March 29, 2004
عيد شما مبارک ......


سلام دوستان
نوروز بر همه شما مبارک باد .
ما چند روزی به مسافرت رفته بوديم . مسافرت که چه عرض کنم . يکی از دوستان ما داشت زن ميگرفت ما هم رفتيم عروسی اش . هر چه هم بهش گفتيم آدم عاقل زن نمی گيرد به گوشش نرفت که نرفت !!!
خلاصه جای تان خالی رفته بوديم لس آنجلس . يعنی راستش بهتر است بگويم رفته بوديم تهرانجلس !! باز هم جای همه شما خالی من بعد از بيست سال ديروز کله پاچه خوردم !! داشتيم با عيال توی منطقه وست وود راه ميرفتيم که چشم مان خورد به تابلوی گل و گنده نئونی که رويش نوشته بود : کله پاچه .!!
من به عيال گفتم : برويم کله پاچه بخوريم ؟؟
گفت : من حرفی ندارم ؛ اما با کلسترول ات چيکار ميکنی ؟؟
گفتم : ای بابا ! بی خيال کلسترول
خلاصه جای تان خالی رفتيم توی کله پاچه فروشی ! آنهم کجا ؟؟ درست توی ناف وست وود . ديديم کله پاچه و حليم و آش و انواع و اقسام غذاهای ايرانی را دارد ومغازه اش را هم طوری دکور سازی کرده است که انگار توی سنگلج توی قهوه خانه نشسته ای و داری قليان دود ميکنی .
جای تان خالی نشستيم و يک شکم سير کله پاچه خورديم و هر چه هم عيال قال و مقال راه انداخت که مغز نخوری ها ؛ فلان چيزک را نخوری ها ... !! ما ابدا به حرف عيال گوش نکرديم و بعد از بيست سال يک شکم سير کله پاچه خورديم . بعدش هم جای تان خالی رفتيم سيزده بدر !!!
لابد تعجب ميکنيد که اين چه وقت سيزده بدر رفتن است ؟؟ راستش ما خودمان هم حيران مانده بوديم که حالا چه وقت سيزده بدر رفتن است ؟؟ اما رفتيم و ديديم چهل پنجاه هزار نفر ايرانی آمده اند و بساط سيزده بدر پهن کرده اند و چه بزن و بکوبی . خلاصه آنکه چهار پنج ساعتی هم آنجا بوديم و بسياری از دوستانی را که سالها ازشان خبر نداشتيم پيدا کرديم و جای تان خالی واقعا خوش گذشت .

اين را هم بگويم من هر وقت به لس آنجلس ميروم فقط به عشق کتابفروشی های آنجا ميروم . در کتابفروشی های منطقه وست وود بهترين کتابها را ميشود پيدا کرد و من تا چشم باز می کنم می بينم که آنقدر کتاب خريده ام که ديگر توی ماشين جا نيست .البته عيال کمی غر و لند ميکند که : آخر مرد حسابی ! اينهمه کتاب را ميخواهی چيکار ؟؟ تو اصلا وقت برای کتاب خواندن داری ؟؟؟ اما چه کنيم ؟ عشق ما همين کتاب است ديگر .
از کتاب هايی که ديروز خريده ام يکی اش دن آرام به ترجمه شاملوی عزيز ماست ؛ و ديگری کتابی بنام " کهن ديارا " که خاطرات شهبانو فرح پهلوی است که بخشی از نا گفته های تاريخ معاصر مان را باز گو ميکند .
ديگر اينکه در اين چند روزی که نبوديم بسياری از دوستان و عزيزان از اينجا و آنجای دنيا برای ما پيام نوروزی فرستاده اند که از محبت های يکايک شان سپاسگزاريم و اگر امکان پاسخگويی به يکايک شان نيست ما را می بخشند
و نوروز و بهاران بر شما مبارک باد


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:25 PMنظرات (284)
March 16, 2004
بهاران خجسته باد ......


نوروز ؛ چاووشی خوانان و سرود گويان ؛ از راه رسيده است و يکبار ديگر سر خوش و مست ؛ پاورچين پاورچين ؛ از پس ديوارهای قرون و اعصار ؛ شادی و شکوفايی و رويش را بشارت ميدهد .

نوروز ؛ که با پای افزار عشق ؛ از فراز و فرود های قرون گذشته است ؛ تنها چاووشی خوان قافله بهار نيست ؛ بلکه جرس بيدار باش قبيله آدميان است که دل را از رسوبات کينه بپالايند ؛ و نهال محبت و عشق را در باغستان دل بکارند ؛ تا آفتاب دوستی و همدلی و مهر ؛ در آفاق زندگی شان بتابد .

نوروز ؛ ياد آور سده ها و هزاره هايی است که گاه در شادکامی ؛ و گاه در نامرادی و تلخکامی بر ملت ما گذشته است . ملتی که سرمای گزنده زمستان تلخکامی ها را با گرمای اميد و عشق ؛ به بهار و بهاران بدل ميکند ؛ و با برنده ترين سلاح خود - فرهنگ - اهريمنان را می تاراند
اگر چه طليعه ارغوانی بهار ؛ جان و جهان طبيعت را پر شور و پر ولوله کرده است ؛ اما دريغا که جان و جهان ايران ما ؛ خاموش است . گزمگان نگهبان زمستان ؛ کبوتران سپيدش را ؛ فاخته گان خوشخوانش را ؛ کنج قفس پر سوخته اند و لب دوخته اند ؛ اميد اما ؛ در دل ايران ما ؛ بارقه ای است جاودان .
او باور دارد طلوع رهايی را و سرور نهايی را .
و خواهد آمد آن روز که ايران ما ؛ چادر سياه کهنگی از سر فرو نهد و دست افشان و پای کوبان ؛ با جان پر ترانه و با جسم پر بهار ؛ رقصی شادمانه و سر خوشانه را با ترنم ترانه های سعادت و رفاه و آزادی مردمانش بياغازد .
اينک در نوروزی که از راه رسيده است ؛ همراه با جشن ميلاد اقاقی ها ؛ بر بال ياد ها و خاطره ها ؛ در کوچه باغ های غمزده وطن مان به پرواز در ميياييم و سر خوش و مست از عطر بهار نارنج ؛ به سفره های هفت سينی که جلگه تا جلگه گسترده اند سرک می کشيم و غنچه های اميد را در دل مان می شکوفانيم که بهاری ديگر و نوروزی ديگر را بپای هفت سينی خواهيم بود که غم غربت و اندوه دوری از وطن و عزيزان بر آن سايه نيفکنده باشد .
نوروز بر همه شما مبارک و بهاران خجسته باد .


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:02 AMنظرات (245)
March 13, 2004
جنگ .... و ديگر هيچ


آقای بوش ؛ رياست جمهوری امريکا - يا به قول خود من ؛ ولی فقيه کره زمين ! - بودجه 4/2 تريليون دلاری خود را تقديم کنگره امريکا کرده است .
بر اساس بودجه پيشنهادی آقای بوش ؛ در سال 2005ميلادی ؛مبلغ چهار صد و يک ميليارد دلار ( 401ميليارد ) فقط به امور نظامی و تسليحاتی اختصاص داده شده است که نسبت به بودجه نظامی امسال 83 ميليار دلار افزايش نشان ميدهد
حالا اجازه بفرماييد نگاهی به جهان پيرامون مان بيندازيم تا بدانيم انسان امروز در چه چنبره وحشتناکی گير کرده است :
1- هر روز در سرتاسر جهان ؛ چهل هزار کودک از گرسنگی و فقر ميميرند

2-در هند ؛ يکصد ميليون کودک به کارهای سخت مشغولند و دل شان در هوای مدرسه و کلاس درس است .
3- نيجريه ؛به عنوان يکی از فقير ترين کشور های دنيا ؛ که در آن کودکان در وضعيت بسيار خطرناکی بسر می برند ؛ و سالانه چهل هزار نفرشان از گرسنگی ميميرند ؛ 31در صد بودجه خود را صرف امور نظامی ميکند و فقط 4/1 در صد آن را برای بهداشت و 9/1 در صد آن را برای آموزش و پرورش به مصرف ميرساند . در اين کشور ؛ تفنگ و فشنگ از نان ارزان تر است .
4- يکصد و پنجاه ميليون کودک در سراسر جهان دچار سوء تغذيه اند و حدود يکصد ميليون کودک در سن مدرسه رفتن هرگز پا به کلاس درس نميگذارند .
5- در آفريقای مرکزی و خاوری ؛ ده ميليون کودک ؛ پدر يا مادر خود را بسبب ابتلا به بيماری ايدز از دست داده است .
6- در پهنه جهان ؛ سی ميليون کودک در خيابانها زندگی ميکنند .
7-هفت ميليون کودک - که از جنگ يا قحطی آواره شده اند در اردوگاهها زندگی ميکنند .
در گزارشی تحت عنوان " چه کسی می تواند بی تفاوت باشد " محاسبه شده است که فقط با 5/2 ميليارد دلار ( يعنی دو صدم بودجه نظامی سالانه دنيا ) می توان پنجاه ميليون کودک را از مرگ نجات داد

يکی ميگفت : اگر روزی چهل هزار جغد از يک بيماری بميرند ؛ جهان به سوکواری خواهد پرداخت ؛اما اينک ؛ هر روز ؛ چهل هزار کودک از گرسنگی و فقر ميميرند و چنان فريادی بلند نيست

برای انسان هايی مثل من - که به جهان و انسان و پيرامون خود ؛ در خارج از چارچوب تنگ ايدئولوژی ها و اديان نگاه می کنيم - و برای ما ؛ انسان ؛ مفهومی عام _ ورای وابستگی های نژادی و جغرافيايی و ايدئولوژيکی دارد _ اين پرسش مطرح ميشود که : جهان دارد به کجا ميرود ؟؟؟
اين پرسشی است که ذهن هر انسان خردمندی را اکنون بخود مشغول داشته است .
آيا انسان ميخواهد به دست خود ؛ اين خاک بارور مهربان را ؛ به جهنمی سوزان بدل کند ؟؟
آيا انسانی که می تواند - و بايد - نماد عشق و محبت و همدلی باشد ؛ به اهريمنی بدل شده است که به چيزی جز جنگ و کشتار نمی انديشد ؟؟
آيا غزالی راست ميگفت که : خونخوار تر از نوع بشر جانوری نيست ؟؟
پس سخن حافظ را چه کنيم که خطاب به انسان می گويد :
که ای بلند نظر ؛ شاهباز سدره نشين
نشيمن تو نه اين کنج محنت آباد است
ترا ز کنگره عرش ميزنند صفير
ندانمت که در اين دامگه چت افتاده است ....

در آستانه نوروز ؛ به کودکان ميهن مان بينديشيم و اگر توان و امکان آن را داريم ؛ لبخندی بر لب شان بنشانيم .


نوشته شده توسط گیله مرد در  9:47 PMنظرات (194)
March 10, 2004
وقايع اتفاقيه .....!!


**خانمی وارد فروشگاه wal*mart می شود و حدود ششصد - هفتصد دلار خريد می کند و وقتيکه پای صندوق ميرسد ؛ يک اسکناس يک ميليون دلاری به خانم صندوقدار ميدهد و منتظر ميماند تا مابقی پولش را بگيرد و برود .
از آنجا که در امريکا اسکناس بالاتر از صد دلار وجود ندارد ؛ سر و کله پليس پيدا می شود و خانم محترمه را دستگير می کنند .
در بازرسی هايی که از کيف اين بانوی محترم به عمل ميآيد ؛ دو تا اسکناس يک ميليون دلاری ديگر پيدا می شود و خانم را روانه زندان ميفرمايند .
اين بنده خدا انگار از قليان چاق کردن فقط پف نم زدنش را بلد بود و نميدانست که اين ينگه دنيا جايی است که در آن سيمرغ پر می اندازد و پهلوان سپر .


**** يک بانوی امريکايی وصيت کرده بود که پس از مرگش ؛ اجزای بدنش را به دانشکده پزشکی
دانشگاه ايالتی کاليفرنيا در لس آنجلس اهدا کنند تا " دکتر بعد از اين ها " برای درس تشريح شان ؛ کم و کسری نداشته باشند . اما اين روزها معلوم شده است که يکی از مسئولان دانشگاه ؛ اعضای بدن اين خانم و خيلی ديگر از بندگان خدا را به دلالان فروخته است و هفتصد و پنج هزار دلار کاسبی کرده است !
بگمانم اين يکی ؛ از قليان چاق کردن ؛ هم پف نم زدنش را بلد بود ؛ هم آتشدان چرخاندن ؛ و هم خيساندن تنباکو را ...!!!


**** ظاهرا در ايران ؛ " انتصابات مجلس " به پايان رسيده است و آقايان !کرسی های مجلس فرمايشی را اشغال کرده اند .
بهنگام انتخابات ؛ بازار وعده وعيد ها داغ بود و چه وعده ها که به " امت هميشه در پشت صحنه " ندادند .
اما ؛ در اين ميان ؛ يک آقای خوش ذوقی - نميدانم به شوخی يا به جد - خودش را به عنوان کانديدای نسل جوان معرفی کرده بود و برنامه هايش را هم در يک پستر انتخاباتی به اطلاع ملت غيور و شريف ايران رسانده بود . از جمله مفاد برنامه هايش اينکه:
برگزاری سومين دوره مسابقات فوتبال جام جهانی سال 2205 در ايران
جلوگيری از فرار مغز ها و جيگر ها از ايران
جلوگيری از بردن تخمه و ساندويچ به استاديوم آزادی
افزايش سس در ساندويچ های هايدا
آسفالت کردن مسير بندر عباس به کيش ؛ برای رفاه حال قاچاقچيان گرامی
فيلتر کردن سايت ايران فيلتر
کاهش قيمت نمک يد دار و فلفل منيزيم دار

سوابق :
عضو سابق مجلس هفتم و هشتم
عضو هيئت علمی دانشگاه الزهرا اچ پی
سابقه فعاليت مطبوعاتی درخشان

واقعا که چنان مجلسی چنين نمايندگانی را هم ميخواهد !!!


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:40 PMنظرات (191)
March 8, 2004
انشا الله ار لاين ....!!!!


داشتم با مهرنوش تلفنی صحبت ميکردم . می خواست از تهران برود دبی .
پرسيدم : با چه پروازی ميروی ؟ با هواپيمايی جمهوری اسلامی ؟؟
خنديد و گفت :
- مگر از جانم سير شده ام که با " انشا الله ار لاين " پرواز کنم ؟؟


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:07 AMنظرات (217)
March 4, 2004
سرزمين عجايب ....!!!!


اين روزها فتوکپی حکمی که دادگاهی در خراسان صادر کرده است در ايران دست به دست ميگردد .
اين دادگاه مردی را به اتهام تجاوز به يک زن محاکمه کرد . متهم در عين حال که به جرم خود اعتراف کرد ؛ مدعی شد که شيطان او را گول زده است !!
رييس دادگاه اين عذر را موجه تشخيص داد و حکم برائت او را صادر کرد .
در حکم آمده است که گول خوردن متهم از شيطان محرز است و چون امکان دستگيری شيطان وجود ندارد مگر در روز قيامت !!پس بايد دستگيری و محاکمه شيطان را ؛ که متهم اصلی و مسبب واقعی است ؛ به روز قيامت موکول کرد !!
دادستان دادگاه پس از شنيدن اين حکم به آن اعتراض کرد و نوشت که تجاوز به عنف (زور ) صورت گرفته و متهم نيز به آن اعتراف کرده است ؛ بنا بر اين پيش کشيدن فريب شيطانی خلاف رويه قضايی است و حکم بايد بر اساس قوانين جاری صادر گردد .
واکنش رييس دادگاه اين بود که : حکم کاملا درست و مطابق موازين اسلامی است ؛ و دادستان " به ريش نداشته اش می خندد که به اين حکم اعتراض می کند !!!!"

براستی که مملکت ما سرزمين عجايب است .


نوشته شده توسط گیله مرد در  1:27 PMنظرات (307)
March 2, 2004
اگر دو گاو داشته باشيد ....


در هندوسنان :
شما دو گاو داريد
آنها را پرستش می کنيد

* در روسيه :
شما دو گاو داريد
آنها را می شماريد و می بينيد گاوهای شما پنج تاست . دوباره می شماريد می بينيد چهل و دو تاست . برای بار سوم ميشماريد می بينيد هفده تاست . سر انجام شمارش گاوها را رها می کنيد و يک بطری ديگر ودکا باز می کنيد .

*در پاکستان :
شما هيچ گاوی نداريد . اما ادعا می کنيد که گاوهای هندی مال شماست . از امريکا می خواهيد تا بشما کمک اقتصادی کند . از چين می خواهيد بشما کمک نظامی بدهد . از انگلستان هواپيماهای جنگی می خواهيد . از ايتاليا ماشين آلات می خواهيد .از آلمان تقاضای دريافت تکنولوژی می کنيد . از فرانسه زير دريايی می خواهيد . از سويس وام می گيريد . روسيه به شما دارو می دهد . از ژاپن وسايل يدکی می خواهيد . گاو ها را می خريد و مدعی ميشويد که جهان به شما پشت کرده است !

* در امريکا :
شما دو گاو داريد
يکی از گاو ها را ميفروشيد و آن گاو ديگر را واميداريد تا به اندازه چهار تا گاو شير بدهد . وقتی گاو شما ميميرد شما ملت های ديگر را مورد ملامت و سر زنش قرار ميدهيد و برای نجات جهان ! و بدست آوردن گاوها يک جنگ تمام عيار راه می اندازيد .

* در فرانسه :
شما دو گاو داريد
دست به اعتصاب می زنيد زيرا خواهان آن هستيد که سه تا گاو داشته باشيد .

* در آلمان :
شما دو گاو داريد
آنها را طوری باز آفرينی می کنيد که صد سال عمر کنند و در ماه فقط يکبار غذا بخورند .

* در انگلستان :
شما دو گاو داريد
اما هر دو تای شان بيمارند ( mad cows )

* در ايتاليا :
شما دو گاو داريد اما نمی دانيد گاو های تان کجاست
بی خيال می شويد و ميرويد استراحت می کنيد .

* در سويس :
شما پنجهزار تا گاو داريد اما هيچکدام شان مال شما نيست . شما فقط حق البوق چريدن گاوها را می گيريد .

* در ژاپن :
شما دو تا گاو داريد
کاری می کنيد که جثه گاو ها تان ده برابر کوچک تر بشود و بيست برابر گاوهای معمولی شير بدهد . شما بعدا کارتون های زيبايی از گاو ها توليد و به سراسر جهان صادر می کنيد .

* در چين :
شما دو تا گاو داريد
سيصد نفر گاوهای تان را خشک و تر می کنند .شما مدعی ميشويد که در مملکت شما بيکاری نيست و ميزان توليد سيصد برابر شده است و هر کس هم از تعداد واقعی گاوها گزارشی بدهد دستگير و زندانی خواهد شد .

* در اسراييل :
شما اصلا گاوی نداريد
گاوهای فلسطينی ها را می گيريد و از تورات هم دليل و برهان ميآوريد که اين گاوها از نخستين روز خلقت عالم مال شما بوده است .

* در ايران :
شما دو تا گاو داريد
يکی را رهبر مملکت ميکنيد و آن ديگری را رييس جمهور !!!


نوشته شده توسط گیله مرد در  9:29 PMنظرات (229)
March 1, 2004
اتفاق اين جهان ....


اتفاق اين جهان افتادنی است
عاقبت اين نردبان افتادنی است
بد به حال آنکه بالا تر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست

" مولانا "


نوشته شده توسط گیله مرد در  10:42 PMنظرات (474)

آرشيو
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63