
اولا كه ماهواره به من و ديگران تعلق ندارد . به جز عده اي معدود در آن كه
در آن ساعتي ميگيرند تا حرفشان را بزنند , گردانندگانش عده اي مزدور ,
حقه باز , رياكار , وطن فروش . دروغگو , خايه مال , خود خواه , قدرت طلب
و در پي منافع خودشان ميباشند . يعني در واقع ماهواره همانا آينه اي
از فرهنگ اجتماعي و اخلاقي ايرانيان داخل كشور ميباشد كه در خارج
اجازه شكل گرفتن و تشكيل شدن يافته اند .
اگر ملاها در ايران هم چنين اجازه اي به مردم در داخل بدهند , همين آش
و همين كاسه . و چون نداده اند اينها به خارج آمده و در اينجا كشكشان را
ميسابند و شيره به سر مردم ميمالند. فكر كردي اين روبهان از كره مريخ
آمده اند و يا فرهنگشان غرب زده شده است ؟ نه جانم ايراني خالص خالصند
و با فرهنگي صد در صد اصيل ايراني.
خيلي كم ديدم كه يك ايراني شهامت آنرا داشته باشد كه معذرت خواهي
نمايد . معذرت خواهي انسانيت ميخواهد , ما انسانيتمان در چند تا شعر
مردمي و چند تا شعار پوچ خلاصه گشته , حتي ناممان هم يك شعار
گشته است.

Posted by: حميد at January 13, 2008 10:44 AM

چرا اینقدر از سیاستهای پر مایه انقلاب انتقاد می کنید . نان انقلاب را می خورید و باز می روید بدگویی می کنید. مگر همین دیروز نبود که به مدد برکات انقلاب در بین برادران شمالی نان رایگان توزیع شد و ملت همیشه در صحنه هجوم برده و نان انقلاب را خوردند. هی میگویند گاز نداریم . پس این نان را با چه درست کردند؟
چرا الکی گیر میدهید و چوب لای چرخ نظام می گذارید . به خیالتان اگر چوب فرو کنید در انقلاب چرخ نظام را از حرکت باز می ایستانید؟ زهی خیال باطل . بر فرض گاز تمام شود خوب برق هسته ای که نمرده . به مدد دانش کاملا بومی چنان برقی ول بدهیم که از اون سر جهنم بزنید بیرون . دیدید که ارباتان بوش هم رو سیاه شد و مثل اینکه می خواهند کس دیگری را انتخاب کنند . خوب اگر خوب بود که برش نمی داشتند . از بس به پر و پای انقلاب پیچید تا اینگونه رسوا شد . این برف هم شک ندارم که کار دشمنان است . ولی دیدید که برفشان هم تمام شد فقط سوزش مانده که آنهم به من و همکارانم اثر نمی کند ملت هم می خواست از اول فکرش را بکند یک کرسی چیزی می گذاشت گوشه اتاق خوب وقتی قرتی بازی در می آورید شومینه می سازید همین می شود دیگر . دشمن از همین جا ها نفوذ می کند .
تکبیر

Posted by: ارژنگ at January 13, 2008 12:43 PM

I am really tired of such discussions between all Iranians, I saw it for all of my life just between Iranians. They think they are professionals in everything, they criticize each other in every single point. I really dont want to read, speak and talk in persian forever. Here is my country, Canada. I hate to be an Iranian.
Mike (I have changed my persian name to Mike), 24, Montreal, QC, Canada.

Posted by: Mike at January 13, 2008 8:51 PM

سلام به همه دوستانی که کامنت گذاشتن
من با حرفاهای خیلی از شما ها مخالم
من از ایران ، تهران ، 27 ساله هستم
من از قبل از انقلاب خبری ندارم
و بعد از اون هم که بچگی ما به جنگ گذشت
من به شعور سیاسی ، و موارد دیگه ای که گفته شده کاری ندارم
همه تو حرفهاشون بخشی از حقیقت رو گفتن
همه
چه اونایی که از داخل ایران بودن چه اونایی که از خارج از ایران دارن تحلیل میکنن
اینا همه حقیقت نیست
مردم ایران -اونایی که من میشناسمشون- میفهمن
خوب هم میفهمن
فقط یه اما اونم یه امای کوچولو وجود داره
همه به فکر منافع خودشونن
در زمان شاه ، رفاه بیشتر بوده مسلما چون جمعیت کمتر بوده و افرادی که فقط به خودشون فکر میکردن کمتر بودن
اما الان چی؟
چی میشه گفت وقتی هر کسی میخواد سریعتر برسه به بالاتر
پیک موتوری خودشو با فلان سرمایه دار مقایسه میکنه که چرا اون بیشتر از من داره
منی که بدون هیچ سهمیه ای تو این وضعیت دانشگاهها میام و فوق لیسانس میگیرم ولی در سازمانی کار میکنم که برای دوره آکادمیک من هیچ ارزشی قائل نیست که هیچ ، به انحاء مختلف سعی میکنه که من رو مایوس کنه از درست کار کردن ؛ چه امیدی دارم به اصلاح؟
آیا نظام جمهوری اسلامی باعث شده که مدیر بالادست من این رفتار رو داشته باشه؟
نه
خودمونیم
خودمون به خودمون داریم ضربه میزنیم
و مطمئن باشید که این نظام پا برجا خواهد بود
کسی نمیتونه این نظام رو جابجا کنه
مگه اینکه بخش عظیمی از مردم که منافعشون با منافع حکومت گره خورده رو جابجا کنه
شمایی که از بیرون نگاه میکنی
وقتی دوست 23 ساله من رو به دلیل واهی معاندت با نظام میگیرن ، شکنچه میکنن تا بمیره و جسدشو تحویل خانواده اش میدن و کسیهم جرات حرف زدن نداره از جمله خود من ،چه انتظار بیهوده ای دارید که مردم قیام کنن؟
وقتی پشت خودرویی که شاید 2 درصد مردم هم ندارن(ماکسیما) میبینید که عکس قطره های خون کشیدن و نوشته "انا کلب زینب" یعنی من سگ زینب هستم ، اونوقت میخوای مردم فقیر از این حکومت دست بکشن؟
شما در جریان نیستی
من به یکی ازدهات منطقه دیلمان سیاهکل در استان گیلان رفته بودم
نزدیک به 5 سال از زلزله رودبار میگذشت
مردم به ما گفتن که اگه میشه وقتی که رفتیم به شهر!!!!!! به اداره!!!! بگیم که اونا نمیتونن سالیانه 20 هزار تومن (20$) پولی که با بت تعمیرات خونه هاشون بهشون دادن رو برگردونن به دولت
در حالی که شما یه شلوار جین بخری که جنسش بد باشه میشه 15 هزار تومن(15$)
شما نمیتونی حال مردم رو بفهمی
مردم ایران برخلاف اون چیزی که شما داری فکر میکنی خیلی خیلی فقیر هستن
امکانات ندارن
و حاضر نیستن که به خاطر خودشون هم که شده با هم همکاری کنن
این مدته به خاطر برف گاز نونوایی ها قطع بود و هر چند ساعت یه بار نون پخت میشد
طرف میومد و 100 تا بله 100 تا نون لواش میخرید و دعوا میکردن و زد و خورد که چی؟
شاید فردا دیگه این نون نباشه
و به همین خاطر به خیلیا نون نمیرسید
و این 100 تا نون نهایتا 48 ساعت دووم میاره
بعدش بیات میشه
این مردم ما هستن
مردم ما خودشون میخوان
آمریکا هم که بیاد هیچ کاری نمیتونه بکنه
هیچ دولتی نمیتونه کاری بکنه
هیچ
همه در افسانه ها دارن زندگی میکنن
داریوش این بود و خشایار اون بود و کوروش بیسار و فلان کسک بیمار
اینا بود
بود
تموم شد
الان یه ملتی داریم که مغول +اعراب+عثمانی+روسیه+انگلیس و ... هرکسی که حمله کرد بهشون ؛ یه قمستی از هویت اونا رو گرفته
به جاش بدترین قسمت فرهنگشو گذاشت
این ملت هویتی پیدا کرده که معلوم نیست چیه
فکر بیهوده ایه که بخوایم با یه سرنگونی حکومت همه چی رو درست کنیم
ما اینیم
ما این خواهیم بود
فکر میکنیم که همه چی همون قبلیا مونده
نه
عوض شده
بسیار بد شده
بسیار وحشتناک شدیم
من
تو
ما
بد شدیم
خیلی بد
و من میترسم
وقتی که فروپاشیده بشه اونوقت همه سهمشون رو از همدیگه خواهند خواست
همدیگه رو پاره خواهند کرد که خودشون بیشتر به دست بیارن

ما چگونه ما شدیم؟

فکر کنیم جوابش ساده است

خودمون خواستیم

Posted by: وحید اسدی at January 13, 2008 9:18 PM

Dear Mike

If indeed you really dont want to read, speak and talk in persian forever. If Canada is now your only country, if you hate to be an Iranian, guess what you really have all the cultural behavior of an
Iranian and therefore you are an Iranian and not from anywhere else.

Someday if you go and find out what has really made Canada , Canada
then you will understand what my above statement means. for
now it will just go over your head , because there is an iranian
brain in it !
YOU DO NOT BELONG TO A COUNTRY WHERE YOU HAVE NOT
CONTRIBUTED ONE BIT IN THE MAKING OF THAT COUNTRY.

Posted by: ALWAYS HAMID at January 13, 2008 9:27 PM

Mike,
If you have changes your name you must be a person with many complex . It's really funny. With your lucks .
There is lady in the city where I live she's reading in persian and translated mant books from persian to the language of the country where she lives. You see my friend you don't have the level to accept who you are and impose yourself as you are.
This must be a fragility and weekness.

Posted by: ali at January 14, 2008 1:48 AM

ba salam. In aghaye Gile mard ham agar dastesh berese mesle ALIREZA MIRZA GHASEMI va HAMID SHABKHIZ va digaran Iran ra michape, faghat farghesh ine ke ina matateshon az jaye dige misoze ke chera molaha zoodtar dast bekar shodand va inara az Iran biron endakhtand. Pashid kaso kozehatona jam konid va yadeton bashe ina vase fati tonban nemishe. Felan ke molaha daran mibaran va mikhorand va shomaha ham bayad dar shomale California zamin shokhm bezanid va hamali konid va afsoos bokhorid

Posted by: KOUROSH at January 14, 2008 8:42 AM

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی نشاید که نامت نهند آدمی (سعدی)

ey kash kami be in sher kami fekr mikardim ......ma digar na az yek peykar hastim na az yek sarzamin ,ma makhlooti az jahan hastim ke dar in 29 sal be aghsa noghate donya kooch kardim/ma na khoob farsi harf mizanim na be zabane keshvari ke dar an zendegi mikonim.

ma na ehsase farzandane man ra mifahmim ke be zabane digari ba ma sokhan migooyand na anha maniye ghorban sadaghehaye ma miravand ,yadame har bar be dokhtaram migoftam jigareto beram azizam ba cheshmane dorosh shodeash mara mikhast bebalad ,

ma koja vo farzandaneman koja.ma kheili chiz ha ra az dast dadim ke be khatere mashghaleye va gereftarihaye ziyad vaght nemikonim kami manteghi tar be in 3 daheye ghorbat neshini fekr konim.

hanooz uon booye zamine baran khorde uon booye khat ra az yad nabordam,hanooz booye uon khak ra dar in ghorbat ehsas nakardam,shayad tavaghoe ziyadi daram,bebakhshid ke parto pala ziyad goftam...


....gile mard jan ti fada barar jan

Posted by: Maral at January 15, 2008 6:13 AM
Post a comment









Remember personal info?








آرشيو
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63