نامه ای را که می خوانيد ؛ دوست نازنينی از ايران برای من نوشته است .
از آنجا که اين نامه حاوی موارد بسيار مهمی از بيماری های اجتماعی جامعه ايرانی است و بر دمل های چرکينی انگشت گذاشته است که می تواند علل عقب ماندگی و بيچارگی ملت ما باشد ؛ متن آنرا اينجا ميگذارم و خوشحال خواهم شد تا از ديدگاههای شما نيز با خبر شوم .
******************************************************************************************
سلام به همه دوستانی که کامنت گذاشتن
من با حرفاهای خیلی از شما ها مخالم
من از ایران ، تهران ، 27 ساله هستم
من از قبل از انقلاب خبری ندارم
و بعد از اون هم که بچگی ما به جنگ گذشت
من به شعور سیاسی ، و موارد دیگه ای که گفته شده کاری ندارم
همه تو حرفهاشون بخشی از حقیقت رو گفتن
همه
چه اونایی که از داخل ایران بودن چه اونایی که از خارج از ایران دارن تحلیل میکنن
اینا همه حقیقت نیست
مردم ایران -اونایی که من میشناسمشون- میفهمن
خوب هم میفهمن
فقط یه اما اونم یه امای کوچولو وجود داره
همه به فکر منافع خودشونن
در زمان شاه ، رفاه بیشتر بوده مسلما چون جمعیت کمتر بوده و افرادی که فقط به خودشون فکر میکردن کمتر بودن
اما الان چی؟
چی میشه گفت وقتی هر کسی میخواد سریعتر برسه به بالاتر
پیک موتوری خودشو با فلان سرمایه دار مقایسه میکنه که چرا اون بیشتر از من داره
منی که بدون هیچ سهمیه ای تو این وضعیت دانشگاهها میام و فوق لیسانس میگیرم ولی در سازمانی کار میکنم که برای دوره آکادمیک من هیچ ارزشی قائل نیست که هیچ ، به انحاء مختلف سعی میکنه که من رو مایوس کنه از درست کار کردن ؛ چه امیدی دارم به اصلاح؟
آیا نظام جمهوری اسلامی باعث شده که مدیر بالادست من این رفتار رو داشته باشه؟
نه
خودمونیم
خودمون به خودمون داریم ضربه میزنیم
و مطمئن باشید که این نظام پا برجا خواهد بود
کسی نمیتونه این نظام رو جابجا کنه
مگه اینکه بخش عظیمی از مردم که منافعشون با منافع حکومت گره خورده رو جابجا کنه
شمایی که از بیرون نگاه میکنی
وقتی دوست 23 ساله من رو به دلیل واهی معاندت با نظام میگیرن ، شکنچه میکنن تا بمیره و جسدشو تحویل خانواده اش میدن و کسیهم جرات حرف زدن نداره از جمله خود من ،چه انتظار بیهوده ای دارید که مردم قیام کنن؟
وقتی پشت خودرویی که شاید 2 درصد مردم هم ندارن(ماکسیما) میبینید که عکس قطره های خون کشیدن و نوشته "انا کلب زینب" یعنی من سگ زینب هستم ، اونوقت میخوای مردم فقیر از این حکومت دست بکشن؟
شما در جریان نیستی
من به یکی ازدهات منطقه دیلمان سیاهکل در استان گیلان رفته بودم
نزدیک به 5 سال از زلزله رودبار میگذشت
مردم به ما گفتن که اگه میشه وقتی که رفتیم به شهر!!!!!! به اداره!!!! بگیم که اونا نمیتونن سالیانه 20 هزار تومن (20$) پولی که با بت تعمیرات خونه هاشون بهشون دادن رو برگردونن به دولت
در حالی که شما یه شلوار جین بخری که جنسش بد باشه میشه 15 هزار تومن(15$)
شما نمیتونی حال مردم رو بفهمی
مردم ایران برخلاف اون چیزی که شما داری فکر میکنی خیلی خیلی فقیر هستن
امکانات ندارن
و حاضر نیستن که به خاطر خودشون هم که شده با هم همکاری کنن
این مدته به خاطر برف گاز نونوایی ها قطع بود و هر چند ساعت یه بار نون پخت میشد
طرف میومد و 100 تا بله 100 تا نون لواش میخرید و دعوا میکردن و زد و خورد که چی؟
شاید فردا دیگه این نون نباشه
و به همین خاطر به خیلیا نون نمیرسید
و این 100 تا نون نهایتا 48 ساعت دووم میاره
بعدش بیات میشه
این مردم ما هستن
مردم ما خودشون میخوان
آمریکا هم که بیاد هیچ کاری نمیتونه بکنه
هیچ دولتی نمیتونه کاری بکنه
هیچ
همه در افسانه ها دارن زندگی میکنن
داریوش این بود و خشایار اون بود و کوروش بیسار و فلان کسک بیمار
اینا بود
بود
تموم شد
الان یه ملتی داریم که مغول +اعراب+عثمانی+روسیه+انگلیس و ... هرکسی که حمله کرد بهشون ؛ یه قمستی از هویت اونا رو گرفته
به جاش بدترین قسمت فرهنگشو گذاشت
این ملت هویتی پیدا کرده که معلوم نیست چیه
فکر بیهوده ایه که بخوایم با یه سرنگونی حکومت همه چی رو درست کنیم
ما اینیم
ما این خواهیم بود
فکر میکنیم که همه چی همون قبلیا مونده
نه
عوض شده
بسیار بد شده
بسیار وحشتناک شدیم
من
تو
ما
بد شدیم
خیلی بد
و من میترسم
وقتی که فروپاشیده بشه اونوقت همه سهمشون رو از همدیگه خواهند خواست
همدیگه رو پاره خواهند کرد که خودشون بیشتر به دست بیارن
ما چگونه ما شدیم؟
فکر کنیم جوابش ساده است
خودمون خواستیم
وحيد اسدی - ايران
نوشته شده توسط گیله مرد در 9:29 PM
وحيد جان :
به چه زيبايي تمامي زشتيهاي فرهنگي ما ايرانيان را بيان كرده اي.
چند نكته و نظر هم درين رابطه داشتم.
درست است كه عده اي درين ماهواره ها زير عباي اپوزيسيون نشسته اند
و از مردم در ايران ميخواهند كه انقلاب نمايند ,ليك اين دليل نيست كه همگي ما در خارج كشور بدين گونه فكر كنيم . به نظر من انقلاب سياسي هيچ
دردي را دوا نميكند . انقلاب موفق قدم به قدم انجام پذير است و نه اينكه
يك روز مردم بريزند , اكبر را براندازند و اصغر را اون بالا بكارند.
مردم بايد اول ياد بگيرند كه از حقوق خودشان و اطرافيانشان دفاع نمايند,
نميشود سي سال در برابر هر چي بر سرمان ميايد سكوت كنيم و انتظار
داشته باشم كه يك روز انقلاب نموده و تمامي حقوقمان را پس بگيريم.
بايد اول مردم ياد بگيرند يعني در واقع بخواهند كه در سرنوشت خودشان
دخيل باشند . بايد اول ياد بگيريم , يعني در واقع بخواهيم كه در آنچه در
جامعه كوچك اطرافمان هست( خانه , مدرسه , محله , كار و غيره) نقش
سازنده اي داشته باشيم. كل روش اداره يك كشور را نميتوان تغيير داد مگر
آنكه نقش افراد آن جامعه و روش اداره تمامي مناسبات اجتماعي آن جامعه
در حال تغير , دگرگوني و بهبود باشد . شرايط ايران هم امروزه چنين نيست.
تا انقلاب فرهنگي نكنيم , انقلابات سياسيمان نتيجه خوبي نخواهند داشت.
البته توجه داشته باش كه من نگفتم كه در رابطه با آنچه رژيم انجام ميدهد
سكوت كن ( آن به خودت بستگي دارد ) , ليك ميگويم در مقابل آنهمه اخلاقيات بد و زد و بندهاي كثيف اجتمايي ( خانواده , خويشان , دوستان , محل كار , اجتماع ) هم سكوت نكن يا لااقل خودت درآن بازيگر نشو.
دولت شاه معضلات فراواني داشت ولي مردم از دولت شاه هم درين رابطه
داشتند جلو ميزدند و اجبارا دولتي بايد حاكم ميشد كه از رژيم شاه صد برابر
بدتر بود تا كه دولت و اجتماع بهتر با هم سازندگي داشته باشند.
با بزرگ شدن شهرها و كوچك شدن دهات , با بالارفتن سطح تكنولژي , با
بالا رفتن توقعات و احتياجات روزمره مردم به سبب همان تكنولژي , با بالا رفتن جمعيت كل كشور ,با باسوادتر شدن مردم , با اختراعات و اكتشافاتي كه
روابط روزانه مردم را بهم نزديكتر نمود و با بالاگرفتن اقتصاد هم اينكه روابط مردمي كه به يك بيماري فرهنگي دچار بودند صد برابر شد و هم تعداد نفراتي كه درين رابطه ها زندگيشان و منافعشان در هم گره كور خورده بود و نتيجه كار اين ايرانيست كه امروز ما شاهدش هستيم.
خيلي ها تصور مينمايند كه در امريكا و ديگر كشورهاي مترقي دولتهايشان
تمامي كارهاي اجتمايي ( نظير حمايت از زنان كتك خورده , معتادان , كارتون خابها , زلزله زدگان , كودكان خياباني , حفظ محيت زيست , فحشا , معلولان ,
مرفعات اجتمايي و غيره )را بر عهده دارد , در صورتيكه بيشتر اين كارهاي
اجتماعي از داخل خود اجتماع و با همكاري افراد و گروهاي مختلف اجتماع
بجوش آمده و انجام ميپذيرد. آنچه هم دولتهايشان انجام ميدهند در نتيجه فشارهاي اجتمايي ديروزه و امروزه مردم در اجتماع ميباشد.
راستش اگر شما اين حكومت را با آنان كه منافعشان با دولت گره خورده هم
جابجا كني , عده ديگري پيدا خواهند شد كه منافعشان با حكومت بعدي
گره ميخورد و داستان دوباره تكرار ميگردد.
Samimaneh bood merci az bayan moshkelat. Ma az rooye agahi nakardim. Tabeez beyne dokhtar va pesar ra mipardazim.
GHANDI migoft anja ke zan azad nabashad mard ham azad nist.
Agar mikhahim be azadi bishtari beresim bayad az zan setizi bekahim. Mardan be tanhaee nemitavanand dar zendanhaye siasi fana shavand mobarezeh dar yek zaman va hamgam bayad bashad.
Agar bakereh boodan zanan barayeman mohemtar az azadi ast zanan ra dobareh mahdood konim. Ta zamani ke tedad bishtari zan bar nakhizad ash hamin ast va kaseh hamin ast. Aya dolat maassoul hemayat az kareh shomast ya nah ? baleh bayad bashad. Hemayat az har hoghoughi.
Bayad in mazhab ra avaz kard hamantor ke Ebrahim bot parasti ra avaz kard.
از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید / آمد / اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود سخنها به کردار بازی بود
در رابطه با نامه > وحید>
سپاس و درود بیکران بر گیله مرد عزیز
Posted by: saman at January 14, 2008 3:52 AMيادمه كه پدر بزرگم بهم ميگفت:
از دوتا مقام بلند پايه انگليسي قبل از جنگ جهاني دوم شنيده بود كه:
تنها اختلاف بين ايرانيها و عربها اينه كه:
هر كسي يا كشوري كه بخواد رو اينا حكومت كنه,
بايستي ايرانيها رو گرسنه نگهداشت و عربها رو سير.
Ba salam be gile marde aziz va doostani ke be fekre tagheeir farhange khodkhahi va manam manam ha hastand.Az mast ke bar mast.ma zamani be piroozi bar nezamha miresim ke gheyrat ra kenar gozashte va ba mantegh be masaele roozmare ye khod bengarim.ta zamani ke ba har masaleye koochaki raghaye gardanemoon mizane bala va mikhahim khoone taraf ra berizim kari az pish nakhahim bord.ma dar zandani zendegi mikonim ke khodeman baraye khodeman sakhtim.ma darmandegan va nasle sookhteye 2 doreye in tarikh az zamane hastim.dar vaghe na sare piyaz boodim na tahe piyaz ,amma doode in piyaze tond be cheshme ma nasle sookhte raft va digaran ke estefraghe sale 57 ra rah andakhtand ke behtar konand va vaghti didand terikooni ke be in melat va sarzamn zadand ba hich darya va oghyanoosi pak nemishe felengo bastand va zadand be chak,va yek mosht mardome bisawad va gorosne ra mesle tome andakhtand joloye gorg haye JE hala khar biyar baghali bar kon bebakhshid ke tond harf zadam........vaghean ke az mast ke bar mast gile mard jan ti bala misar barar jan
Posted by: maral at January 15, 2008 5:17 AMما همه مقصريم بييايد از همين حالا درست عمل كنيم
Posted by: parisa at January 21, 2008 12:49 PMبه نظر من مشکل ما بی فرهنگی است ، نه چند فرهنگی. این اقوام که گفتند در طی سالها ار ما فرهنگ ما را گرفتند ولی فرهمگ خود را به ما ندادند. اینه که الان همین اقوام روس و تاجیک و ترک و عرب دارند مشکلاتشان را حل می کنند و ما هنوز اندر خم یک کوچه در گل فرو رفته ایم. متاسفانه این نامه همه اش راست بود...
Posted by: Bita at February 14, 2008 11:46 AM

نظرات