October 31, 2006
سفرنامه گيله مردانه .....


سلام دوستان

بالاخره پس از چند روز دست به گريبان بودن با جناب آقای عزراييل ! توانستيم به ضرب دکتر و دوا و عرق کاسنی و عرق شاتره ؛ از چنگال حضرت آقای عزراييل بگريزيم و بار ديگر نشان بدهيم که ما گيله مردان امريکايی از آن بيد ها نيستيم که از اين بادها بلرزيم !!!
حالا هم که شنگول و سرحال و تر دماغ شده ايم ؛ بار و بنديل مان را بسته ايم و ميخواهيم به سفر جابلقا و جابلسا برويم .

جای تان خالی ؛ ما در همين ماه مارچ گذشته ؛ يکی دو هفته ای در اسپانيا و فرانسه بوديم و باز جای تان خالی خيلی بما خوش گذشت ؛ اين بار اما ؛ اول به دوبی ميرويم و هفت هشت روزی در آن ديار کنگر خواهيم خورد و لنگر خواهيم انداخت ؛ پس از آن به پاريس خواهيم رفت و از جانب شما نايب الزياره اين شهر جادويی شگفت انگيز خواهيم بود .

صد البته ؛ به سبک و سياق گيله مردانه خودمان ؛ کلی هم سفر نامه خواهيم نوشت و ناصر خسرو وار ؛ از ديده ها و شنيده ها ياد داشت بر خواهيم داشت تا وقتی به ولايت خودمان سانفر انسيسکو برگشتيم هم دست خالی نباشيم و هم از شما دوستان نازنين شرمساری نبريم .

اين سفر مان سه هفته ای طول خواهد کشيد و در اين سه هفته گمان نکنم سر و کله مان توی اين صفحات پيدا بشود .

برای همه شما ؛ در هر جای دنيا که هستيد ؛ شادی و سبزی آرزوداريم و اميدواريم آسمان زندگی شما پر از ستاره و خورشيد باشد .
لاکردار ها ! دل مان برای تان تنگ خواهد شد ها ......

به اميد ديدار


نوشته شده توسط گیله مرد در  7:28 PMنظرات (15)
October 25, 2006



ياد داشت های روز بيماری....


دور از جان شما ؛ بد جوری سرما خورده ايم . آنچنان سرمايی خورده ايم که دارد جان مان از ماتحت مان در ميآيد . ما قرار است چند روز ديگر سفری به فرانسه و ساير بلاد کفرستان داشته باشيم . رفته بوديم فروشگاه تا چمدان بخريم ؛ وقتيکه آمديم پولش را حساب کنيم دختر خانم خوشگل سيه موی سيه چشم سيه چهره ای که پای صندوق بود هفت هشت دلار به ما تخفيف داد ! و ما که از اين تخفيف نا خواسته کلی خوشحال شده بوديم در آمديم که اين تخفيف برای چيست ؟ با خودمان گفتيم شايد تخفيف خوش تيپی است ؟؟!!
دختر خانم سيه موی سيه گيسو در آمد که : امروز روز سه شنبه است و فروشگاه ما روز های سه شنبه به سينيور سيتی زن ها ده در صد تخفيف ميدهد . !!
آمديم بيرون و به خودمان گفتيم ما خيال ميکرديم هنوز جوانيم ! کی سينيور سيتی زن شديم و خودمان خبر نداشتيم ؟

*** پسرم – الوين -نشسته بود پای تلويزيون و آنچنان از ته دل می خنديد که بخودم کفتم ببينم از چه می خندد . من هم گوشه ای نشستم و برنامه ای را که او نگاه ميکردتماشا کردم . . باور کنيد کله ام سوت کشيد .
ميدانيد چه بود ؟؟ چند تا جوان شانزده هفده ساله را نشان ميداد که به مادران همديگر فحش ميدادند و آنکه فحش غليظ تر و بهتری ميداد برنده هزار دلار ميشد .
ميدانيد شگفتی قضيه کجا بود ؟؟ در اين مسابقه فحش؛ مادر های بچه ها هم نشسته بودند و از فحش های عجيب و غريبی که نثار شان ميشد غش غش ميخنديدند .
از شما چه پنهان اگر کسی يکی از آن فحش ها را به مادر من ميداد شکم اش را سفره ميکردم .
****


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:54 AMنظرات (3)
October 17, 2006



آقای “ عين “ شريک آقای “ ر “ ميشود .


ما ايرانی ها ؛ يک ضرب المثل عاميانه داريم که ميگويد : راه بزن ؛ خدا را هم ببين !!
راستش ؛ ما تا همين ديروز پريروز ؛ هر چه به کله مبارک خودمان فشار ميآورديم که از شآن نزول چنين ضرب المثل مسخره ای سر در بياوريم دست مان به جايی نميرسيد . همه اش از خودمان می پرسيديم آخر اين پدر بزرگ های خدا بيامرز مان چرا چنين ضرب المثل جفنگی را ساخته و پرداخته اند ؟؟ مگر ميشود هم راهزن بود و هم خدا را ديد ؟؟

ديشب ؛ دور از جان شما ؛ سرمان بد جوری درد ميکرد . از آن زهر ماری ها هم نخورده بوديم . يعنی فی الواقع مدتهاست که ما ديگر از آن زهر ماری ها نمی خوريم . نه خيال کنيد توبه کرده ايم ها ؟؟ !! نه ! ديگر پير شده ايم و آن زهر ماری ها بجای آنکه مست و شنگول مان بکند کله پايمان ميکند و می اندازدمان توی رختخواب بيماری ...
باری ؛ آمديم نشستيم پای کامپيوتر مان تا ببيننيم توی اين دنيای سرشار از عدالت و ثروت و آزادی ! چه خبرهای تازه ای هست و دنيا دست کيست ؟
داشتيم توی سايت بازتاب برای خودمان خبر های عجايب غرايب را سبک سنگين ميکرديم که چشم مان به خبری افتاد که نه تنها سر درد مان از ياد مان رفت بلکه نزديک بود پس بيفتيم و سکته ناقص بفرماييم . خلاصه اينکه پس از سالها ؛ حالی مان شد که “ راه بزن ؛ خدا را هم ببين “ يعنی چه ....!!

بازتاب می نويسد :
“ با روشن شدن ابعاد تازه ای از سوء استفاده آقای “ ر “ از سيستم بانکی کشور ؛ مشخص شد که حجم وام های دريافتی توسط وی ؛ از کل سرمايه بسياری از بانک های دولتی بيشتر است !!!
به گزارش خبرنگار بازتاب ؛ تاکنون مجموع موارد کشف شده وام های دريافتی آقای “ ر “ از سيستم بانکی کشور ؛ به سيزده هزار و دويست ميليارد ريال ؛ معادل يک و نيم ميليارد دلار رسيده است !!!!که اين مبلغ حيرت انگيز از سرمايه بسياری از بانک های دولتی و خصوصی ؛ و بودجه سالانه بسياری از وزارتخانه های کشور بيشتر است ....
گفته ميشود با وجود گذشت دو ماه از افشای رفتار آقای “ ر “ تاکنون مراقبت کاملی از سوی سيستم نظارتی و امنيتی کشور برای جلوگيری از خروج منسوبان و سرمايه های آقای “ ر “ انجام نشده است . اين در حالی است که وام های دريافتی از سوی بسياری از شرکای آقای “ ر” را بايد به اين مبلغ افزود که از آنجمله مبلغ سيصد و پنجاه ميليارد تومان وام دريافتی از سوی آقای “ ع “ ؛ شريک آقای “ ر “ از بانک پارسيان است

راستش ؛ ما نه آقای “ عين “ را می شناسيم و نه با آقای “ ر “ سلام عليک داريم ؛ اما وقتی ديديم که در مملکت صاحب الزمانی ؛ يک آقای ريشوی نماز خوان مومن متقی شيعه مرتضی علی ؛ به تنهايی يک و نيم ميليارد دلار (دلار ؛ نه تومان ) از سيستم بانکی کشور کش ميرود ؛ و از سوی ديگر فلان جوان بيچاره کليه اش را برای هزار دلار به حراج ميگذارد ؛ آنچنان زبان مان بند آمد که کم مانده بود دور از جان شما سکته قلبی که سهل است سکته مغزی بکنيم ؛ سر درد مان که ديگر جای خود دارد .
بعد به خودمان گفتيم : ای آقای گيله مرد ! بهتر است جنابعالی راست بروی و راست بيايی و ماستت را بخوری و سرنايت را بزنی و کاری به کار مومنان و شيعيان مرتضی علی نداشته باشی که لابد حکمتی در کار حضرت باريتعالی است که راهزنان اسلامی را بر مقدرات يک ملت حاکم کرده است !!
با ديگران خوری می و با ما تلو تلو
قربان هر چه بچه خوب سرش بشو .....


نوشته شده توسط گیله مرد در  7:56 PMنظرات (10)
October 14, 2006



چه خون دلی ميخورد امت اسلام ...؟؟!!

سفر خانم انوشه انصاری به فضا ؛ اگر چه موجبات مباهات جامعه ايرانی را فراهم کرد ؛ اما احساسات اسلام خواهانه امت اسلام را جريحه دار کرد؛ به حدی که طی استفتايی ؛ از حضرت امام خامنه ای خواسته اند که نظر مبارک شان را بيان بفرمايند که از نظر شرع مقدس ؛ بسر بردن انوشه انصاری با سه مرد در سفينه فضايی صحيح است يا نه ؟ و اصولا چرا ايشان قبل از اينکه به سفر واجب حج بروند ؛ به سفر فضايی رفته اند !

برای اينکه بدانيد انسان ايرانی هنوز در حال و هوای دهه های نخستين هجری سير ميکند ؛ عين اين نامه را برای تان نقل ميکنم تا شما هم همراه من ؛ با حسرت و حيرت بگوييد که : ما در کجای زمان ايستاده ايم .

و اما اصل نامه چنين است :

.......اخيرا يک زن ايرانی که گفته ميشود از دهسالگی بهمراه خانواده اش به امريکا رفته و در آنجا اقامت گزيده و به تابعيت امريکا در آمده است ؛ با پرداخت بيست ميليون دلار ؛ به سفر فضايی رفته و ده روز در ايستگاه فضايی ؛ همراه با چند مرد بسر برده و بعد به زمين باز گشته است .
گزارش رفت و بر گشت اين سفر با آب و تاب و تحسين ؛ در سايت های دولتی و غير دولتی وابسته به نظام ؛ و حتی در سايت های متعلق به اصولگرايان نظام مثل سايت “ فردا “ و سايت ارزشی “ نوسازی “ که گفته ميشود به مخدره مکرمه فاطمه رجبی ؛ همسر سخنگوی دولت تعلق دارد ؛ منتشر شد و کانال چهار سيمای جمهوری اسلامی هم يک مصاحبه يکساعته تلفنی با او در آستانه سفر به ايستگاه فضايی انجام داد .

از مقام معظم رهبری و ولی امر مسلمين و اميد مستضعفان جهان حضرت آيت الله امام خامنه ای ؛ از حضرت آيت الله العظمی ناصر مکارم شيرازی و حضرت آيت الله العظمی بهجت مستدعی است نظر شرعی خود را در مورد جايز بودن يا نبودن چنين سفری برای يک زن مسلمان را اعلام بفرمايند ؛ چون جايز بودن اين کار برای يک زن مسلمان به دلايل مختلف ؛ برای مومنين شبهه دار است .
يک دليل اين است که : چگونه ممکن است يک زم مسلمه مومنه محصنه ؛ ده شبانه روز ؛ بدون رعايت حجاب و مسئله محرم و نا محرم ؛ در مکانی سر بسته و کوچک ؛ در کنار سه چهار مرد نا محرم و غير مسلمان بسر ببرد و بد تر آنکه در شرايط بی وزنی ؛ حرکاتی شبيه غوطه ور خوردن در آب و شنا کردن در برابر آنان انجام دهد . اگر اين کار بخاطر شرايط ويژه ای که بر آن جاريست ؛ جزء مسائل مستحدثه ای است که خلاف شرع نيست ؛ خوب است که امت اسلام از آن آگاه شوند .

ديگر اينکه : صرفنظر از مسئله اسراف ؛ اين زن ؛ بيست ميليون دلار پول برای اين کار پرداخته و چند ماه آموزش ها و تمرين های سخت برای معلوم شدن توانايی جسمی انجام سفر را هم تحمل کرده است .
سئوال اين است : بطور کلی انجام چنين سفری قبل از انجام سفر واجب حج برای کسی که هم توانايی مالی و هم توانايی جسمی دارد جايز است يا نه ؟؟

ديگر اينکه : تعلق اين زن به خانواده ای مسلمان چندان روشن نيست . اگر به خانواده ای مسلمان تعلق ندارد چطور اقدام او اينهمه در رسانه های ام القرای اسلام مورد ستايش قرار ميگيرد ؟ و اگر به خانواده ای مسلمان تعلق داشته اما مقيد به رعايت موازين شرع نيست و يا اينکه ديگر مسلمان نيست و از اسلام بر گشته - که در آنصورت مرتد فطری شمرده ميشود – اين دو حالت اخير ؛ قباحت واکنش تاييد آميز رسانه های ياد شده را باز هم بيشتر ميکند چون از غير مسلمان نميشود انتظار رعايت احکام و موازين شرعی را داشت ؛ اما مسلمانی که احکام شرع را رعايت نکند طبعا بايد تعزير شود و حکم مرتد فطری هم معلوم است .
در هر حال ؛ آيا جايز است بدون اينکه هيچ اشاره ای به مسائل شرعی شود ؛ اين سفر در رسانه های نظام الهی جمهوری اسلامی اينهمه مورد تبليغ قرار گيرد ؟؟
برای امت اسلام ؛ مسئله انعکاس تاييد آميز سفر فضايی يک زن ؛ مسئله ساز و شبهه آفرين است و ممکن است سبب خون دل خوردن مومنان بخاطر پايمال شدن ارزش های اسلامی بشود که فتوای شرعی شما بزرگواران در اين زمينه برای رفع شبهه مومنين ضروری است . ........


بيچاره انوشه انصاری !!
اگر بگويد مسلمانم که بايد تعزير شرعی بشود
اگر بگويد مسلمان نيستم که مرتد فطری است و بايد اعدام بشود !!

بقول ايرج ميرزا :
با اين علما ؛ هنوز مردم
از رونق ملک نا اميدند ...


نوشته شده توسط گیله مرد در  11:18 PMنظرات (4301)
October 10, 2006



پخش مستقيم قداره کشی امام زمان ....!!!


در تهران ؛ يک ملای بظاهر ايرانی ؛ که ادعا ميکرد نماينده خاص امام زمان است ؛ پس از يک زد و خورد هفده – هيجده ساعته با ماموران امنيتی ؛ توسط سربازان گمنام يک امام زمان ديگر دستگير شد و به زندان فرستاده شد .

اين آقای نماينده خاص امام زمان ؛ که اسم مبارک شان سيد ابوالقاسم الحسينی الاعرجی الکاظمينی البروجردی است ؛ خودشان را فرزند بيست و هفتم حضرت زين العابدين بيمار ميدانند و قبل از اينکه توسط سربازان گمنام آن يکی امام زمان دستگير بشوند ؛ شمشيری به دست گرفته بودند و ميگفتند برای حمايت از اسلام عزيز و مخالفت با دين سياسی پا به ميدان گذاشته اند .


در همان زمانی که آقای نماينده خاص امام زمان سر گرم شمشير زنی و قداره کشی بودند و خودشان را برای دفاع از اسلام عزيز آماده شهادت کرده بودند ؛ معجزه ديگری اتفاق افتاد و يک شبکه راديو تلويزيونی فارسی زبان که از امريکا برنامه پخش ميکند ؛ جريان قداره بندی و عربده کشی حضرت آقا را مستقيما از اقامتگاه ايشان برای ما ملحدان و مرتدان اينور آب پخش کرد !!!و ما دانستيم که در ميان هواداران و سينه چاکان حضرت آيت الله العظمی امام سيد ابوالقاسم الحسينی الاعرجی الکاظمينی البروجردی ؛ نه تنها صد ها تن از امت اسلام ؛ بلکه بعضی از اعضای جامعه ارامنه تهران هم حضور دارند کما اينکه يک بانوی ارمنی – که لابد برای دفاع از اسلام عزيز و شهادت در راه حضرت زين العابدين بيمار در آنجا حضور داشته – توسط سربازان گمنام آن يکی امام زمان ؛ مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زده اند دست و پای طفلک را خرد و خاکشير کرده اند .
حالا جامعه ارامنه تهران چرا برای اسلام عزيز دل ميسوزاند و چه نسبتی با حضرت آيت الله العظمی سيد ابوالقاسم الحسينی البروجردی دارند بايد از خود حضرت آيت الله پرسيد .

در گير و دار بگير و ببند ها ی نماينده خاص صاحب الزمان در تهران ؛ ماموران انتظامی ام القرای اسلامی ؛ در يک حمله برق آسا و غافلگير کننده و سوپر انقلابی ؛ اعضای خانواده ای را در ياخچی آباد ؛ که در تهيه و توزيع “ عرق سگی “ دست داشته اند دستگير کردند

در بازرسی از منزل سازندگان عرق سگی ؛ نوزده قوطی ويسکی و چهارده قوطی آبجو نيز بدست آمد که لابد جرم شان را سنگين تر و سهميه شلاق شان را بيشتر و غليظ تر خواهد کرد .

خبر گزاری ايسنا که اين خبر را با آب و تاب نقل کرده می نويسد : اين عرق سگی سازان ؛ آب معدنی و الکل سفيد را با هم مخلوط کرده و مشروبی تحت نام “ عرق سگی “ تهيه ميکرده و هر بطری را حدود سه هزار تومان به باده نوشان ميفروخته اند .

ياد آن شعر حافظ افتادم که :
بهر يک جرعه که آزار کس اش در پی نيست
محنتی ميکشم از مردم نادان که مپرس

اين روزها ؛ بمناسبت ماه مبارک ! رمضان ؛ شعری در ايران دهان به دهان ميگردد که نشان دهنده نفرت عميق مردم ما از دين دولتی و پلشتی های اسلام اين آقايان است .
شعر اين است :

برو ای گدای مسکين در خانه علی زن
که علی ز در در آيد
و ترا چنان بگايد
که دگر به کس نگويی در خانه علی زن !!


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:22 PMنظرات (8)
October 4, 2006



صنعت امام زاده سازی .....

طی يکسال ؛ امام زاده های ايران ؛ سی و هفت ميليارد تومان در آمد داشته اند .
يعنی مردم بيچاره ايران ؛ که خودشان به نان شب محتاج اند و با هزار و يک درد بی درمان دست به گريبان هستند ؛ رفته اند در اين امام زاده ها دخيل بسته اند ؛ ناله و ندبه کرده اند ؛ گريبان چاک داده اند ؛ اشک ريخته اند و حاجت خواسته اند ؛ و چون هيچيک از اين امامزاده ها اهل نسيه کاری نيستند و چک و سفته هم قبول نمی فرمايند و هيچ حاجتی را بدون پول بر آورده نمی کنند ؛ لاجرم ؛ همين مردم پا برهنه و گرسنه ؛ سی و هفت ميليارد تومان به اين امامزاده ها رشوه داده اند بلکه دردی از آنها درمان بشود ؛ حاجتی بر آورده بشود ؛ برای دخترشان شوهری پيدا بشود ؛ همسر شان حامله بشود ؛ عروس شان از سر بهوايی بيرون بيايد ؛ گاو و گوسفند شان از بلايای ارضی و سماوی در امان بمانند ؛ فلان بيماری شان شفا پيدا بکند؛ و خلاصه اينکه يکی از هزار و يک حاجت شان بر آورده بشود .....

ميدانيد که اساسا دستگاه روحانيت – بخصوص روحانيت شيعه – از نظر تاريخی ؛ بر تلکه گيری از عوام تکيه دارد و به همين خاطر است که صنعت امامزاده سازی در ايران – بر خلاف صنايع ديگر – صنعتی پر رونق هست و هر روز در گوشه ای ؛ يکی خواب نما ميشود و از خواب نمای او امامزاده ای سر بر ميکشد و دکان دو نبشی برای آقايان ملايان فراهم ميشود تا حضرات همچنان بر خر مراد سوار باشند و بخورند و بنوشند و بتازند و بنازند و بر گرده خلق بنشينند و به ريش همگان بخندند .

آقای چمران ؛ معاون بقاع و اماکن متبرکه در سازمان اوقاف ؛ با کلی خوشحالی فرموده است که در آمد همين امامزاده ها در سال 84 نسبت به سال 83 رشد بسيار خوبی داشته کما اينکه اين در آمد از 27 ميليارد تومان به 37 ميليارد تومان رسيده است .
به زبان ساده تر ؛ امامزاده ها در سال گذشته ؛ کاسبی شان کلی روبراه بوده و شکر خدا هيچگونه ضررو زيانی متوجه کسب و کار آنها نشده است !

جالب ترين بخش اين خبر اين است که آقای معاون اوقاف فرموده اند که : در ايران مجموعا هشت هزار امامزاده وجود دارد و اين 37 ميليارد تومانی که در سال 84 نصيب امامزاده ها شده ؛ فقط و فقط مربوط به سه هزار تا از امامزاده ها بوده و اگر قرار باشد در آمد سالانه همه امامزاده ها – از امامزاده بی غيرت بگير تا فلان امامزاده در شالغوز آباد - را حساب کنيم سر به دويست – سيصد ميليارد تومان ميزند !

در حاليکه امامزاده ها و آقا زاده ها هر روز در ايران پولدار تر و پروار تر ميشوند ؛ شکاف طبقاتی در ميهن ما هر روز عميق تر ميشود و بر اساس تازه ترين آماری که منتشر شده ؛ ده و نيم درصد از جمعيت شهری ؛ و يازده در صد از جمعيت روستايی کشور ما در زير خط فقر مطلق هستند .يعنی از لحاظ جمعيتی اگر بخواهيم حساب کنيم ؛ هفت ميليون و 465 هزار نفر از جمعيت ايران زير خط فقر مطلق زندگی ميکنند .

بر اساس نتايج يک تحقيق ؛ خانوار های تهرانی نيازمند 395 هزار تومان در آمد ماهانه هستند تا از فقر مطلق خارج بشوند و اين در حالی است که ميانگين حقوق کارمندان در حال حاضر صد و هفتاد هزار تومان اعلام شده است !

نقشه جغرافيای فقر که بر اساس خط فقر استانی از سوی وزارت رفاه و تامين اجتماعی منتشر شده ؛ نشان ميدهد که خط فقر مناطق شهری 162 هزار تومان ؛ و خط فقر مناطق روستايی صد و سی هزار تومان در ماه است
اما آيا چنين در آمدی برای ميليونها نفر ميسر است ؟؟؟

براستی که زيستن در بهشت اسلامی اين آقايان ؛ و شرافتمندانه زيستن ؛ چه مصيبتی است .


نوشته شده توسط گیله مرد در  8:31 PMنظرات (17)

آرشيو
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
 


 

Powered by Movable Type 2.63