آقا جوات امريکايی وقتی با خبر شد که پدر بيمارش يکی دو سال ديگر چانه آخری اش را خواهد انداخت و يک عالمه پول و پله برای او باقی خواهد گذاشت ؛ با خودش فکر کرد و گفت : حالا که داريم پولدار ميشويم و می توانيم سری توی سر ها در بياوريم ؛ چه بهتر که برويم يک عليا مخدره خوش بر و رويی پيدا بکنيم و با اين ثروت باد آورده ؛مابقی عمرمان را خوش بگذرانيم .
آقا جوات ؛ يک روز غروب ؛ که شال و کلاه کرده بود و رفته بود بار محله شان تا آبجويی بخورد و نفسی تازه بکند ؛ چشمش به يک عليامخدره خوش بر و رو افتاد که آن گوشه نشسته بود و داشت نم نمک دمی به خمره ميزد .
آقا جوات ؛ نرمک نرمک بطرف اين عليا مخدره خزيد و لبخندی زد و گفت : ريخت و قيافه م رو می بينی ؟؟ خيال ميکنی من يه آدم عادی ام ؟؟ من تا دو سال ديگه بيست ميليون دلار پول گيرم مياد !!فقط کافيه بابام سرشو بذاره زمين و غزل خدا حافظی رو بخونه ! هر چه دار و ندارشه ميرسه به خودم ! ميليونر ميشم !
خانمه ؛ پشت چشمی نازک کرد و عشوه ای آمد و گيلاسی بالا انداخت و راهش را کشيد و رفت .
سه چهار روز بعد ؛ آقا جوات فهميد که خانمه شده زن باباش !!!
**نتيجه اخلاقی اينکه : آقايون حواس شون به خانوم ها باشه
************
در جاده قم .....
حسين آقا داشته ميرفته قم . وقتی ميرسه سر بزرگراه قم ؛ می بينه راه بندونه و ماشينا تکون نمی خورن .
همينطور که پشت فرمون نشسته بود و به زمين و زمون ناسزا ميگفت ؛ می بينه که يه آقايی مياد طرفش .
شيشه ماشينو پايين ميکشه و ميگه : داداش ! چی خبر شده ؟؟چرا راه بندونه ؟؟
آقاهه ميگه : والله يه گروه تروريستی احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی رو گروگان گرفتن و ميگن اگه پونصد ميليون تومن ندين ؛ بنزين ميريزن رو اينا و آتيش شون ميزنن !!
حسين آقا ميگه : خب ؟
آقاهه ميگه : ما داريم از راننده هايی که اينجا گير افتادن کمک ميگيريم بلکه بتونيم اين مشکلو حلش کنيم .
حسين آقا ميگه : هر راننده ای بطور متوسط چقد داده ؟؟
آقاهه سرش رو ميخارونه و ميگه : هر کدوم شون حدود يه ليتر بنزين دادن !!!!
نوشته شده توسط گیله مرد در 5:52 PM
آقای گیله مرد. فکر میکنم شما قبلا شیراز بودهاید. رمان زیرکار یک شیرازی از دین بریده است که کمی دیوانه بنظر میرسد.
http://www.seganeh.net/nk.html
اي ول اي ول داش گيله رو اي ول
خوب از اسم من الهام گرفتيا !
روزي خامنه اي , رفسنجاني و احمدي نژاد با هم ميرن بيرون و ميبينند كه
مردم در يك صف درازي ايستاده اند. هر چه نگاه ميكنند اول صف را نميبينند,
پس آنها هم خود در آخر صف ميايستند تا ببينند که صف واسه چيه !
نفر جلو آنها كه ميبينه اين حضرات پشت سرش ايستاده اند با عزت واحترام , خواهش و تمنا آنها را به جلو خودش ميفرسته .باز نفر ديگر جلو اين حضرات هم همين كار را انجام ميده و اونها رو به جلو خودش ميفرسته , و نفر بعد هم همين و نفر بعد هم همين و ... و ... و ... تا اينكه اين حضرات به جلو صف ميرسند و ديگه كسي جلوشان نيست.
به جلوشان نگاه ميكنند و ميبينند كه دم مرز تركيه هستند. به عقبشان نگاه ميكنند و ميبينند كه ديگه صفي در کار نيست و همه دارند برميگردند.
ميپرسند: پس چي شد چرا همتون از تو صف رفتيد بيرون ؟
جواب ميشنوند: حال كه حضرات تشريف ميبرند بيرون , ما ميمونيم همين تو .
وقتی سخن از خمینی و آباء و اجداد و آل و اُمت و ولایت فقیه او به میان می آید، بایستی به گرد تاریخ چرخی صد و هشتاد درجه زد. چرا که خمینی ، تفاله ی قرنها بربریت و فرومایگی بود. او سمبل اسلام نابی بود، که توسط راهزنان و گستاخان ِ خودخواه عرب، با زور و جنایت، پا گرفت وگسترده شد و با فریب و بهره کشی و سرکوب، خود را بر کشورهای مغلوب، تحمیل کرد و برای همیشه، همچون خوره و زالو، به مکیدن خون و تباه کردن هستی مردمان پرداخت.
خمینی ، اگر چه انسان زاده و انسان نما بود ولی، موجودی بود که هیچیک از ویژگیهای یک انسان تندرست و نیکو سرشت را در خود نداشت. او با کمک روحانیون درباری که برای رد گم کردن ، به شیوه ی فریبکارانه ی همیشگی خود، آنانرا از دخالت در سیاست بر حذر می داشت، او از خود امت و دم و دنبالچه بر جا نهاد و با حیله گری ِ منحصر به فردش، توده ها رابه آلودگی کشاند و سرگردان کرد.
ایرانیان از جایی که اسلام و مسلمین را یکی از مهمترین عوامل تیره روزی ِ تاریخی ِ خود قلمداد کرده و می کنند، تنها در یک غفلت کوتاه و ناشناخته، او را پذیرفتند و تا به امروز، بهای کرده ها و ناکرده های خود را ، با گوشت و پوست و استخوان ، پرداخته و می پردازند.
خميني هنوز زنده است. او را می توان در لباس انگلهای سیاسی و مذهبی، مانند سیدعلی خامنه ای ، محموداحمدی نژاد ، نمایندگان مجلس ، وزیران و ماموران اطلاعاتی ، جلادان دادگاههای انقلاب، سرلشگران و امیران ، پاسداران و بسیجی های یکبار مصرف، مدیران آدمفروش ، سفیران تروریست و لابی های رژیم در خارج از کشور و ... مشاهده کرد. آری اندیشه او متاسفانه هنوز زنده است و در بسیاری از ایرانیان و ناایرانیان خانه دارد و ریشه دوانده است.
اندیشه ی خمینی را می توان، در رفتار و کردار بازجو یان ِ آدمکش و جنایت پیشه ای دید، که از سویی شعار امر به معروف و نهی از منکر می دهند و برای اسلام و مسلمین یقه می درانند، و از سوی دیگر، به دختران و زنان سیاسی در زندانها تجاوز می کنند و برای لاپوشانی کردن جنایاتشان، آنانرا به قتل می رسانند
https://iranbbb.org/16274.htm
امام زین العابدین (عج) به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تو مرد بودي!
Posted by: Reza at December 8, 2007 3:39 AMهیس : من وظیفه و اجازه ندارم در مورد چیزی که شیوا خودش نخواسته بگوید چیزی بگویم اما صرفا به علت اینکه از من در این مدت بارها از طریق کامنت و ایی میل در مورد او پرسیدید و نگران حال او بودید باید بگویم که طی آخرین تماسی که با او داشتم حالش خوب بود و خود خواسته و به علت دلایلی که برای خودش دارد نوشتن وبلاگش را رها کرده و فکر می کند که این کار درستی است . البته من جای او بودم حتما ننوشتن وبلاگم را به اطلاع خوانندگانم می رساندم اما شیوا روش فکری خودش را دارد و طبق آن رفتار می کند . نگرانش هم نباشید که بادمجان بم آفت ندارد و در مورد ننوشتنش هم مطمئنم که به زودی دوباره می نویسد .چون به قول معروف : لبی که خورد به وافور شسته میشه به کافور .
Posted by: David at December 8, 2007 3:57 AMمن دکتر حسین الله کرم هستم . به همتون هشدار میدهم اگر باز هم از این چرتو پرتا بنویسید ، دوباره چماق معروفمو برمی دارم و میفتم به جونتون . آخه می دونید که من سردمدار چماقداران این رژیم هستم و فقط تو زندگیم چماقو میشناسم . تازه دکتر هم هستم پس دیگه حساب کار دستتون بیاد .
Posted by: دکتر حسین الله کرم at December 8, 2007 6:12 AMBeh reza,
Dar har kojaye donia angali manand khomeini mitavanad vojood dashteh bashad. Chera Iran bayad mohite ziste in angalan bashand.
Ma na tanha masoole azadie khish hastim dar barabareh naslhaye baad masoolim.
Mohiti ke in angalha ra mipazirad mihiti bisavad ast.


نظرات